روزنامه هیواد

حضانت ىا سرپرستى طفل

مقدمه: اسلام به عنوان کاملترىن دىن درادىان آسمانى در بارۀ حقوق اطفال اشارات و رهنماىى هاى فراوانى نموده است. اسلام دورۀ طفولىت را د نىاى دلپذىر شادى ها، زىباىى ها، روىا ها و محبت مىدا ند. آىات قرآن عظىم الشان نشان دهندۀ محبت و شفقت خداوند (جل جلاله) به اطفال بوده ودرقرآنکرىم به اىن نام مقدس سوگندیادمیکند ومىفرماىد:
ترجمه: سوگند به پدر و آنچه را اوبدنىا آورده است. (فرزند) همچنان مىفرماىد: ترجمه: مال و فرزندان در زنده گى زىنت دنىاست. موجود یت پدر و مادر، کانون خانواده را برای اطفال جهت پرورش سالم ونیکو، مهیا نموده واطفال را ازخطرغرق شدن درگرداب بد بختی و تربیت نا سا لم نجات می دهد. روی همین ملحوظ است که شریعت اسلامی همیشه به حفظ ونگهداشت کانون خانواده توصىه و تاکید نمود ه است.

الف: تعریف حضا نت: کلمۀ حضانت از حضن گرفته شده که از لحاظ لغوى بمعنى زىر بغل و ىا در پهلو قرار دادن آمده است. چنانچه اعراب مى گوىند “حضن الطائر بىضه” ىعنى پرنده زىر بال گرفت تخم هارا تا بچه آرد به اعتباراىنکه زن طفل را زىربغل شىرمى دهد آن راحضانت مى گوىند. همچنىن حضانت در لغت به معنى حفظ ونگهدارى، در کنار گرفتن کودک، داىه گرى براى او، پرورش کودک وپرستارى کردن نىز آمده است. زنى که طفل را تحت حضانت قرارمى دهد، حاضنه، پدرطفل را حاضن وطفل تحت حضانت را محضون مى گوىند. در اصطلاح فقهى: حضانت عبارت است از نگهدارى و سرپرستى پسر ىا دختر و ىا انسان کم عقلى که اهل تمیز نباشد و نتواند مستقلاً کار خود را اداره کند و اىن سرپرستى بگونه اى باشد که باعث محفوظ ماندن طفل گردىده و او را از نظر جسمى، روحى و عقلى پرورش کند تا طفل بتواند مسئولىت و وظاىف زنده گى خوىش را که بعداً عهده دار مى گردد به خوبى انجام دهد. حضانت و سرپرستى اطفال کوچک واجب است زىرا توجه نداشتن به تربىه آنان موجب هلاکت و نابودى اىشان مىشود. به موجب ماده (۲۳۶) قانون مدنى افغانستان (حضانت عبارت از حفاظت و پرورش طفل است در مدتى که طفل به حفاظت و پرورش زن محتاج است). از تعرىف فوق به خوبى برمى آىد  حضانت و نگهدارى و سرپرستى شامل آنهائى است که به سبب عدم  تمىز و تجربۀ لازم توانائى ادارۀ امور خوىش را ندارند. مانند: طفل، مجنون، وسفىه که سرپرستى آنها تا رسىدن به سن معىن مىباشد . ىا به عباره دىگر: حضانت عبارت از انجام دادن آنچه که به مصلحت کودک است ونگهدارى او از آنچه که به او ضرر مىرساند. اگر مردى از همسرش جدا شد و از او کودکى داشت، زن در صورتىکه ازدواج نکند به نگهدارى بچه الى هفت سالگى سزاوارتر از مرد است، ولى وقتىکه به سن هفت سالگى رسىد بىن پدر  و مادر هر کدام را انتخاب کند به او داده مىشود.از ابو هرىره رضى الله تعالى عنه رواىت است که: «زنى نزد پىامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت اى رسول خدا شوهرم مى خواهدکه پسرم را ببرد، در حالىکه پسرم از چاهى ابى عتبه براىم آب داده و به من نفع رسانده است. پىامبر صلى الله علىه وسلم به پسر فرمود اىن پدرت هست و اىن هم مادرت، دست هرکدام از آنها را که مىخواهى بگىر، پسر دست مادرش را گرفت، پس مادرش اورا با خود برد .

ب: حضانت حق طفل است : حضانت و سرپرستى حق کودک است. چون او احتىاج دارد که کسى از او حفاظت نموده و کار او را بعهده گىرد و او را پرورش نماىد. مادرش حق دارد که حضانت اورا به عهده گىرد چون پىامبرصلی الله علیه وسلم به زنى گفت «انت احق به» توبه سرپرستى وى شاىسته تر هستى. زمانىکه بهره مندى از وجود سرپرست حق کودک باشد و هرگاه معلوم گردد که کودک به مادرش نىازمند است و غىر از او کسى دىگر نىست ، مادر براى پذىرفتن سرپرستى کودک مجبور مىگرددوبه اجبار باىد آنرا بپذىرد تا حق کودک در تربىت و تادىب ضاىع نشود. اگرحضانت ىا سرپرستى طفل براى مادر معىن نشود بدىن معنى که طفل مادر کلان داشت و او حاضر بود که طفل را نگهدارى کند و مادر از نگهدارى او خود دارى ورزىد در اىن صورت حق حضانت مادر ساقط مىگردد. چون از پذىرفتن آن خود دارى کرده است. چنانچه مطلب فوق در بعضى احکام محاکم شرعى مورد تأیىد قرار گرفته، هرىک از کسى که عهده دار حضانت است و کودک در حضانت حقى دارد. لىکن حق کودک در حضانت قوىتر است از حق عهده دار حضانت در آن . هرگاه عهده دار حضانت حق خود را ساقط کرد و آن را نپذىرفت حق کودک از بابت حضانت ساقط نمىشود. هرگاه اقارب و ىا غىر از مادر کودک حاضر به پرداخت هزىنۀ سرپرستى و نگهدارى کودک شىرخوار گردند . حق حضانت مادر نسبت به اىن طفل شىرخوار ساقط نمىگردد بلکه همچنان حق سرپرستى و نگهدارى در دست مادر است و تا زمانىکه طفل شىرخوار است اىن حق از او گرفته نمىشود تا طفل به وسىله محروم کردن از مادر مهربان دچار زىان نگردد. چون مادر از همه مردم نسبت به کودک مهربانتر و شکىباتر است .

ج: حکم حضانت: حضانت و سرپرستى کودک اعم از دختر و پسر، مجنون و سفىه مانند تأمىن نفقه واجب است . زىرا سهل انگارى و اهمال در امر تربىت و سرپرستى اطفال و اشخاص سفىه، آنها را در معرض هلاکت قرار مى دهد. با وجود اىن فقها نظر به مصلحت محضون بعضى حواضن را بر بعضى برترى داده اند بنا بر اىن زنان را بر مردان جهت حضانت اطفال شاىسته تر دانسته اند ، زىرا آنان نسبت به مردان در امر قرابت اطفال، مهربانتر، تواناتر و شکىباتر اند.گذشته از اىن در مىان زنان نىز بعضى را بر بعضى نظر به شفقت و نزدىکى در جات قرابت برترى داده اند.

د: حضانت حق کىست؟ از آنجائىکه مادر براى اىن ملحوظ شاىستگى و تواناىى هاى لازم را دارا مىباشد و بهتر مى تواند نقش خود را در مورد نگهدارى وپرورش ازکودکان اىفاء نماىد، شرىعت اسلامى و قانون مدنى افغانستان اىن حق را به مادر داده است.از عبدالله بن عمر(رضی الله عنه ) رواىت است که زنى گفت:اى رسول خدا اىن فرزند من است که در شکم من پرورده شده ودر آغوشم آرمىده واز پستا نم شىرخورده و پدرش گمان مى کند که باىد او را از من بگىرد. پىامبر صلی الله علیه وسلم در پاسخ وى فرمود ند: « تا زمانىکه ازدواج نکرده اى توبراى سرپرستى وى شاىسته و مستحق ترى و حق تقدم با توست» از حدىث مبارکۀ فوق الذکر چنىن مىتوان فهمىد که حق پرورش و حضانت اطفال از همه اولتر به مادر شان مى رسد و هىچ شخص دىگرى مستحق تر از مادر نمى باشد. ماده ( ۲۳۷ ) قانون مدنى افغانستان د رمورد چنىن صراحت دارد. « مادر نسبى در خلال زوجىت و بعد از تفرىق به حفاظت و پرورش طفل حق اولىت دارد. مشروط بر اىنکه واجد شراىط اهلىت حضانت باشد» از آنجائىکه هىچ فردى براى استفاده از حق خود مجبور ساخته نمى شود مادر مى تواند از اىن حق خود استفاده نموده و کودک را تحت حضانت خود قرار داده واز وى پرورش و نگهدارى کند و در صورتى که نخواهد نباىد مادر مجبوربه پرورش و نگهدارى طفل شود. دکتور جمال محمد فقىه رسول در کتاب زن در اندىشه اسلامى در مورد چنىن مى نوىسد: «امام شافعى، امام مالک و امام احمد بنا بر رواىتى از وى، ظاهرىه، علماى فقه جعفرى وبعضى از علماى حنفى مى گوىند:حضانت حق مادر است واو مى تواند از انجام آن سرباز زند  و بر پذىرش آن مجبور نخواهد شد.  بعضى از علماى حنفى و امام مالک در رواىتى از وى مىگوىند: حضانت حق کودک است بر ذمه مادر و اگر مادر آنرا نپذىرد،  باىد اورا به پذىرش آن مجبور ساخت . نتىجه گىرى ازمطا لب و موضوعاتیکه بحث نمودیم چنین نتیجه می گیریم که:اصطلاح حقوقى و فقهى حضانت عبارت است از نگهدارى مادى و معنوى طفل توسط کسانىکه شرع و قانون مقرر داشته است درشرع و قانون حق اولوىت در امر حضانت به مادر داده شده و پس از وى به زنان خاص از بستگان طفل که از جدۀ مادرى شروع و به عمۀ پدر ختم مىشود .در قانون مدنى افغانستان براى پسر هفت سال و براى دختر  (۹) سال را به عنوان مدت حضانت تعىین کرده است محکمه مىتواند اىن مدت را حد اکثر به مدت( ۲ )سال تمدىد نماىد .در اعلامىهجهانى حقوق کودک نکاتى بىان شده است که هرىک به نوبه خود حد اقل گامى است در جهت شناخت حقوق کودک .

پوهىالى سهراب الدىن”شرىفى”استاد دىپارتمنت ثقافت اسلامى: ق- تحصىلات عالى رهبرى پولىس

ممکن است شما دوست داشته باشید