روزنامه اصلاح

گروه طالبان و تداوم خشونت

دوام خشونت ها از سوی گروه طالبان بالاخره صدای اعتراض ناتو را هم در آورد. ینس استولتنبرگ، دبیرکل این سازمان که پس از نشست وزرای دفاع کشور های عضو این سازمان با رسانه ها سخن می گفت با بیان اینکه طالبان نه می توانند از طریق نظامی به اهداف خود نایل شده و دولت افغانستان را شکست دهند؛ از  گروه طالبان خواست که به تعهدات خود در توافقنامه ی صلح با ایالات متحده ی امریکا استوار بمانند، سطح خشونت ها را پایین بیاورند ودست از خون ریزی بکشند. وزرای دفاع کشور های عضو ناتو اخیرا طی نشستی اوضاع امنیتی جهان را بررسی کردند. بررسی اوضاع جاری در افغانستان از جمله ی موضوعاتی بود که در این نشست به بررسی گرفته شد.

گروه طالبان خشونت ها در کشور را به اوج خود رسانیده اند ومیزان خونریری ها از سوی این گروه در بالاترین سطح خود قرار دارد. بربنیاد یک گزارش که در رسانه های داخلی منتشر گردیده؛ از زمان پایان هفته ی موسوم به ” هفته ی کاهش قابل ملاحظه و پایدار خشونت “، یعنی دهم ماه حوت سال پار تا اکنون که بیشتر از یک ماه زمان را احتوا می کند بیش از دوهزار وپنجصد حمله بالای اهداف دولتی را انجام داده اند. وقرار اظهارات سخنگویان نهاد های امنیتی در برخی روز ها تا نود حمله از سوی این گروه در سراسر کشور انجام شده است.

منابعی در گروه طالبان در پاسخ به این پرسش که چرا خشونت ها از سوی این گروه اوج گرفته ؟ به رسانه ها گفته است این از آن جهت است که این گروه با دولت افغانستان کدام گفتگویی انجام نداده  و تا زمانی که گفتگو های بین الافغانی آغاز و انجام نشده کدام تعهدی هم ندارند که خشونت ها را کاهش دهند واز جنگ در برابر دولت دست بکشند.  دلیل اینکه کمیسیون نظامی این گروه پس از پایان هفته ی کاهش خشونت و امضای توافقنامه ی صلح با امریکاییان، از جنگجویان خود خواسته بود جنگ در برابر نیروهای ملی امنبتی ودفاعی افغانستان را از سر بگیرند از سوی صاحب نظران هم همین نکته بوده و آنان خواسته بوده اند که اعلام کنند کدام تعهدی در برابر دولت افغانستان برای کاستن از خشونت نه دارند وبه جنگ خود تا مادامی که گفتگو های بین الافغانی آغاز می گردد به جنگ خود دوام میدهند.

واما دیدگاه های دیگری نیز در این رابطه از سوی صاحب نظران ابراز گردیده است.

یکی اینکه گروه طالبان انگونه که در اصل هم دارای وحدت وانسجام ساختاری مانند یک حزب سیاسی ویا یک دولت مدرن نه بوده بلکه مجموعه ی از جنگجویان قبایلی وگروپ های خورد و ریز به اصطلاح خود شان ” اندیوالان “، تشکیل یافته بوده است که ملا محمد عمر نقطه ی وصل شان به حساب می آمد.  در نبود وی کدام وحدت ساختاری که آنان را متحد نگهدارد در مبان شان نبوده است. در حال حاضر نیز از نبود وحدت وانسجام ساختاری در رنج است وپس از ملا محمد عمر  سقوط رژیم شان به گروپ های متعدد به اندازه ی هر قبیله وهر دره ای از دره های کشور تقسیم شده اند وهر کدام سیاست و رویکرد خود را دارند واز انسجام ساختاری ووحدت فرماندهی برخوردار نیستند. به هیچ وجه امضای موافقتنامه ی صلح وتعهدات از سوی یک مجموعه به معنای تعهدات همه ی دسته جات وگروپ ها نمیباشد که به یک میزان از سوی همه مراعات وعملی گردد و ثمرات یکسان به بار اورد. از همین جا است که صلح با یک گروپ الزاما به معنای صلح با همه ی گروپ ها نمی باشد.ونه همه ی گروپ ها خود را به آن متعهد می دانند. گروپ ملا عبدالرسول دستکم یکی از این گروپ ها است که به گونه ی علنی مخالفت خود را با روند صلح قطر اعلان وپذیرش آن را مردود دانست.

گروه های قاچاقچی ومافیای مواد مخدر وآن تعداد فرماندهان این گروه که دوام کار وبار شان وابسته به دوام جنگ وبی ثباتی در کشور است وهمچنان گروپ های وابسته ومرتبط با حلقات تروریستی بین المللی هم در این کتگوری ها می آیند واین گروپ ها که از آن ها نام گرفتیم به هیچ صورت نه می خواهند جنگ در کشور خاتمه یابد. چون این به معنای پایان عمرکنشگری  آن ها نیز می باشد.  از همین جااست که صاحب نظران زیادی هشدار داده اند که صلح باگروه طالبان به هیچ صورت به معنای پایان خشونت ها در افغانستان نخواهد بود.

دوم این است که در حال حاضر تعدادی از کشور های منطقه با بخشی از بدنه ی طالبان دیروزی رابطه قایم کرده وبر انها نفوذ و رسوخ کلام دارند. این کشور ها با امریکاییان حساب وکتاب دارند وبا سست وکش کردن رشته ی گفتگو ها وکشدار کردن همزمان جنگ وصلح در پی آن اند که سرانجام هدف مطلوب خود را به دست بیاورند. هیئت های حاکمه ی این کشور ها به گونه ی همزمان گروه مرتبط با خود را وا می دارند که هم گفتگو کنند وهم بجنگند وخشونت را دوام دهند تا طرف مقابل را وادار به امتیاز دهی به آن ها کند. پاکستان یکی از این کشور ها است وروند صلح را به عرصه ای مبدل کرده است که از آن استفاده ی خود را می برد. بر بنیاد این دیدگاه پاکستان با در دست گرفتن سر رشته ی دستکم بخشی از بدنه ی گروه طالبان ومهمترین بخش آن از روندی به نام صلح از امریکاییان امتیاز می گیرند وبا در پیش گرفتن رویه ی کج دار و مریز با امریکاییان بازی می کنند. در جایی که لازم ببینند گفتگورا به راه می اندازند وآنگاه که لازم ببینند طالبان را وا می دارند که خشونت ها را تشدید ببخشند وخونریری کنند.

سوم این است که گروه طالبان اساسا در پی صلح هیچ نیستند. آن ها در اندیشه ی سقوط دولت ونظام فعلی افغانستان اند وتصاحب قدرت واحیای امارت خود شان. اینکه تا اکنون از گفتگو با دولت افغانستان سر باز می زنند وگفتگو با آن به عنوان دولت را قبول ندارند وهمیشه دولت افغانستان را اداره ی کابل می خوانند هم از همین جا ناشی می شود. هدف این گروه از تاکید بر مذاکره با ایالات متحده ی امریکا به جای گفتگو با دولت افغانستان وسر انجام امضای توافقنامه با آن هم این بوده است که فکر می کرده اند که با این کار زمینه ی خروج نظامیان خارجی از افغانستان را فراهم می کنند واز این طریق زمینه ی سقوط دولت وتصرف پایتخت را مهیا می سازند. پاکستان حامی عمده واصلی این گروه هم به آنها همین مشوره را می داده ودر حال حاضر هم همین را به آنها می گویند  که در نبود خارجیان دولت در کابل دوام نه می آورد وبه زودی سقوط می کند وراه برای تصرف پایتخت واحبای امارت برای ابن گروه باز میگردد وآنگونه که مجاهدان در نبود نیروهای اتحاد جماهیر شوروی وقت توانستند دولت به رهبری داکتر نجیب الله در کابل را ساقط سازند.

از همبن جا است که گروه طالبان علی رغم امضای توافقنامه ی صلح با امریکاییان جنگ در برابر نیرو ها ودولت افغانستان را متوقف نکرده وبر عکس پس از پایان هفته ی کاهش خشونت ها کمیسیون نظامی این گروه به جنگجویان این گروه دستور داد که جنگ در برابر نیروهای دولتی را از سر بگیرند واز همان زمان خشونت ها در کشور را تشدید کرده اند. وآنگونه که گذشت در این مدت بیش از دوهزار وپنجصد حمله را بر اهداف دولتی به سر رساندند.

هر طوری بوده باشد گروه طالبان نمی توانند مدعی صلح خواهی وپایان بحران چهل ساله ی کشور از راه مسالمت و پروسه ی سیاسی باشند در حالیکه خشونت ها را متوقف نکنند ودست از خونریزی نکشند. آنگونه که دبیر کل ناتو گفته است این گروه هرگز نخواهد توانست از طریق خشونت ورزی وبه کار گیری زور به پیروزی واهداف خود برسد و نه این اجازه به آن ها داده می شود که از طریق زور بخواهند به قدرت برگردند.

طالبان می توانند با دست کشیدن از خشونت وبا ارایه ی طرح خود برای ایجاد حکومت مردمسالار و سازنده گی وآبادانی کشور و نجات کشور از بحران چهل ساله ی جاری با دیگر جریانات سیاسی در جلب رای شهروندان رقابت کنند. طالبان برای ادامه ی حیات سیاسی خود ناگزیر اند اراده ی آزاد شهروندان را احترام بگذارند و حق انتخاب شان را به رسمیت بشناسند. طالبان چاره ای ندارند مگر اینکه به پروسه ی رقابتی قدرت تن دهند وبرای رسیدن به قدرت به آرای شهروندان رجوع کنند واز این طریق برای احراز قدرت تلاش کنند. خشونت ورزی طالبان را بیش از گذشته نزد افکار عمومی منفور می گرداند و شهروندان را نسبت به آن ها بدبین می سازد.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید