صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | مکثی بر غزل »من و تو« از لیلی صراحت روشنی

مکثی بر غزل »من و تو« از لیلی صراحت روشنی

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
مکثی بر غزل »من و تو« از لیلی صراحت روشنی

بدون شک ریشه های شعر امروز که از گنجینه ادبیات کهن و گشن بیخ زبان فارسی دری آب می خورد رسالت بیان حقایق زندگی مردم زمان خود را دارد، با داشتن پیام صریح، واضح، مشخص و روشنگر در جهت تنویر اذهان عامه، تشویق و ترغیب افراد جامعه به باورها و ارزشهای بلند انسانی و به مثابه برنده ترین سلاح مبارزه اجتماعی نقش خود را ایفا نموده است؛ ما در این نوشته کوتاه نمونه غزلی از شعر امروز را بخوانش می گیریم.

من خشک خشک خشکم، تو رود بار جاری
من یک سکوت سردم تو یک قفس قناری
من شعله شکسته، در آسمان مغرب
تو یک طلوع سبزی، از شهر شب فراری
من یک شب غمینم، بی ماه و بی ستاره
تو بامداد روشن، تو صبح یک بهاری
درمن ترانه ها بود شورو جوانه ها بود
در تو هوای جنگل، در تو صفای یاری
اینک شکسته بالم، گمنام و بی نشانم
گم کرده آشنایم، گم کرده بردباری
گم کرده خویش خویشم، دل ریش ریش ریشم
باور شکسته و زار، تو باورم نداری
من سرد سرد سردم، نشسته چشم در راه
تا تو برایم ایدوست، خورشید را بیاری
تو رفته دور دوری، بیزار از درنگی
من بسته پا درختم، تو رودبار جاری
 لیلی صراحت روشنی شاعر، نویسنده و ژورنالیست نامدار معاصر از سخنوران توانای شعر معاصر زبان فارسی دری است که در سال 1337 هـ.ش در شهر چاریکار مرکز ولایت پروان در یک خانواده منور و روشنفکر دیده به جهان گشود، فرزند سرشار روشنی یکی از نویسندگان به نام بود که در شکل گیری و شگوفایی شخصیت هنری دخترش لیلی صراحت نقش داشت، بعد از ختم دوره مکتب از لیسه مرکزی نسوان شهر چاریکا بعد از سپری نمودن آزمون کانکور شامل پوهنحی زبان و ادبیات دانشگاه کابل شد و سند لیسانس از رشته زبان و ادبیات دری را به دست آورد و سپس به صفت آموزگار در
مربوطات وزارت معارف انجام خدمت نمود.

لیلی صراحت شعر را از دوبیتی آغاز کرد و با غزل سرایی به دنیای شعر روی آورد. از سال 1365 خورشیدی به بعد شعرهایش در نشریه های گونه گون کشور منتشر شده است و در پایان همان سال نخستین گزینه از سروده های وی در دفتری با نام «طلوع سبز» به کوشش انجامن نویسندگان افغانستان  چاپ شد و بی درنگ نظر محافل ادبی به خصوص زنان را که رفته رفته برای شرکت جستن در امور اجتماعی به عرصه جامعه وارد می شدند، بخود جلب کرد و سبب تشویق بیشتر از پیش آنها گردید.

دومین مجموعه شعرش بنام «تداوم فریاد» در سال 1370 خورشیدی در کابل اقبال چاپ یافته است.    لیلی صراحت در دوران جنگ های تنظیمی سال های دهه هفتاد بسان سایر هموطنانش راه مهاجرت را در پیش گرفت و سرانجام در دیار مغرب در کشور هالند پناهنده شد. غزل «من‎وتو» که نمونه یی از سروده های دوران مهاجرت اوست و نهایت ساده و روان است اما اندیشه های وی نو و متضمن نکات مهم اجتماعی است.

لیلی از درد دوری از وطن، مردم و دیارش خود را بسان درخت خشکیده یی می یابد که سرانجام آن، جز سوختن چیز دیگری نیست.

لیلی صراحت آنگونه که سرایش شعر را از دوبیتی آغاز کرد به غزل، قطعه و شعر نیمایی رسید ودیوار های پست و بلند شعر قدیم را پشت سرگذاشت واز آنجا به سرزمین های بیکران شعر نو راه یافت.

با این طبع آزمایی آرام نگرفت گامی آنسوتر نهاد و تا به سرزمین های بیکرانه شعر سپید مرزهای تازه و تازه تری را در نوردید.

لیلی صراحت در اشعارش از وطن سرودو از دوری از وطن لب به شکایت بردو میگوید که کشش های خاک و وطن خیلی دست و پاگیر است. او درین غزل از دل شکسته خود از زخم های دوری از وطن سخن زده و از بی سرانجامی خود و مردمان درد کشیده کشورش که هیولای جنگ از چارسوی پوست و گوشت شان را می درد و از ظلم بیداد دستانی به فریاد آمده است که بیچاره ترینان را درخاک می کشد.

لیلی در دیار مهاجرت و دور از مردم و دوستانش در تیرماه سال 1383 خورشیدی به سن 46 سالگی داعی اجل را لبیک گفت و پیکرش به کابل انتقال و بخاک سپرده شد روحش شاد و یادش گرامی باد.

عبدالحمید اسکندری

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha