روزنامه اصلاح

چـرا به اصلاحات ضـرورت داریـم؟

آصف مهاجر

بخش ششم و پایانی

روند اصلاحات دامنهدار است، یعنی جامعه در بخشهای مختلف نیازمند اصلاحات است. در نوشتههای قبلی بیشتر روی اصلاحات در  نظام اداری، حوزهی فرهنگی و نهادهای آموزشی و تحصیلی پرداختیم، اما در این نوشته تلاش میکنیم اصلاحات سیاسی را مورد بحث قرار دهیم. اصلاحات در واحدهای مختلف حالت شبکهای دارد، یعنی یک بخش به بخشهای دیگر ربط پیدا میکند. بخش های مختلف جامعه از آنجایی که با هم ارتباط دارد، چگونگی وضعیت آن نیز بر همدیگر تاثیرگذار است. از اینرو، اصلاحات در یک بخش، بخشهای دیگر را نیز در معرض تغییر قرار میدهد.

و اما اصلاحات همهجانبه لازم است در یک بستهی بههم پیوسته دنبال شود، تا همهی بخشهای جامعه در یک توازن سازمانی دچار تغییر کارکردی شود و امور بهبود پیدا کند. یکی از بخشهای مهم که نیازمند اصلاحات جدی است، حوزهی سیاست است. اصلاحات سیاسی معمولاً اقدام برای تغییر در راس هرم است. اصلاحات سیاسی بیشتر شامل قدرت و روش ساختاری استفاده از قدرت و مدیریت آن میشود. در جوامع بسته و بیگانه با اصول دموکراسی، قدرت بیش از حد متمرکز و متعلق به یک شخص و یا حلقهی مشخص است. در چنین صورت، مشارکت سیاسی، حضور گروهها و جناحهای منتقد در ساختار مدیریت قدرت و تصمیمگیری یا زمینه ندارد و یا خیلی محدود است. اینگونه است که هم ساختار توزیع قدرت معیوب میشود و هم توزیع ثروت، امتیازات و منابع آن. یکی از پیامدهای این وضعیت، خلق ظرفیت آشوب، اعتراض و تعارضات است. چنین ساختار معیوب قدرت و مدیریت آن در کشورهای جهان سوم و توسعهنیافته، همواره بحران خلق کرده است. بخشی بزرگی از بحرانها در آفریقا، خاورمیانه و کشورهای آسیایی بر میگردد به ستاختار ناکارآمد سیاسی در این کشورها.

بنابراین، ما در حوزهی سیاست نیازمند اصلاحات همهجانبه استیم. افغانستان کشوری است که سالیان متمادی تجربهی بیثباتی و بحران سیاسی را داشته است. اکنون نیز وضعیت کشور به لحاظ سیاسی بحرانآلود است. یکی از شاخصهای این بحران، تعارضات شدید میان گروهها و جریانهای سیاسی است. 

جامعهای که در حال جنگ است و از منابع مختلف منطقهای و بینالمللی مورد تهدید واقع شده است، نیازمند هماهنگی و انسجام  درونی لازم میباشد؛ اما این هماهنگی و انسجام درونی نیازمند اصلاحات در ساختار سیاسی و قدرت است تا تعارضات و کشمکشهای سیاسی جای خود را به انسجام و هماهنگی روی اهداف مشترک و ملی واگذار کند.

اکنون که در کشور بحث  جنگ و صلح خیلی برجسته است و عملاً کشور به میدان کشمکشهای داخلی و منطقهای مبدل شده است، اصلاحات سیاسی برای بیرون رفت از این وضعیت  کشنده و شکننده، گام نخست و ضرورت فوری  محسوب میشود. به خصوص مسألهی انتخابات بهترین فرصت است تا دولت با یک اقدام و ابتکار ملی گام جدی را برای بیرون رفت از بحران بردارد.

این گام اصلاحی با اصلاحات نظام انتخاباتی و برگزاری انتخابات شفاف ممکن میشود. کمیسیونهای انتخاباتی کانون اصلی برای برداشتن اصلاحات است. این  کمیسیونها اگر در روش کارشان اصلاحات جدی را وضع کند و با عمل به قانون انتخابات و قانون اساسی، فعالیتهای شان را تنظیم کند، ما شاهد بهتر شدن وضعیت سیاسی کشور  خواهیم بود.

این اقدامات باعث میشود که دموکراسی نوپای در کشور جان بگیرد و افغانستان در پا گذاشتن به عصر مدرن و تمرین الزامات آن موفق شود. در یک تعبیر، اصلاحات سیاسی جرقهی بزرگی است برای اصلاحات در بخشهای مختلف دیگر حیات اجتماعی.

 در وضعیت آشوبناک سیاسی که فعلاً در کشور جریان دارد، بیم آن میرود که همهی دستآوردهای نزدیک به دو دهه در کشور با خطر مواجه شود.

دولت با روی دست گرفتن اصلاحات سیاسی میتواند افغانستان را نگه دارد و محافظت کند تا بار دیگر همه چیز خود را از دست ندهد.

ممکن است شما دوست داشته باشید