صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | آرزوی ممنـوع

آرزوی ممنـوع

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

در مدت شانزده سال پسین، بی بند و باری های گونه گون تحت نام«آزادی» و «دموکراسی» در کشور ما به ویژه در شهر کابل بیداد می کند به یکی از مثال ها توجه بفرمایید:

وقتی در هر نوع موتری؛ تونس سراچه، کاستر و... بخواهید به جایی بروید، با صدای خیلی گوشخراش موسیقی مواجه می شوید.

مثال وقتی جدی تر می گردد که موسیقی دارای تصویر هم باشد.

موسیقی ... که نه! مزخرفات چرندیات، سکس و فحشا موج می زند!

فکر کنید در یک موتر زنان و مردان و یا پسران و دختران جوان موجود می باشند. هنگامی که چنین مزخرفات دیده و شنیده می شود  برای کسی که شرم و حیا داشته باشد؛ بسیار گران تمام می شود.

همین موضوع در برخی از اداره های دولتی هم صدق می کند. حتی در برخی از شفاخانه ها و کلینیک ها شاهد بوده ایم که تلویزیون با صدای خیلی آزار دهنده روشن می باشد ... زن و مرد نا محرم یکجا به تماشای آن مصروف می باشند.

در حدود شاید پنج سال پیش بود... در چوکی های عقبی موتر تونس نشسته بودیم. در چوکی های پیشروی ما مردان نشسته بودند. آواز خیلی بلند موسیقی از بلند گو های عقب موتر  درست از جایی که ما زنان نشسته بودیم. می برآمد.

از جمع مردان یکنفر با قهر و غضب زیاد رویش را طرف من دور داد و گفت:«خاموشش کن...! خاموشش کن...!» من حیران شده بودم که چی را خاموش کنم؟!

پسانتر متوجه شد که موسیقی از عقب موتر می برآید، خیلی پشیمان شده بود. پسر جوانی که در کنار آن مرد نشسته بود، نزدیک بود از خنده انفجار کند.

واژه های که در سطور پایین می خوانید، شاید برای یکتعداد خوشایند نباشد و شاید هم تعبیر سوء کنند؛ اما باور کنید وقتی با این نوع موسیقی و بدتر از اینجا سر می خورم، در دلم آرزو می کنم که ایکاش در کشور ما محدودة آزادی در نظر گرفته می شد.

مسعوده خزان

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha