صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | نکتـه هـا

نکتـه هـا

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

مسعوده خزان

وقتی روح پاک شود، آیینه دل شفاف می شود و آنگاه مکان و زمان را اعتباری نیست.

-          در جایی  که دود کردن سگرت را منع کرده بودند، دود کردن چرس و هیرویین آزاد بود.

-          آیینه هر چیز را خاموشانه بیان می کند.

-          آنقدر باریدم تا رنگین کمان نمایان شد.

-          وای از آن روزی که باران  خرید و فروش شود.

-          وای از آن روزی که از باریدن برف و باران، جزیه بگیرند!

-          مهتاب با ستاره شام قصه می کرد.

-          سنگدل تر از مهتاب کیست؟!

-          کاش می توانستیم رابطه های مان را با «ترموز» و یا «مشکوله» گرم نگهداریم.

-          مهتاب در شب های تنهایی اش، اشک ستاره می ریزد.

-          باران؛ سرود زندگی را در گوش جان ها می نوازد.

-          ما اشک می ریزیم و دیگران در جستجوی رنگین کمان استند.

-          از بس خسیس بود؛ با زبان هم چیزی را مبارکباد نمی گفت.

-          گل لبخندم را با اشک هایم آبیاری کرد م و برایش هدیه دادم.

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha