صفحه اصلی | anis | مقالات | براي مهارتروريزم ازفرصت طلايي استفاده بايدكرد

براي مهارتروريزم ازفرصت طلايي استفاده بايدكرد

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

هرگاه سخن از مداخله پاکستان در امور افغانستان به میان می‎آید محافل سیاسی و رسانه‎یی در داخل و خارج از کشور بیشتر از دو دهه گذشته را محور بحث خود قرار می‎دهند. مداخلات پاکستان در امور افغانستان را با پیدایش گروه طالبان و پس از سرنگونی آن گروه مورد بررسی قرار می‎دهند.

 حال آن‎که مداخله پاکستان در امور افغانستان از بدو پیدایش پاکستان آغاز شده و پیوسته در زمان‎های گونه‎گون با شکل و شمایل مختلف ادامه یافته است.

 از تغییر نظام سیاسی کشور به ریاستی تا به امروز بیش از هر زمان دیگر زمینه‎ مداخله و دست‎درازی پاکستان در کشور ما مساعد شده است. به ویژه پس از حرکت تندسردار داؤودخان در برابر پاکستان و تهدید آن کشور به حمله نظامی و جنگ تمام‎عیار؛  این روی‎کرد داؤودخان زنگ خطری بود که پاکستان را به فکر چاره‎جویی و پیش‎گیری از حمله احتمالی افغانستان به آن کشور انداخت. سیاست‎مداران پاکستان از زمان زمام‎داری داؤودخان تا کنون در اشکال گونه‎گون هیچ فرصتی را برای تضعیف نظام‎های کابل در ادوار مختلف و مداخله در امور کشورما از دست نداده‎اند.

درین میان حمایت پاکستان از گروه‎های مخالف نظام افغانستان  و نقش تخریبی پاکستان از چشم  مردم و کشورها در جهان پنهان نیست.  تضعیف حکومات کابل برای سیاست‎مداران پاکستانی از يك پلان ستراتیژیک برخوردار گردید. تاجايي پاکستانی‌‎ها در تعقیب و تحقق این ستراتیژی به موفقیت‎هایی نیز نایل آمدند. تا امروز هر فورمول ملی و بین‎المللی برای حل بحرانی که علت اصلی به وجود آمدن آن مداخلات پاکستان پنداشته می‎شود، ناکار آمد از آب در آمده است.

پاکستانی‎ها با مداخلات خراب‎کارانۀ پیهم‎شان در افغانستان تنها به تضعیف و نابودی شیرازه‎ نظام درین کشور دست نیافتند، بلکه آنان از بابت موشک و خمپاره‎هایی که بر آبادی‎های افغانستان پرتاب می‎کردند، پول هنگفتی از شیخان عرب و برخی از کشورهای مقتدر غربی را نیز به بهانۀ شکست مخالفین ایدیولوژی‎شان به دست می‎آوردند. اين كمكها  پاکستان را از یک کشور فقیر و بی همه چیز به یکی از کشورهای قدرتمند و قابل محاسبه در معادلات منطقه‎یی تبدیل کرد. باید به صراحت گفت که پاکستان به قیمت خرابی افغانستان آباد گردید. این فورمول کوتاه و ساده هنوز هم برای پاکستانی‎ها غلط به اثبات نرسیده و هنوز هم با استفاده از همین فورمول و مبتنی با همان ذهنیت سیاست‎مداران پاکستانی در قبال کشور ما سیاست می‎کنند.

پس از ایجاد حکومت مجاهدین در سال 1371 خورشیدی در کابل با آن که تصور می‎شد  مداخلات پاکستان در قبال کشور ما پایان می‎یابد، اما این باور نیز به زودی رنگ باخت. در عمل معلوم شد  هدف پاکستانی‎ها آن‎گونه که در زمان جهاد شعار می‎دادند استقرار یک حکومت اسلامی در افغانستان نبوده، بلکه هدف اصلی پاکستان نابودی شیرازه‎ نظام و دولت مقتدر درافغانستان  بوده است. دو دلیل عمده برای ادامه مداخله پاکستان در امور افغانستان وجود دارد، نخست پاکستانی‎ها از این هراس دارند که ثبات در افغانستان و ایجاد یک دولت مقتدر می‎تواند قضیه خط فرضي دیورند و تصفیه حساب‎مرزی با آن کشور را دوباره حاد سازد.

دومی، باج‎گیری‎های پاکستان از کشورهای غربی به خصوص امریکا به بهانۀ پیش‎گیری از نفوذ و رسوخ قدرت‎های ضد غربی در منطقه مي باشد. به نظر می‎رسد انگیزه پاکستان برای مداخله در امور افغانستان صرف‎نظر از سودهای که این کشور از مداخله در افغانستان برده است بر می‎گردد به نیات سیاست‎مداران افغانستان در قبال پاکستان. تا زمانی‎که سیاست‎مداران كشورما باورمند به تصفیه حساب‎مرزی با پاکستان (بدون مجرای بین‎المللی) باشند، این باور می‎تواند برای پاکستانی‎ها خطرناک و انگیزنده باشد. سیاست‎مداران پاکستانی پیچیده‎ترین بازی را در افغانستان به پیش می‎برند. سیاست‎های اعلانی و اعمالی این کشور در افغانستان هیچگاهی  یکسان نبوده است. ستراتیژیست‎های مکار و سیاست‎مداران حیله‎گر این کشور همیشه با سیاست‎های اعلانی: سیاست‎مداران، مردم، رسانه‎ها و حکومت وحدت ملی وحتا جامعه جهاني را فريب داده اند. اما با سیاست اعمالی‎شان اهداف و منافع سیاسی درازمدت‎شان را در افغانستان تعقیب کرده‎اند. تا کنون سیاست‎مداران و دولت‎مردان ما اصل نیت و ستراتیژی سیاسی سیاست‎مداران پاکستانی در قبال افغانستان را درک نکرده و خوش‎باورانه به سیاست‎های اعلانی پاکستان اعتماد کرده‎اند. حکومت پاکستان همیشه از عدم دخالت  در امور داخلی افغانستان، رابطه نداشتن با طالبان و مخالفان مسلح دولت یا مبارزه با گروه‎های افراط‎گرا و تروریزم سخن می‎گوید؛  اما کمتر در سیاست‎های اعمالی‎اش به این وعده‎ها عمل کرده است. درحالي كه رهبران و ستراتیژیست‎های پاکستانی حمایت از گروه‎های افراطی و بنیادگرا را در منطقه از ابزارهای ستراتیژیک‎شان محسوب مي كنند.   جامعه جهاني با آن که خوب می دانند لانه و فابریکه تولید تروریزم مستقیم در داخل خاک پاکستان قرار دارد و روزانه چه تعداد ازین ابزار شرور و جاهل برای نابودی بشر خلق می گردد. ازآن جا به سایر نقاط جهان صدور، به خصوص به داخل افغانستان جهت کشتار جمعی مسلمانان توسط حمله های انتحاری انفجاری و تخریبی کسیل می گردند. امروزكشورهاي منطقه، جامعه جهانی ودر رأس امریکا كه ازحقيقت انكارناپذير آگاه شده اند بايد درقبال عمل كرد رهبران اسلام آباد تصميم قاطع بگيرند.بافشارهاي ديپلوماتيكي، تعزيرات اقتصادي، قطع كمك هاي اقتصادي وشامل نمودن نام آن كشوررا درفهرست سياه حاميان تروريزم جهاني؛ مي توانند اسلام آبادرا ازتوسعه وانتشارپديده تروريزم جهاني درسطح منطقه بازدارند. زماني كه دهشت افگنان حاميان خودرا ازدست بدهند وپناگاه امني درمنطقه نداشته باشند به زودترين فرصت ازساحه وجغرافياي منطقه كه خودرا مصون احساس ننمايند خودبه خود نابودخواهند گشت .بدين ترتيب مردم منطقه وحتا جهان مي توانند درزندگي نفسي راحت بكشند.اگر بازهم جامعه جهاني وامريكا به تزويرونيرنگ رهبران پاكستان فريفته گردندو همانند سه دهه قبل، وظیفه خود را انجام یافته تلقی نمايند، امنیت افغانستا ن ومنطقه را دست کم بگیرند. افغانستان وياکشورديگري درين جغرافياي متشنج دوباره به پایگاه ترويج تروریزم تبدیل گردد.

احتمال آن وجودداردكه  به زودترین فرصت این شبکه هاي دهشت افگن ضد بشری توسط حاميانش ازجمله پاكستان، باکلاهک های هستوی مجهزگردند. درآن هنگام به نام  قوانین بین المللی و یا...چيزي را به رسمیت نخواهند شناخت. نخستین اقدام شان برای نابودی  امریکا ، اروپا وساير اعضاي بشريت خواهد بود. آنگاه هیچ نیروی قدرت بشری نخواهد توانست آنان را کنترول و یا انسان را در هيچ گوشه جهان از دست شان نجات دهد.¡

 

نوشته :  د- م

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha