صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | سبک چیست و چگونه دارای سبک شویم؟

سبک چیست و چگونه دارای سبک شویم؟

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

واژه سبک از قدیم ترین زمانها در ادبیات ملل مختلف جهان بویژه در ادب یونان رایج بود و نخستین کسیکه آنرا بطور جدی مطرح کرد افلاطون بود، و ارسطو نیز پس از افلاطون سبک را به تفصیل بیشتر در کتاب «فن سخنوری» خود مطرح کرد ولی نظریه او مغایر عقیده استادش افلاطون است، که گفته بود:

سخن سبک دارد یا ندارد.» ارسطو معتقد بود که «هرنوشته و گفته چه خوب و چه بد دارای سبک است، که این نوشته یا خوب است یابد.» بدینترتیب دیده می شود که تاریخچه سبک یا «استیل» در اروپا اصطلاحی بوده است کهن و قدیمی؛ اما سبک شناسی به مفهوم امروزی اش تعبیری است تازه که در دو قرن اخیر در جنب سایر ژانرهای ادبی بوجود آمده است.

واژه سبک در لغت به معنای فلز ذوب شده را در قالب ریختن، شیوه، طرز و روش قالب گری کردن فلز گداخته شده، زر و نقره است. و اما در اصطلاح ادب سبک عبارت است از روش و شیوه ای خاص که گوینده یا نویسنده ادراک و احساس خود را بدانی بیان میکند تعریف شده است.

برای اینکه دارای سبک شویم نخست باید تقلید نکنیم و نوشته ما باید جوابگوی احتیاجات زندگی متغییر و متحول افراد باشد، افکار عمومی را ارتقاع دهد، دید اجتماعی مردم را بالا ببرد و افراد جامعه را با حوادث و رویداد های تازه زمان آشنا سازد. خود نویسنده باید وسعت نظر و اندیشه، قدرت تخیل، ابتکار و نو آوری و آشنایی بازبانها بویژه زبان مادری داشته باشد؛ زیرا کسیکه در نگارش دارایی جهانبی نی و مفکوره است کوشش مینماید که با ذوق وسلیقه شخصی خود موضوع را انتخاب و با کلمات و الفاظ زیبا، رسا و پسندیده با تسلسل منطقی آنرا بنویسد. کسانیکه چنین خواص دارند مسلماً متکی بخود بوده، نو آوری ها در کارشان دیده می شود وبالآخره دارای سبک می شوند.

سبک طریقه و روش خاص بیان فکر و اندیشه یک شخص را گویند و سبک در نگارش انعکاس شخصیت فرد است و از بزرگترین شاعر و نویسنده جهان گرفته تا شاگردی که در نگارش مشکل دارد دارای سبک می باشد. یعنی این شاگرد مبتدی نیز پس از تمرین زیاد میتواند سبکش را پرورش دهد، احساس خود را در برابر زیبایی که در طبیعت وجود دارد بپرورد هستند کسانی که از شیوه و روش دیگران تقلید می کنند وخود را دارای سبک میگویند، این در حالیست که از روی کارکسی، کاری را انجام دادن سبک نیست؛ بلکه تقلید است، و تقلید خود یکی از خواص اجتماعی شخصیت است که در اجتماع تشکیل می پذیرد. مثلاً :تقلید در مود فیشن، نگارش، آواز خوانی و همه یی موارد دیگر وجود دارد.

شخصی که دارای مفکوره و جهان بینی نیست و ذوق و سلیقه ذاتی خودش مطرح نمی گردد، نو آوری و خلاقیت در کارش دیده نمی شود تقلید دو نوع است؛ یکی تقلید آگاهانه یا «مثبت» و دیگر تقلید کور کورانه یا «منفی» تقلید آگاهانه میتواند موثریت در کار نویسنده داشته باشد و باعث رشد استعداد شخصی مقلد گردد؛ به شرطی که از شخصی که تقلید میکند، آن  شخص باید در جامعه مقام و جایگاه خوبی داشته باشد.

اما تقلید های کور کورانه برعلاوه یی که استعداد شخص مقلد را ضربه میزند مانع کار های بعدی او، پیشرفت و خلاقیت وی نیز میگردد و هیچگاهی نمیتواند دارای جهان بینی واقعی و دید منطقی گردد.

تقلید کورکورانه نتیجة منفی در قبال دارد و قابل قبول برای مردم و جامعه نمی باشد. بنابرین آنعده جوانانیکه تازه به دنیای نویسندگی روی آورده و یا می آورند برای شان لازم نیست تا کور کورانه تقلید نمایند و موثریت کارشان را کم رنگ و یاهم زیر سوال ببرند.

ع. ح: اسکندری

 

 

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha