روزنامه اصلاح

چه‎گونه با خشونت‎های اجتماعی مبارزه کنیم

آصف مهاجر

بخش دوم

 خشونتهای فزیکی و قربانیان آن؛

خشونتهای فریکی، معمولترین نوع خشونت است که در جامعهی ما هم سابقه دارد و هم در گسترهی وسیع انجام میگیرد. خشونتهای فزیکی معمولاً محسوسترین نوع خشونت شمرده میشود. خشونتهای فزیکی بیشتر شامل رفتارهای سرکوبگرانهای است که بنا به اهدافی در مقابل دیگران صورت میگیرد که در نتیجهی آن به دیگران آسیبهای جسمی و بدنی وارد میشود. زدن و لتوکوب کردن با دست و پا و یا با ابزارهای دیگر، سیلی زدن،   استفاده از سلاحهای گرم و سرد علیه یکدیگر، همه مصداقهایی از خشونتهای فزیکی است. اوج خشونت فزیکی که بدترین نوع جرم نیز تلقی میشود با کشتن و قتل گره میخورد. خشونتهای فزیکی به قصد آسیبرساندن به جسم و بدن و نهایتاً نابودی دیگران صورت میگیرد. این رفتار معمولاً در نتیجهی به بن بست رسیدن فکر و تعقل آشکار میشود؛ یعنی زمانی که ما در ارتباط به حل مشکلاتی که با آن مواجه میشویم، شکست میخوریم و یا از فکر و تعقل کار نمیگیریم، احساسات ناشی از خشم و شکست بر ما غلبه میکند و در نتیجه اعضای بدن در یک ناهماهنگی با قوهی فکر و سیستم مغذی عمل میکند که برایند آن خشونت است.

خشونتهای فزیکی تبارز یک بحران در وضعیت روانی و فکری افراد نیز تلقی میشود؛ چون آنانی که دست به خشونت فزیکی میزنند، کمتر بر خودشان تسلط دارند و وضعیت روانی و فکریشان حالت عادی ندارد. هر قدر که افراد در روابط با دیگران از فکر و تعقل کار بگیرند، زمینهها برای خشونت کمتر میشود و همین طور هر قدر که افراد از نظر روانی و فعالیت اعصاب و سیستم مغذی حالت نورمال داشته باشند، به همان میزان کمتر دست به خشونتهای فزیکی خواهند زد.

بحثدیگر این است که خشونت در کل و خشونتهای فزیکی به صورت خاص، ریشههای فرهنگی نیز دارد. گاهی برخوردهای خشن، آن هم با قشر خاص، از لحاظ فرهنگی مورد ستایش قرار میگیرد. این نوع دیدگاه بیشتر متعلق به فرهنگ بدوی است که در آن عصبیت، امتیاز شمرده میشود. معمولاً قهرمانان خشونت در چنین فرهنگی، مردان استند و قربانیان آن، زنان میباشند. این مسأله در جامعهی ما بیشتر رایج است. زنان در کشور ما، خاموشترین قشری است که قربانی خشونت میشوند. عاملان این خشونت اکثراً مردان اند. هنوز در فرهنگ جامعهی ما، عصبیت مردان و رفتار خشن و توأم با تحقیر زنان، نوعی از افتخار و امتیاز برای مردان شمرده میشود.

این نوع باور حتا در میان خود زنان نیز جا گرفته است که فکر میکنند مردانی که با زنانشان رفتار خشن و قهرآمیز دارند، مردتر اند و اگر مردها رفتار ملایم و مطابق شأن انسان، همراه زنانشان داشتند، متهم به ضعیف بودن، تحت عنوان « زن ذلیل» میشود. مردسالاری آن هم با شدت زیاد، ریشه در فرهنگی دارد که در آن زنان محکوم مردان شمرده میشوند. خشونت های فزیکی در برابر زنان، برجسته ترین نوع خشونت است، اما خشونتهای غیرفزیکی نظیر خشونتهای زبانی و کلامی، تحقیر و توهین به صورت روزمره علیه زنان وجود دارد. در یک نگاه، زنان قربانی فرهنگی است که در آن سلطهی مردها بر زنان پذیرفته شده است. با این وجود، بیشترین قربانیان خشونت در کشور، زنان استند که بارها از سوی نهادهای حقوق بشری از جمله کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و نهادهای مدنی گزارشهایی نشر میشود که آمار خشونت علیه زنان را نشان میدهد. اکثریت این خشونتها فزیکی است، چون مصداق لتوکوب را دارد. برای مثال، تنها در سال ۱۳۹۷ کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گزارش داده است که ۱۱۲ مورد فرار زنان و دختران در ۱۶ ولایت ثبت کرده است. فرار زنان و دختران از خانه در واقع نتیجهی خشونتهای فزیکی علیه زنان است که آنان مجبور میشوند خانههایشان را ترک کنند تا بیشتر مورد خشونت قرار نگیرند. این آمار یکی از ابعاد خشونت در برابر زنان است. 

   ادامه دارد  

ممکن است شما دوست داشته باشید