بهـــار

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

نورمحمد«فيضي» اسفنده يي غزنوي

آمدبهار و باز جهان را به‏بـرگرفـت

دنياي پير دور جواني زسـر گرفـت

از نگهت نسيم نوازشگـــر ربيـع

گردون زمانه را به مزاج دگرگرفت

يعني که با مساعدت وضـع روزگار

در ساحت ملايمتش بحر و برگرفت

گيتي نگارخانه يي گرديده کاندران

نقاش روزگار هنر برصـور گرفت

لاله زطبع سرخوش‎وآزادة خودش

از باغ پاکشيد و به هامون مقر گرفت

از بسکه گل به‏وادي‏وباغ‏ودمن شگفت

سررشتة اراده زاهل نظر گـــرفت

بار دگر به مزرع سرسبز و بوستــان

دهقان تلاش خود به اميد ثمر گرفت

برجابود و غرور سر افرازي ستيـغ

کز سبزه کمربند به دور کمرگرفت

در هر طرف که بنگري موج لطافت است

وادي و بيابان زطراوت اثر گرفـــت

سرماي زمستان که وقتش به سر رسيـد

از بسترش برخاسته راه شغر گرفــت

«فيضي» هواي باغ ازان فرحت آور اسـت

کزدامن باد سحري مشک ترگرفــت

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha