روزنامه اصلاح

چه چیزی در مذاکرات صلح غیرقابل گفت‎وگو است؟

آصف مهاجر

بخش اول

 جنگ و نابهسامانیهای اجتماعی سالهاست که مردم کشور را رنج داده است. جنگهای داخلی یکی از فصلهای رنجآور در کشور بوده است. در ادامهی جنگهای داخلی و خانمانسوز، فصل حاکمیت طالبان رسید که بار دیگر شرایط رنجآور را بر مردم این سرزمین تکرار کرد. با فروپاشی نظام طالبانی و شکلگیری دولت جدید و حمایت جامعه جهانی از آن، امید دوباره خلق شد که شاید فصلهای تاریکی و پر از رنج و مشقت پایان بگیرد و مردم کشور حق خوشبختی و زندگی سالم را پیدا کنند. برای عبور از وضعیت دردآور، نیاز بود تا نظام جدید بر اساس ارزشهای جدید تعریف شود. برای این که از تجربههای تلخ گذشته عبور کنیم و دیگر بر سرنوشت مردم مسلط نشود، نمایندگان مردم در اجماع کلان ملی از طریق لویه جرگه، قانون اساسی جدید را تصویب کردند. قانون اساسی جدید در  حقیقت بزرگترین مصداق تاریخی از فصل جدید در کشور است. این قانون مخرج مشترک ارزشهای تاریخی، فرهنگی، دینی و ارزشهای مدنی و حقوق بشری است. قانون اساسی ما در حقیقت نه تنها یکی از برجستهترین دستآورد نزدیک به دو دهه دولتداری جدید در کشور تلقی میشود که نمادی از آرزوها و آرمانهای  مشترک مردم کشور نیز محسوب میشود.

انتظار می رفت  که پس از تشکیل دولت جدید و فصل جدیدی از حکومتداریها، ارزشهای بنیادین جامعه نظیر قانون اساسی به صورت درست حراست و زمینه برای تطبیق آن فراهم شود تا در روشنایی حاکمیت قانون، نظم و عدالت در جامعه نیز تأمین شود.

حاکمیت نظم و عدالت تنها راهی است که به وضعیت رنجآور و مشقتبار تاریخی پایان میدهد، اما در جریان نزدیک به دو دهه تجربهی دولتداری جدید و حضور جامعه جهانی با اهداف مبارزه با تروریسم، نه جنگ پایان گرفت و نه نظم و عدالت به صورت قابل توجه تأمین شد. اکنون که گروههای شورشی و جنگجو بار دیگر در  آرایش جدید نظامی و سیاسی دولت و مردم را تحت فشار قرار میدهد، سرنوشت جمعی با مخاطرهی شدید مواجه شده است. گروههای افراطی در مذاکرات صلح، حکومت را دور زده و مستقیماً با آمریکا وارد گفتوگو شده اند. این جاست که حکومت و رهبران سیاسی فرصت چانهزنی و دفاع از ارزشهای حیاتی جامعه را ندارند. قانون اساسی کشور یکی از دستآوردها و ارزشهای بنیادین جامعه است که به هیچ وجه قابل  گفتوگو و چانه زنی نیست؛ چون تمام ارزوها و آرمانهای تاریخی مردم در این قانون بازتاب یافته است. با طرح تشکیل حکومت موقت و شریک شدن طالبان در قدرت، این احتمال خیلی قوی است که آنها قانون اساسی را نپذیرند. این مسأله به معنای نابودی تمام دستآوردهایی است که ما در بخش آزادیهای مدنی و سیاسی، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیان و مطبوعات و ….، داشته ایم.

مورد دیگر، نیروهای نظامی و اردوی ملی کشور است. میدانیم که هر جامعه نیاز به قوای نظامی و ارتش دارد. بسیاری از کشورها، بالاترین هزینهها را در بخش نظامی تخصیص میدهد. افغانستان که در بستر و شرایط دشوار امنیتی و منطقهای قرار دارد، بیشتر از همه نیاز به قوای نظامی و اردوی ملی دارد که حافظ و پاسدار جامعه و  منافع آن باشد. به تازه‌گی عباس استانکزی عضو هیئت مذاکره کننده طالبان در یک نوار ویدیویی گفته که در صورت به نتیجه رسیدن گفتگوهای آنان با امریکا، گروه طالبان نیروهای امنیتی افغانستان را منحل می کنند. این خواست طالبان، به معنای زیر پا گذاشتن حاکمیت ملی ماست. طالبان به صورت واضح نشان میدهند که افغانستان با ثبات را نمیخواهند و ثبات و بودن یک حکومت مقتدر در افغانستان برای آنها غیرقابل تحمل است. به نظر میرسد که طرح این خواسته فراتر از دغدغهی طالبان باشد، بلکه آنها به نحوی زبان گویای برخی از کشورهای همسایه و منطقه است که وضعیت جنگی و بیثباتی را بر ما تحمیل کرده است.

با این وجود، موجودیت، بقا و تقویت نیروهای نظامی و ارتش، یکی از موضوعات حیاتی است که نمیشود  از آن در مذاکرات صلح به عنوان پیششرط بهره گرفت و یا آن را قابل معامله در نظر گرفت. مردم کشور تمام وقار و غرور شان را در موجودیت نیروهای نظامی ملیشان میبینند. اردوی ملی و نیروهای امنیتی، با غرور و هویت ما آمیخته است. وقتی طالبان این بحث را مطرح میکند، به معنای پا گذاشتن و لگد کردن هویت و وقار و غرور ملت افغانستان است. آنها این استدلال را میکند که نیروهای امنیتی افغانستان چون با کمک آمریکا و غرب تاسیس شده است، بنابراین مشروعیت ندارد، در  حالی که تمام سربازان نیروهای امنیتی فرزندان همین جامعه اند، آنها از پول و حمایت مالی آمریکا بهره مند شده اند، اما فکر، باور و عقیدهی شان متعلق به فرهنگ و ارزشهای دینی جامعهی ماست.

 اگر نیروهای امنیتی و دفاعی کشور منحل شود، آیا پس از برقراری صلح، این توان و ظرفیت در جامعه وجود دارد که بتواند اردوی جدید را پایهریزی و مستقر کند؛کاری که از توان ما بیرون است. درست است که آمریکا و متحدان آن  این کار را برای ما انجام داده اند، ولی مردم کشور برای این دستآورد، قربانیهای چشمگیری را متحمل شده اند و این سرزمین با خونهای سربازان و نیروهای نظامی در همه جا رنگین است، چرا و چه طور میتوانیم آن را به خاطر خواست یک گروه جنگجو به خاک یکسان کنیم؟

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید