روزنامه اصلاح

گفتگوهای صلح افغانستان و نقش فدراتیف روسیه

نماینده‌ی فدراتیف روسیه در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به پیشنویس قطعنامه‌ی صلح پیشنهادی افغانستان رأی نداد؛ در حالی که اکثریت قریب به اتفاق کشور های دیگر به آن رأی دادند. تنها سه کشور دیگر همصدا با روسیه از دادن رأی به این پیشنویس امتناع ورزیدند. نماینده‌ی روسیه ظاهراً از نقش وسهمی که در روند صلح افغانستان برای روس ها از طرف افغانستان وشرکای بین المللی اش در نظر گرفته شده راضی به نظر نمی رسد.

دولت افغانستان در نشست صلحی که به ابتکار دولت فدراتیف روسیه چندی پیش در مسکو برگزار شده بود، هیچ نماینده‌ای نفرستاد؛ در حالی که روس ها چهار نماینده از دفتر قطر طالبان را در آن نشست حاضر گردانیده بودند. حضور و شرکت نماینده گان دفتر قطر طالبان در آن نشست از طرف تحلیلگران مسایل افغانستان تلاش مسکو برای دادن مشروعیت به طالبان و قباحت‌زدایی از آنان تلقی شده بود. این امر نشان داد که مسکو در پی نوعی ابراز وجود رسمی وایفای نقش در مسایل مربوط به افغانستان در برابر جامعه‌ی بین‎المللی بر آمده است.

وزارت خارجه‌ی افغانستان در آن زمان و همچنان اخیراً اذعان بر آن کرده که نشست مسکو به نحوی نادیده گرفتن حق مالکیت دولت افغانستان بر گفتگوهای مربوط به صلح این کشور بوده و مقامات در مسکو بی اینکه نزاکت مربوط به این مسئله را در نظر بگیرند، با کنشگری به دور از عرف معمول در نظام بین الملل بیش از حد معمول به گروه طالبان موقعیت داده و برای آنان زمینه‌ی ابراز وجود و تسهیلات تبلیغاتی فراهم نموده وبه آنان اجازه داد که از این فرصت به نفع خود بهره برداری کنند.

جدیداً و در پی مخالفت نماینده‌ی روسیه در سازمان ملل متحد با پیشنویس قطعنامه‌ی پیشنهادی افغانستان، محمود صیقل نماینده دایمی افغانستان در سازمان ملل در واکنش به این موضوع ودر پاسخ به بیانیه‌ی اعتراضی نماینده‌ی مسکو، فدراتیف روسیه را به نقض پرنسیپ های موجود در نظام بین الملل و زیر پا کردن اصول مربوط به کمیته‌ی تحریم های سازمان ملل متحد متهم نموده وگفت که از مجموع نمایندگان دفتر قطر طالبان که در نشست مسکو دعوت واشتراک داده کرده بودند، کم از کم سه تن آن ها در حال حاضر در فهرست سیاه این سازمان قرار داشته و شامل تحریم ها می باشند.

هر چه باشد ازین همه به این سوال می رسیم که اصولاً مسکو تا کدام اندازه حق دارد که در موضوعات مربوط به گفتگوهای صلح افغانستان مداخلت داشته و به ایفای نقش بپردازد؟

در پاسخ به این پرسش برخی دیدگاه های وجود دارد که نباید کشورهای منطقه به شمول همسایه های افغانستان از این روند دور نگه‎داشته شود و نقش شان نادیده گرفته شود. حامد کرزی رییس جمهور پیشین کشور اخیراً در یک اظهارنظر نه چندان غریب ودر ادامه‌ی موضعگیری های همیشه‌گی اش از دادن نقش به کشورهای قدرتمند منطقه واز جمله دولت فدراتیف روسیه در روند گفتگو های صلح دفاع نموده و تأکید کرد که باید برای دولت فدراتیف روسیه در روند صلح افغانستان نقشی واگذار شود.

سفر زلمی خلیلزاد نماینده‌ی خاص وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا در امر پیگیری و پیشبرد روند صلح افغانستان به مسکو که در روزهای نزدیک صورت گرفت، در همین راستا ارزیابی شده است و اینکه ایالات متحده‌ی امریکا در حال حاضر بر ضرورت دادن این نقش برای روسیه اذعان کرده ودر پی دادن اشتراک به مسکو است. آنچه پس ازین سفر و دیدار خلیلزاد با ضمیر کابلوف نماینده‌ی ویژه‌ی رییس جمهور فدراتیف روسیه و یکی از مقامات وزارت امور خارجه‌ی آن کشور در رسانه ها بازتاب یافت، این بود که فدراتیف روسیه از تلاش های جاری صلح به ابتکار دولت افغانستان و تلاش های همکاران بین المللی اش واز جمله ایالات متحده‌ی امریکا حمایت و پشتیبانی می نماید.

اما دیدگاه دیگر این است که روند صلح افغانستان ملکیت دولت ومردم افغانستان است و نباید این حق به هیچ کشور وجانب دیگری واگذار شود و این افغان ها اند که راجع به کشور وسرنوشت خویش تصمیم بگیرند واینکه چه چیزهایی را در روند صلح مورد بحث قرار داده وچه فرایندهایی را مشمول مذاکره ودر معرض گفتگو و جورآمد با مخالفان قرار دهند وچه چیزهایی را منحیث ارزشهای ثابت ولایتغیر نگهداشته وهمه‌ی جوانب ملزم به نگهداشت وحفظ آن ساخته شود. امری که در بیان زلمی خلیلزاد نماینده‌ی خاص وزارت امور خارجه‌ی امریکا در امور صلح افغانستان آمده بود. خلیلزاد به این اذعان کرده بود که به شمول امریکا همه‌ی کشور های بیرونی فقط نقش تسهیل کننده داشته و سرانجام این افغان هستند که راجع به صلح و ختم منازعات جاری و آینده‌ی کشور خود آنگونه که می‌خواهند تصمیم بگیرند.

 مطابق این دیدگاه ادعای نقش بالاتر از این، از سوی هر کشوری در حقیقت فرا روی از آنچیزی است که حق شان است و برخلاف پرنسیپ های موجود، اصول و قواعد شناخته شده در نظام بین الملل بوده وهیچ دولتی حق این را ندارد که بر دولت و نظام مشروع وقانونی یک کشور دیگر دیکته کند که در خصوص جنگ و صلح ویا چگونه زیستن و چگونه کار و فعالیت کردن و طرز برخورد با مخالفان مسلحی که با آن دولت سر ناسازگاری دارد ودرگیر جنگ است، تحت چه شرایطی صلح کند.

نمایندگان دولت فدراتیف روسیه که از دیر زمانی با گروه های مسلح مخالف نظام افغانستان رابطه دارند و بارها متهم به همکاری، تجهیز و تمویل آن ها نیز شده اند؛ همواره به این استدلال متوسل شده اند که آن‎ها و کشورهای هم‎پیمان شان در آسیای مرکزی از ناحیه‌ی امنیت مرزهای خود وهمچنان امنیت دیپلمات ها و مراکز دیپلماتیک خود نگرانی دارند و از این جهت با طالبان وگروه های مسلح مخالف دولت افغانستان روابط بر قرار کرده ودر حال حاضر در خصوص گفتگوهای صلح خواهان ایفای نقش اند ودر تلاش ها و فعالیت های مربوط به صلح مداخله می نمایند.

اما مردم افغانستان نسبت به رویکرد و نوع فعالیت های کشورهایی چون فدراتیف روسیه به دیده‌ی شک می نگرد و نوعی گرایش به تقابل دولت و نظام حاکم بر این کشور با جامعه‎ی بین‎المللی و در رأس ایالات متحده‌ی امریکا را مشاهده می‎کند که به هیچ صورت به نفع هیچ کس نمی باشد و می‎تواند مشکلات در منطقه و جهان را بیشتر نماید. زیرا چنین یک رویکرد نوعی بازگشت به دوره‌ی جنگ سرد بوده وباعث تقابل به جای تعامل گردیده و سبب رویارویی قدرت های بزرگ در منطقه و افغانستان می شود.

دولت ومردم افغانستان با چنین یک فرایندی به شدت مخالف است و همیشه از جوانب مختلف خواسته که افغانستان را به میدان رقابت خویش مبدل نکرده و بستری برای رویارویی خویش برای منافع خود قرار ندهد. چنانکه افغانستان هیچ زمان وبه هیچ صورت در صدد این نبوده ونمی خواهد که جغرافیایی افغانستان بستری برای تقابل منافع قدرت های دور و نزدیک قرار گیرد. برعکس پیوسته تلاش کرده که افغانستان بستری برای همکاری و تعامل مثبت همه‌ی کشورهای جهان و منطقه باشد. از نظر دولت افغانستان کشور ما با داشتن موقعیت خاص ژیوپولیتیک، ژیواکونومیک و ژیواستراتیژیک این فرصت واین زمینه را دارد که به بستری برای تعامل مثبت و همکاری متقابل کشور های جهان مبدل شود.

چنانکه از نگرانی کشورهای منطقه و همسایه های های خود به نیکی مطلع است ودرک درستی دارد وخود را متعهد به این میداند که در رفع نگرانی های آنان همکاری همه جانبه نماید. اما معتقد است که داشتن روابط با گروه ها و بازیگران غیردولتی و گستردن بستر همکاری با آن ها که ترور و خون ریزی ودهشتگری رویه‌ی اصلی آن ها را تشکیل میدهد، به هیچ صورت راه درستی نمی باشد. بلکه این نگرانی ها تنها و تنها از طریق همکاری دو طرفه با دولت افغانستان قابل رفع است.

دولت افغانستان از ایفای نقش تسهیل کنندگی وهمکاری همه‌ی کشورهای منطقه و فرامنطقه در راستای روند صلح کشور ما استقبال نموده است. اما علاقه‌مند است که این همکاری حق مالکیت دولت و مردم افغانستان بر گفتگوهای صلح را نقض ننموده و کمکی باشد در راستای تحقق صلح افغانستان با در نظرداشت آنچه را که خود افغان هامی‎خواهند وبه آن معتقد هستند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید