صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | چشم پرغبار دارم

چشم پرغبار دارم

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

محمدکریم سکوت

بر من غزل بخوانید که هوای یار دارم
 ز نگار خبر بیارید دل بیقرار دارم
قد سرو دلربایش چه شده که گشته پنهان
به امید دیدنش و ای بسی ان
تظار داریم
رخ مة نازنینش که ز ما دریغ  دارد
قسم است که من ز هجرش شب و روز تار دارم
به درش روم نالم و سرشک غم بریزم
منی بینوای حیران زچه اعتبار دارم
این شبی، که وصل عشقست و مراد ماحاصل
به کنار دلبر خود شب میگسار دارم
بگذار این شب خویش به خوشی سحر نمایم
که در این شب طلایی غم و غمگسار دارم
اگر آمدند بکویم و صدای و با نگ دادند
بگویید ای عزیزان که من اعتزار دارم
بزبان ناملایم سخنی اثر ندارد
کنمش به قید زندان که خیال پاردارم
همه عمر نجابت خود برخم کشیده زنهار
چه طلسم کرد و جادو که گلی زخار دارم
من دلیلی هر دوی بردوش هم نشینیم
چو سخن تازه گردد دل نوبهار دارم
به سکوت اهانتی کن که بود بدان لازم
که در این چراغ روشن چشم پرغبار دارم

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha