خدمت خلق

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

استاد همایون پژمان

باز زد شعله بجان حالت خونبار وطن
پرده بر چهره چو زد خنده بگلزار وطن
بسکه زد لشکر غم خیمه بدشت و دمنش
سیل حسرت رود از دیدة کوهسار وطن
هر کسی می زند از هر طرفش تیر جفا
شده بازیچه دوران تن بیمار وطن
هر غلامی که در این خطه به منصب برسد
مینگنجد به جهان دشمن غدار وطن
از پی غارت این ملک میان بسته همه
نیست اهل نظری مونس و غمخوار وطن
ما بجان هم و خصم کهن و شیوة نو
هر نفس میبرد از مزرع پر بار وطن
ملت از بهر دونان بر در دونان چو گدا
حیف و میل دگران ثروت سرشار وطن
حاکم و واعظ و مفتی همه در بند ریا
رفته در خواب گران دیدة بیدار وطن
نو جوانان همه در فکر هوی و هوس اند
مشکل افتاده بسی عاقبت کار وطن
دست غیرت چه شد آن تیغ شرربار کجاست
تا زند گردن اهریمن و مکار وطن
هر که دارد هوس خدمت خلق از دل و جان
سر شوریده برد بر سر بازار وطن
زنگ غم از دل (پژمان) بگندرخت سفر
گل وحدت چو زند غنچه بگلزار وطن

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha