روزنامه اصلاح

چه گونه از ادبیات و خشونت کلامی عبور کنیم؟

بخش دوازدهم  /  آصف مهاجر

 اثرات منفی کلمات و اصطلاحات خوارکننده؛

یکی از مسایل جدی در جامعه به خصوص خانواده ها، رشد کودکان و موضوع اعتماد به نفس آنان است. رشد کودکان تنها بار جسمی ندارد، بلکه جنبه های ذهنی، فکری، عاطفی و احساسات شان را نباید دست کم بگیریم. برای رشد همه جانبه کودکان و تقویت اعتماد به نفس در افراد، به خصوص کودکان خردسال، نیاز به رفتار و روش های خاص است. یکی از روش های مهم، نوع رفتار ملایم، سالم و محترمانه است که در افراد و به خصوص کودکان، انرژی زاء است و باعث تقویت روند رشد در آنان شده و در ضمن نیروی اعتماد به نفس را در آن ها زنده و تقویت می سازد. از این منظر وضع جامعه ی ما خیلی دردناک است؛ چون برخوردها و رفتارهای ما در کل خشونت زده است، اما حتا رفتار بزرگ ترها و به صورت خاص رفتار والدین در برابر کودکان شان نیز ناسالم است. هرچند بسیاری از پدر و مادرها با نیت نیک و از روی دوست خواهی با فرزندان شان رفتار می کنند، اما این سبک و روش رفتار ماست که مشکل دارد و در خیلی از موارد دارنده ی اثرات منفی است. مثلاً پدر و مادر در خیلی از موارد برای این که با فرزندان شان شوخی کنند و خودشان را خوش طبع نشان دهند و با آن ها روابط صمیمی برقرار کنند، از کلمات و واژه هایی استفاده می کنند که نامناسب است. از باب مثال در ادبیات رایج و حتا در خانواده ها، کلمه « گُم شو»  خیلی استفاده می شود، جالب این جاست که حتا پدر و مادر نیز گاهی فرزندان شان را حتا از روی دوست خواهی با این کلمه  خطاب می کنند. حرف این است که کلمات سبک، با بار معنایی منفی و  خُردکننده و کوچک انگاری های کلامی، حس بد و منفی  ایجاد می کند. این حس را بخواهی یا نخواهی، کودکان دریافت می کنند. دریافت پیام ها و حس منفی از کلمات و اصطلاحات نامناسب و با بار معنایی خُردکننده برای رشد کودکان ، اعتماد به نفس آنان، تربیت و شخصیت سازی شان مضر و دارای اثرات منفی است.

البته تنها تقصیر پدر و مادر یا بزرگ تر ها نیست، بلکه مشکل در کل نظام فرهنگی و نظام آموزشی جامعه است که برای اصلاح و باروری و پویایی فرهنگی کار بنیادی و نهادی انجام نداده است یا این که این طور مسایل  خیلی دست کم گرفته شده است. جامعه که به صورت تصادفی سروسامان نمی گیرد، بلکه هر نوع پیشرفت جامعه مستلزم برنامه ریزی، اقدامات و تلاش های با تدبیر است که از این بابت  ما در جامعه ی خود با مشکلات و گرفتاری های جدی مواجه استیم.

مسأله ی ویرانگر این است که جامعه در سرگردانی یک هدف بزرگ و متعالی به سر می برد و آن عدم باورمندی به پیشرفت و توسعه است و ناهدفمندی های استراتژیک است که جامعه به صورت کلی سردچار آن شده است. این مسأله باعث می شود که ما نسبت به استعداد، سلامت ذهنی، فکری و شخصیتی افراد به خصوص کودکان توجهی عمیق نداشته باشیم و سرمایه گذاری های هدف مندانه نداشته باشیم و در چنین صورت، هر نوع بی توجهی، بی مبالاتی و سبک انگاری امور مربوط به تربیت افراد رایج شده و به یک امر عمومی تبدیل شود. بدیهی است که با این وضع و حال، جامعه در مسیر بهبودی قرار نخواهد گرفت.

جامعه باید مسیر رشد را خود باز یابد، اما رشد جامعه با رشد تک تک افراد آن بستگی دارد. در یک رابطه ی زنجیره ای، رشد تک تک افراد نیازمند الگوهای رفتاری و تربیتی مناسب است و یکی از لایه های این الگوهای سالم، رایج شدن ادبیات سالم، با بار معنایی مثبت، انگیزه بخش، شخصیت پرور و انسانی است که باید مورد توجه و رعایت قرار گیرد. در غیر این صورت، نمی توان به هدف های متعالی جامعه نایل شد. خانواده که کانون اولیه تربیت و شخصیت سازی است، پدر و مادر لازم است که با روش های تربیتی مناسب به صورت نسبی که هم شده بلدیت پیدا کنند و حداقل از کلمات و ادبیات منفی، سبک، پوچ و زشت استفاده نکنند و گاهاً حتا اگر شوخی هم می کنند، شوخی های شان را نیز با کلمات مثبت انجام دهند. نقش واژه های مثبت برای پرورش حس مثبت در کودکان خیلی برازنده است و ما باید آن را تمرین کنیم تا شاهد اثرات مثبت در آینده ی شخصیت کودکان باشیم.

ادامه دارد...

ممکن است شما دوست داشته باشید