روزنامه اصلاح

چه‌گونه از ادبیات نفرت عبور کنیم؟

بخش دوم   /   آصف مهاجر

خشونت کلامی چیست؟

خشونت کلامی معمولاً یکی از انواع خشونت هاست. چهار نوع خشونت بیشتر برجسته و شناخته شده است: خشونت جسمی، جنسی، اقتصادی و کلامی. خشونت کلامی و یا ادبیات خشن  و خشونت گرا، با توجه به توسعه تکنالوژی و فناوری ارتباطات می تواند در لحظه ی کوتاه اما به صورت گسترده جریان پیدا کرده و موج ایجاد کند. با این حساب، ادبیات خشن و خشونت کلامی معمولاً ابزار زبانی است که آدم ها با استفاده از کلمات زننده، خشن، فحش و ناسزاگویی، تهمت، تمسخر، کنایه، نیش زبانی و موارد مشابه دیگر به تحقیر و تحت فشار قرار دادن دیگران و مخاطبان می پردازند. در ادبیات خشونت گرا و یا خشونت کلامی، معمولاً آدم ها از طریق سخن و واژه های زننده پیامی را برای مخاطبان خود می فرستد که خشن است و به منظور آسیب رسانی عاطفی و ذهنی از زبان شان جاری و ساری می شود. در جامعه ی ما، معمولاً چنین ادبیاتی خیلی رایج است، البته همیشه این طور نیست، بر اساس فصل ها، نوعیت  حکومت ها و شرایط خاص تاریخی حالت نوسان را به خود می گیرد، گاهی چنین رویکردهای خشن کلامی اوج می گیرد، گاهی فروکش می کند و آن چه که مسلم است، رویکردهای کلامی معمولاً تحت تأثیر فضا و جو حاکم بر جامعه است، اگر بازی گران سیاسی و چهره های با نفوذ در جامعه رویه های متعادلی را را در پیش گیرند و رویه هم پذیری داشته باشند، در قاعده ی جامعه نیز وضعیت بهتر خواهد بود، اما اگر جریان ها و چهره های تأثیرگذار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه متوسل به چنین ادبیاتی شوند، به صورت طبیعی سایر افراد و شهروندان را نیز به دنبال شان می کشانند؛ چون در جامعه ی ما، هویت های قومی، مذهبی، سمتی و مسایل طایفه ای و قبیله ای فوق العاده مهم تلقی می شود و این امر باعث شده است که سطح حساسیت ها و واکنش ها خیلی آتشین شود و به محضی که این که کسی و شخصی باب یک سخنی را باز کند که رنگ و بوی قومی، مذهبی، سمتی و زبانی داشته باشد، فوری واکنش ها شروع می شود و بار دیگر ادبیات خشن و خشونت کلامی از چهار گوشه سر می زند و به صورت گسترده ساری و جاری می شود.

اکنون اما، میدان این نوع خشونت ها، به خصوص در جامعه ی ما، شبکه های اجتماعی شده است، آدم ها با گرایش به خشونت کلامی، خیلی راحت و بی هزینه وارد گفت و گویی می شوند که سراسر و پر از پیام خشن است که به هم دیگر حواله می کنند. چنان با هیاهو و پر شور متوسل به این نوع خشونت می شوند که گاهی فکر می کنیم زنگ جنگ واقعی زده شده است و  جامعه محل آشوب خواهد شد.

در واقع، خشونت های کلامی، ابزاری برای جنگ روانی نیز شمرده می شود. آن چه که روح این نوع ادبیات را شکل می دهد، ارایه الگوی دشمنی است، یا تقویت روحیه دشمنی و این مسأله فضا و بسترهای اجتماعی را برای زندگی و روابط اجتماعی خیلی زهراگین می سازد.

با توجه به گرفتاری هایی که در جامعه داریم، از هر سویی که سنجش کنیم، خیلی غیرمنطقی است که در چنین شرایط حساس و نفس گیر و این که ثبات و آینده ی کشور زیر فشارهای جنگ تحمیلی نابود می شود، آن وقت ما برای خود دردسرهای خود ساخته بسازیم و خشونت کلامی و ادبیات خشن و خشونت گرا در جامعه ما را از مسایل کشنده ی دیگر غافل می سازد و بیشتر خود را مصروف اموری می کنیم که اصلاً ضرورت پرداختن به آن را نداریم، بر عکس زمینه برای جولان دشمنان کشور بیشتر مساعد می شود، آیا این وضعیت به نفع جامعه است، هرگز نه.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید