صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | روز حادثه

روز حادثه

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

عزیز آسوده

به روز حادثه هر جا غم تو ساری بود
زچشم کوچه تو دیدی که سیل جاری بود
به سنگ فاجعه کشتند در حدیقة شب
به زیر پا همه جامردة قناری بود
هزار برق چکاچک دشنه ها دیدم
به جان تو همه ایوای زخم کاری بود
تو ای زمین که به روی تو سوخت آتش خشم
پیام تو به پسین دود پایداری بود
هلاکه دیده مبیناد داغ ناسورت
که سور فصل تو یکعمر مرده داری بود
توتاب شرفة شلاق دیده ای هیهات
حکایتی که سراپا زخنده عاری بود
نشان پای تو در کوچه باد ها میروفت
دریغ سایه تو سالها حصاری بود
هزاره ها همه بانگ هزار و یکشب داشت
سحر نیامده پاداش تو هزاری بود
تو آهوانه به هر دشت و دره سرگردان
تفنگ به دست به دنبال تو شکاری بود
مگر توسنگ صبوری که در کشاکش عمر
سرود فجر تو خود مویه بود و زاری بود

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha