روزنامه هیواد

مشکل انسان درعصرحاضر و راه حل آن از دىدگاه دىن مبین اسلام

مشکل اساسى جهان امروزى درانسان سازى است به اساس گفته ىکى ازدانشمندان، انسانها توانستندکه نسبت به ماهى ها بهتر وخوبترشنا نماىند وتوانستندکه بهتر ازپرنده گان به آسمان پروازنماىند وبالاخره توانستند وساىل پىشرفته بسازند که جهان بزرگ را مانند ىک قرىه کوچک بسازند ولى آنچه نتوانستند بسازند خودِ انسان است.

امروزبزرگترىن مشکل جهان درخودِ انسان است. اىن انسان باو جود داشتن تمامى امکانات تکنالوژى بازهم دربسا حالات خودرا حقىرتر ازحىوانات مىسازد وحتى جرىمه اىن انسان به اندازه یى مىرسدکه اگرىک درنده درجنگل وبىابان شکارنموده انسانى را نابود مىسازد، اما اىن انسان درىک لحظه هزاران انسان مظلوم را به خاک وخون مبدل مىکند.

نخستىن هدف قرآن عظىم الشان انسان سازى مىباشد زىرا مشکل تمامى بشرىت زمانى به اوج مىرسدکه انسانها نتوانند خود سازى کنند درعصرامروزى بسىارى ازکشورهاى جهان بابحث وتحقىقات فراوان درمورد وساىل مادى توانستند که بهترىن وساىل را کشف وبه دسترس انسان قراردهد، همىن انسانها توانستندکه اىن جهان بزرگ را مانند ىک قرىه کوچک ساخته ازىک کرانه آن به کرانه دىگر بابسىارسهولت نقل وحرکت نماىند، ىک انسان مىتواند بابرادرانسانى خوىش ازمسافه هاى بسىار دور به فاصله هزاران کىلومتر تماس گرفته ودرهرلحظه ازاخبار وحادثات جهان به بسىار ساده گى اطلاع حاصل نماىند ولى مشکل اساسى انسانها درىن است که آنان درعصر ساىنس وتکنالوژى صرف دوکار کرده اند:

الف: وسىــــــله ســــــازى

ب: کشف بخش هاى مادى درزمىن وکهکشانها

بخش وسىله سازى: ازدىدگاه وسىله سازى براى رفاه بشرىت کار بسىارخوب وارزشمند است زىرا انسان منحىث ىک موجود باکرامت وباارزش ضرورت داردکه باوساىل بسىار عالى زنده گى نماىند وبسىارى از حقىقت هارا بااستفاده ازاىن وساىل درک نماىد واىن وساىل را درراه معرفت انسان شناسى، انسان سازى، وبالاخره خداشناسى وجهان بىنى انسانى ىکباربرد.

ولى مشکل عصرامروزى ما اىنست که انسانها با ساختن وساىل بسىار عصرى ومدرن، خودِ وساىل را وسىله ندانسته، بلکه همىن وساىل دست ساخته خودرا هدف قرار دادند ومانند بت پرستان دوباره به پرستش وساىل دست ساخته خود آغازنمودند.ارزش انسانرا بسىارکم دانستند وامروز ماشاهد کشته شدن مىلىونها انسان بخاطررسىدن بعضى ازانسانها به همىن وساىل مىباشیم وقتى درکشورى نفت وجود دارد، اهل اىن کشور همه روزه بخاطراىن سرماىه خوىش باىد جان خودرا ازدست دهند، زىرا کسان دىگرى هستند که مىخواهند به اىن نفت دسترسى داشته باشند، بعضى ازمردم بخاطر خاک خود روزانه ده ها کشته وزخمى دارند، زىرا خاک آنان مورد پسند دىگران شده است، آنان مجبور اندکه ىاخانه، کاشانه ووطن خودرا ترک نماىند، وىاهم کشته شوند وخانه ووطن شان درتصرف دىگران قرار داده شود وهرگاه بخواهندکه ازحق خود دفاع نماىند بازهم همىن انسان خود پسند، قانونى را به نفع خود ترتىب نموده که هرغاصب وظالم را (مترقى، آزادى خواه، بشردوست، و متمدن) دانسته، برعکس هرمظلومى را که حقش خورده شد، وطنش غصب شده، اطفالش ىتىم شده زنهاىش بىوه شده، دختران وخوهران شان مورد تجاوز لشکرىان آنان قرار گرفته خانه هاى شان بابلدوزر ها وبم هاى خطرناک منفجر شده بنام هاى(عقب مانده، ترورىست، وحشى، جناىت کار وغىره) بشمار مىروند پس مشکل درکجاست؟ مشکل دراىن است که وسىله ساخته شده، ولى انسان ساخته نشده است. امروز همىن انسان  ها براى همچو انسان زىستن درحىرت اند به سبب همىن مشکل بنىان خانواده ها رو به نابودى است، احترام والدىن از بىن مىرود بساهم زىستن روز بروز آسىب مىبىند، هرکشورى دشمن کشور دىگرى مىگردد همىن انسان بالاخره دست به جناىاتى مىزندکه حتى حىوانات هم چنىن جناىات را مرتکب نمىشوند

۲- موضوع کشف درکهکشانها: امروزانسانها همه روزه بادست ىابى به وساىل مختلف درکشف امور مادى سبقت نموده اند. باساختن تلسکوپ ها کهکشانهارا مشاهده نمودند باساختن مىکروسکوپ ها موجودات ذروى ومىکروبهارا کشف نمودند، وباساختن وساىل انتقالاتى خودرا به مرىخ رسانىدند ولى چى پىامى براى انسانىت آوردند. جنگ ذروى، جنگ اتومى، جنگ سىاره ها وبالاخره قتل هاى دسته جمعى انسانها چون هىروشىما وناکاساکى، چون جنگ هاى اول ودوم جهانى و… که شاىد پىشرفت وساىل جنگى به نابودى همه بىانجامد که درحقىقت قىامت انسانى درىن دنىا محسوب مىگردد.

راه حل: درمىان اىن همه بدبختى ها بازهم کتاب الهى راه حل تمامى اىن مشکلات را تقدىم نموده وانسان را نخست براى انسان مىشناساند، وسپس براى انسان برنامه هاىى را تقدىم انسانها مىکند. درىنجا روى اىن دوموضوع بحث خواهىم داشت: انسان شناسى قرآنى- انسان سازى قرآنى.

مخلوقات به اساس دلاىل شرعى به اقسام ذىل تقسىم مىشوند:

وقتى ما به مخلوقات الهى نظر اندازىم مىابىم که تمام مخلوقات الهى به دوبخش بزرگ واساسى تقسىم مىشوند:
۱- مخلوقات ىک بعدى
۲- مخلوقات دوبعدى. مخلوقات ىک بعدى شامل فرشته ها وحىوانات گردىده ومخلوق دوبعدى انسانها وجنىات را دربرمىگىرد.

مخلوقات ىک بعدى: منظوراز مخلوقات ىک بعدى آن موجوداتى هستندکه تنها ىک بخش اساسى دارند که بدودسته تقسىم مىشوند: قسم اول مخلوقات روحانى(فرشتگان) فرشتگان مخلوقاتى اندکه خداوند متعال آنهارا باىک بعد روحانىت بدون نفس وشهوت خلق نموده است آنان وظاىف محوله خوىش را بدون کدام کمى وکاستى انجام مىدهند چونکه نفس وشهوت ندارند مرتکب هىچ عصىان نمىگردند.

قسم دوم: مخلوقات حىوانى(حىوانات، پرنده گان وخزنده گان) است اىنها مخلوقاتى اندکه هدف ازخلقت شان خدمت به نوع انسانى بوده وخودشان فاقد بخش روحانىت اند وتنها ىک بعدِ حىوانى دروجود آنان موجود مىباشدکه درنتىجه فقدان بخش معنوىت آنان را ازمسئولىت هاى اخروى معاف نموده است.

مخلوقات دوبعدى: مخلوقاتى اندکه داراى دوبخش مىباشند که عبارت اند ازانسانها وجنها خداوند متعال انسانها وجنهارا ازدوبعد ملکوتى وناسوتى خلق نموده است آنان باداشتن بخش روحانى داراى ارزش هاى ملکوتى عالى مىباشند وموجودىت بخش حىوانى آنانرا وابسته به نفس وخواهشات حىوانى مىدانند. به اساس اىن شخصىت دوبعدى، انسانها وجنها مسئولىت هاى زىادى داشته وبراى شان اختىارکامل درتصرفات روزانه داده شده است، آنان با استفاده ازعقل وفراست خوىش مىتوانند به اعمال نىک وپسندىده ممارست ورزىده، بخش معنوى خوىش را تقوىت نموده خودرا به مقام فرشته گان برسانند چنانچه ما انسانهاى فرشته صفت زىادى درجامعه خوىش دارىم که پىامبران الهى، اصحاب پىامبربزرگ اسلام،اهل بىت رسول الله صلى الله علىه وسلم ودىگرانسانهاى پاک طىنت معروف درتقوى وطهارت جامعه اسلامى بزرگترىن مظاهر انسانهاى فرشته صفت اند. درجمله جنها ابلىس توانست که درنخستىن مراحل زنده گى خوىش خودرا درصف ملائکه ها قرار دهد ولى خود خواهى، تکبر،حسادت وساىر پدىده هاى منفى اورا بادشمنى به آدم کشاند وقبل ازىنکه دشمن را به هلاکت اندازد خود هلاک وتباه گردىد بناءً ازصف فرشته گان رانده شده وشخصىت عالى خودرا بااىن امراض معنوى به لعنت گرفتارنمود. بناءً گاهى هم اىن انسان مقام عالىتر ازفرشته گان را نصىب مىشود زىرا فرشته گان به اساس نداشتن بعد حىوانىت(شهوت ونفس) مجبوراند تاتمام اوامر الهى را بدون کدام کمى وکاستى انجام دهند،ولى آنان نمىتوانستند که زمىن را آباد کنند زىرا انسان ها که هم براى عبادت وهم براى آبادى زمىن آمده اند دو بعد اساسى وجود آنان سبب مىشودکه هردو وظىفه را انجام دهند، اما آمدن فرشته ها برروى زمىن سبب آبادى زمىن نمىشد زىرا نداشتن نفس زنده گى را به شکل بسىارعادى وناچىز پذىرا مىباشد.

هرگاه انسان باوجود داشتن بخش هاى(شهوانى وحىوانى) بازهم نفس خودرا تربىه نموده اورا به نفس مطمئنه مبدل سازد خودرا از لجنزار گناهان به ارزشهاى اخلاقى وملکوتى برساند، مقامش فوق مقام فرشته گان خواهد بود ولى برعکس آن هرگاه خودرا تسلىم نفس نموده وخواهشات نفسانى را برخود حاکم سازد، تمامى شخصىت والاى را که خداى عزوجل براىش داده فراموش نماىد منزلتش ازحىوانات نىزپست ترمىگردد، زىرا حىوانات به اساس نداشتن قوه ملکوتى ومعنوى مسئولىت اخروى ندارند. وانسان عاقل که خودرا باوجود همه صفات عالى درکنار مخلوقات ذىل قراردهد پىامد هاى وى خىلى ها خطرناک خواهدبود.

براى اىنکه انسان بتواند ازخاصىت هاى حىوانى نجات پىدا کند بهتراست تا مواصفات حىوانىت راکه دانشمندان مورد مطالعه قرار مىدهند بازرسى نمود، واززشتى هاى حىوانىت خودرا نجات بخشد، زىرا نخستىن گام بسوى انسانىت خلاصى ازخاصىت هاى حىوانى است.

حىوانىت: حىوانات که مخلوقات مفىد درجامعه مىباشند، داراى ىک سلسله ازصفات خوبى هستند که براى زنده گى انسانها مىتوانند منفعت هاى زىادى را به بار آورند حىوانات همىشه درخدمت انسان قرار داشته وحتى مضرترىن حىوانى که ماراست دربعضى حالات مىتواند سمبول صحت براى انسانىت با شد.

حىوانات ىک سلسله ازخاصىت هاى دارندکه مربوط آنان بوده ودانستن اىن خاصىت ها انسانرا مى فهماند که اونسبت به آنان برتروبهتر است ونباىد چنىن خاصىت هارا درخود جا دهد.

خاصىت اول(خودنگرى) حىوانات ازدىدگاه نظر به جامعه فقط به خود فکر مىکنند ووجود خودشان براى شان خىلى ها ارزشمند نسبت به دىگران است دردهاى دىگران براى آنان کدام اهمىتى ندارد وحتى ضعف دىگران را وسىله کسب رزق وروزى براى خود دانسته وقانون حىوانىت براى آنان اجازه مىدهدکه ضعىف تر ازخود را ببلعند. براى حىوانات فقط مهم است که بخورند، بنوشند، ازشهوات ولذات موقت استفاده کنند، واهمىتى نداردکه دىگران چىزى براى خوردن دارند وىاخىر… انسانهاىى که داراى چنىن صفات باشند بدون شک خودرا درقطار حىوانات نه بلکه ذلىل تر ازآنان مىسازند زىرا معقول بودن انسان باىد مانع وى ازچنىن صفات گردد ولى باتأسف انسانهاى حىوان صفتى درجامعه وجوددارندکه تنها به منفعت ومصلحت خوىش نظرداشته وحتى دربعضى حالات تباهى جامعه را بخاطر منفعت خود شان ترجىح مىدهند:سعدى شیرازى چه خوب گفته است: توکزمحنت دىگران بى غمى
نشاىدکه نامت نهند آدمى:
ولى دىن مقدس اسلام انسان را به پاىه کمال رسانىده براىش مقام عالى را بىان مىدارد وبرترىت انسانىت را در«اخرجت للناس» مىداند.

خاصىت دوم (حاضرنگرى) ازنگاه زمان حىوانات تنها به زمان حال فکر مىکنند، درمورد گذشته وگذشته گان وىاهم درمورد آىنده وآنچه خواهد آمد هىچ فکرى ندارند آنان فقط (دم غنىمت دانسته) وفقط به همىن امروز فکر مىکنند. برخلاف اىن انسانها تنها به وضعىت حال، فکرنکرده بلکه همىشه براى بهبودى وضع حال وآىنده خوىش مىکوشند وتلاش دارندکه گذشته هارا سرمشق خوىش قرارداده آىنده خودرا بسازند.

خاصىت سوم:(محىط نگرى) ازنگاه مکان حىوانات تنها به همان جاىى فکر مىکنندکه درآن زاده شده اند خودرا منحصر به همان محىط دانسته وهىچگاهى درمورد مناطق دىگر وآنانىکه درمناطق دىگر زنده گى مىکنند کدام اندىشه ندارند خداوند متعال انسان را به اساس مقام عالى انسانى که دارد ازچنىن قىد رها نموده درمقابل اونقشه جهان را مىگذارد، انسان مؤمن باخواندن آىات قرآن مانند:

ترجمه:حمد وثنا خداىى را که پروردگارجهانىان است.

ترجمه: بگو به رب مردمان پناه مى برم. مىداندکه خداىش پروردگار همه مردم است، وپىامبرش حضرت محمد صلى الله علىه وسلم نىز(رحمه للعالمىن) براى تمامى مخلوقات است ولى متاسفانه انسانهاى حىوان صفت هنوزهم درگىر مکان خود بوده تنها به وابستگان خود فکر مىکنند، نعره هاى قومى را بلند مىکنند ومىان انسانها فرق مىگذارند. وکسى راکه منسوب به منطقه ومکان تولد شان نىست حقىر مىشمارند.

خاصىت چهارم:(جنس نگرى) هرحىوانى به جنس خود وابسته بوده باوجود اىنکه همه حىوان هستند ولى ساختمان فزىکى آنان باهم فرق مىکند ولى با آنهم تنها به اساس همان ساختمان فزىکى وابسته به خود هستند، وبه اىن اساس هرگاه حىوان دىگرى را درلانه وکنارخود بدست آورند خونش را مىرىزند وفقط براى شان همىن دلىل کافى است که او ازجمله آنان نىست، چهره شان با چهره او فرق دارد. دىن مقدس اسلام انسان را ازىن قىد حىوانىت رهاىى بخشىده براى وى مقام عالى انسانى را پىشنهاد مىکند.ازدىدگاه اسلام تمامى بشرىت باتمامى رنگها، زبانها، نژاد هاى مختلف، قوم هاى مختلف، فرزندان آدم هستند.

ترجمه: همه شما اولاد آدم هستىد وآدم هم ازخاک آفرىده شده خداى عزوجل اساس کرامت را درتقوا نهاده وساختمان فزىکى را در ارزش بخشىدن وبا برترىت دادن معىار قرار نمىدهد( پىامبراسلام مىفرماىدکه:

ترجمه: خداوند به چهره ها وجسم هاى تان نمى نگرد بلکه به دلها واعمال شما مى نگرد.

تهىه وترتىب: پوهنىار،څارمن، محمداىوب”ىوسفى” استاد در”ق” تحصىلات عالى رهبرى پولىس(استاف کالج)

ممکن است شما دوست داشته باشید