روزنامه اصلاح

گفتمان صلح؛ مردم افغانستان در برزخ امید و ترس

این روز ها روند صلح به گفتمان اصلی افغان ها در داخل و بیرون از کشور مبدل شده است. بخش بزرگ نشرات رسانه ها و مطبوعات را مباحث مربوط به روند صلح تشکیل می دهد. گفتمان اغلب در محافل عمومی و خصوصی و حتا صحبت های چند تن از دوستان در این روز ها بحث صلح می باشد. کاربران شبکه های اجتماعی بخشی از مطالبی را که روزانه مطرح می کنند موضوعاتی است که به نحوی به مباحث مربوط به صلح پیوند می رساند. دلیل آن هم پر واضح است و آن اینکه افغان ها پیش از این هیچگاهی تا این اندازه به صلح نزدیک نشده بوده اند که این روز ها احساس می گردد.

گفتمان صلح پس از آن که ایالات متحده ی امریکا و گروه طالبان پس از یازده دور نشست در خلال مدت زمانی هجده ماه در آخر فبروری سال روان میلادی در شهر دوحه ی کشور شاهی قطر توافقنامه ی صلح را به امضا رسانیدند، وارد مرحله ی تازه ای گردید. از آن زمان بحث گفتگوی میان افغان ها به عنوان فرایندی مطرح است که دولت افغانستان و گروه طالبان در نشست رو در رو و مستقیم برای پایان دادن به مشکلات ناشی از جنگ و خشونت چهار دهه ی تاریخ کشور و رسیدن به صلح با هم به گفتگو بپردازند. اتفاقاتی که از آن زمان به بعد در این راستا روی داده امید ها به پایان جنگ و تحقق صلح میان افغان ها را بیشتر کرده است.

از آن زمان دولت افغانستان سه هزار تن از زندانیان  طالبان را از زندان های مربوط به دولت و گروه طالبان نزدیک به پنجصد تن از زندانیان دولت افغانستان را از زندان های خود آزاد کرده اند. هدف از رهایی زندانیان دو طرف که بر بنیاد توافقنامه ی صلح ایالات متحده امریکا و گروه طالبان و اعلامیه ی مشترک افغانستان، ایالات متحده و سازمان ناتو صورت گرفت؛ اعتماد سازی مورد نیاز برای آغاز روند گفتگو های میان افغان ها بوده است. به تازه گی دولت افغانستان اعلام کرده دو هزار زندانی دیگر این گروه را نیز آزاد می سازد تا زندانیان رها شده به پنج هزار تن بالغ شود که در دو سند یاد شده از آن تذکر رفته است و تا آن زمان گروه طالبان زندانیان باقیمانده از یک هزار تن زندانیان دولت افغانستان را رها خواهند کرد.

کار برای تقویت اجماع نظر میان کشور های دخیل در قضایای مربوط به صلح افغانستان که از مدت ها به اینسو آغاز و از طریق نشست های گونه گون در سطوح  مختلف میان نماینده گان و یا مراجع دیپلماتیک پی گرفته شده بوده همچنان در هر دو سطح بین المللی و منطقه ای ادامه یافته است و اخیرا نماینده ی خاص وزارت امور خارجه ی امریکا برای صلح افغانستان به برخی از کشور های منطقه سفر کرده و با مقامات این کشور ها در خصوص روند جاری صلح در افغانستان گفتگو های لازم را به انجام رسانده است. زلمی خلیلزاد در سفری به کابل هم با مقامات دولت افغانستان و تعدادی از سیاسیون کشور ما و نماینده گان احزاب و نیز نماینده گان نهاد های مربوط به جامعه ی مدنی دیدار های جداگانه ای داشته است.

دولت افغانستان جدیدا شورای عالی مصالحه را به وجود آورده است تا روند صلح به خصوص پس از آغاز گفتگو های میان افغان ها به گونه ی موثر تر و مثمر تری پیگیری و به پیش برده شود. هیئت مذاکره کننده ی دولت با یک ترکیب جامع انتخاب گردیده و قرار است در اولین فرصت، گفتگو با جانب مقابل را آغاز کند. این هیئت از تنوع و تکثر موجود در حوزه ی جمهوریت و همه ی طرز فکر ها و گرایشات سیاسی در این حوزه نماینده گی می کند. حوزه ی جمهوریت آنگونه که از نامش پیداست یک حوزه یک صدایی و بسته نمی باشد بلکه یک حوزه ی متکثر و چند صدایی بوده و در آن طرز فکر ها و اندیشه ها مطرح است و ترکیب این هیئت به گونه ای است که بتواند از آن به نیکی نماینده گی کند.

این همه امید به تحقق صلح را بیشتر از هر زمانی کرده است. امید به صلح از آنجا بیشتر شده است که گروه طالبان علی رغم انکار در گذشته اینک حاضر گردیده که به جنگ از راه گفتگوی مستقیم با دولت افغانستان  پایان داده شود.

اما در عین این امیدواری ها نوعی ترس هم بر افکار عمومی در کشور سایه افگنده است. شهروندان کشور در حال حاضر در برزخ ” امید” و” ترس ” به سر می برند. در عین امیدواری به این سلسله تلاش ها از نوعی ترس رنج می برند. ترس از این دارند که گروه طالبان آن طوری که لازم است نه خواهند و یا نتوانند

خشونت ها را به پایان ببرند. طالبان نخواهند به این معنا که هنوز آنگونه که لازم است این گروه نتوانسته که افکار عمومی را قناعت دهند که فکر خشونت ورزی و باور به زور و کشتار به عنوان ابزار رسیدن به اهداف خود را کنار گذاشته اند و برای رسیدن به قدرت سیاسی و تحقق اهداف شان معتقد به مبارزه ی سیاسی و روند رقابت شده اند. چنانکه هنوز معلوم نیست که آیا این گروه آماده گی عام و تام برای ترک رابطه با سازمان های تروریستی بین المللی و در راس القاعده و برخی گروه های دیگری چون لشکر طیبه، جنبش اسلامی ترکستان شرقی و نهضت های اسلامی مربوط به کشور های آسیای میانه و…، را دارند؟ اخیرا یک نهاد مربوط به سازمان ملل متحد گزارشی را به نشر رساند که این گروه همچنان با گروه های تند روی چون القاعده تعهد استراتیژیک دارد و بر خلاف انتظار عمومی از این گروه همچنان پیوند نا گسستنی خود با آن گروه ها را نه تنها حفظ کرده که تقویت هم بخشیده. در همه ی مدتی که گفتگو های صلح با امریکاییان را ادامه داده اند با القاعده ارتباط داشته و حتا مشوره ی آن ها را هم با خود داشته و طبق مشوره ی آن گروه قدم به قدم مداکرات را به پیش برده است. هنوز جهاد باوری جهانی و رسیدن به اهداف خود از طریق زور و به کار گیری خشونت بر افکار این گروه سایه انداخته و این اطمینان احساس نه می شود که این گروه اندیشه به کار گیری خشونت را کنار گذاشته باشند و یا بخواهند که در آینده کنار بگذارند.

اینکه سخنگویان رسمی و غیر رسمی و برخی از اعضای بلند پایه ی طالبان می گویند دولت افغانستان را به رسمیت نمی شناسند و از آن به «اداره ی کابل» تعبیر می کنند، خواهان متلاشی شدن نهادهای ملی امنیتی و دفاعی کشور اند. قانون اساسی و همه ی پرنسیپ های حقوقی و ساختار های دولتی که در این همه سال و با خون دل و صرف هزینه های گزاف به وجود آمده را قبول ندارند و طی اظهارات و ادبیات متفاوت و اما معطوف به یک معنا و آن ملغی و منحل شدن این ساختار ها بیان می کنند؛ شهروندان را نگران می کند. زیرا معنای این همه این است که این گروه نه در پی صلح و نجات کشور از بحران وپایان جنگ جاری بلکه به فکر فروپاشی و بازگشت به نقطه ی صفر است. حد اقل بخشی از بدنه ی گروهی که به عنوان طالب شناخته می شوند به فکر صلح با دولت افغانستان نه بل در اندیشه ی فروپاشی نظام و به قدرت رسیدن از راه زور اند و تحکیم سلطه بر مردم افغانستان.

نه توانند، بدین معنا است که با توجه به موجودیت برخی احتمالات این گروه نتواند از عهده ی مدیریت روند مصالحه با موفقیت به در شود. از همین اکنون این احتمال که تعداد گروپ های جنگجو بنا بر آنکه منافع خود را در تداوم جنگ می بینند و همین اکنون هم منافع شان در جنگ تامین می شود تن به فیصله های سیاسیونی که قرار است توافقات صلح را به امضا برسانند ندهند و همچنان به جنگ و خشونت ادامه دهند؛ قویا مطرح است. گروه های تروریستی دیگر و از جمله داعش هم در کمین است که این تعداد گروپ ها را به سمت خود جذب کنند. برخی احتمالاتی هم وجود دارد که برخی کشور های منطقه هم در صدد جذب و تنظیم این گروپ ها برای تعقیب اهداف خود شان دست به کار اند. در همان گزارش سازمان ملل آمده که حزب جدیدی زیر عنوان حزب ولایت اسلامی شروع به فعالیت کرده و تلاش جدی برای جذب افراد و گروپ های ناراضی طالبان را از همین اکنون آغاز کرده است تا بعدا به خشونت ها به طریق دیگری ادامه بدهند.

گرچه برخی به این گزارش و نیز موجودیت چنین حزبی کم از کم در حال حاضر تشکیک کرده اند/ می کنند؛ و اما با توجه به اوضاع و احوال کنونی و نیز با توجه به تجارب گذشته چنین احتمالی را نه میتوان از ریشه منتفی دانست. دستکم می توان باور کرد که یک چنین چیزی حد اقل در حد یک اندیشه و فکر در حلقات استخباراتی کشور های بازیگر رقیب و دخیل در قضایای جاری در افغانستان موجود بوده باشد و آنها از همین اکنون در این فکر اند که اگر پروسه ی جاری صلح زیاد بر وفق مراد شان به پیش نه رفت و منافع شان را تامین کرده نتوانست برای آینده دست به فعال کردن یک چنین جریانی بزنند وجوانب رقیب را زیر فشار آورده و مجبور به قبول خواسته های شان بکنند و امتیاز لازم را به دست آورند. نتیجه همان شود که واقعا روند از اختیار گروه طالبان بیرون شده و این گروه نتواند در حصه ی خود آنگونه که تعهد خواهند کرد از پس مدیریت روند با موفقیت به در شوند. آنگونه که انتظار می رود روند جاری صلح ولو به موفقیت هم برسد اما باعث پایان خشونت در کشور نشود.

اکنون انتظار این است کشور های که با این گروه در تماس است و از جمله ایالات متحده ی امریکا که با این گروه موافقتنامه ی صلح را به امضا رسانده نباید از این مسایل غافل بمانند و این مسایل را نا دیده ویا دستکم بگیرند.

بدون اطمینان از عزم گروه طالبان مبنی بر ضرورت حل مسایل از طریق گفتگو و پایان دادن به جنگ و خشونت برای همیشه و اعتقاد و باور سران این گروه به پروسه های رقابتی برای رسیدن به قدرت و پیگیری اهداف خود از طریق مبارزات سیاسی به هیچ صورت این اطمینان برای مردم افغانستان حاصل نمی شود که روند جاری صلح به یک نقطه ی اطمینان بخش خاتمه پیدا خواهد کرد و باعث پایان بحران جاری در کشور خواهد شد. چون در غیر این صورت این احتمال قویا وجود دارد که بحران به شکل دیگری ادامه بیابد و خشونت ها به پایان نرسد و در آینده مردم افغانستان همچنان قربانی شوند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید