روزنامه اصلاح

چرا انتخابات؟

     قانون اساسی انتخاب کردن را یک حق شهروندی تعریف کرده است. ماده‌ی سی و سوم این قانون می گوید: «اتباع افغانستان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارا می باشند. شرایط و طرز استفاده از این حق توسط قانون تنظیم می گردد». این حق از آنجا است که برابر با قانون اساسی حاکمیت در کشور ما که بر اساس نظام جمهوری اداره می شود، به شهروندان تعلق دارد و مالک اصلی نظام مردم است و آنان این حق را دارند که آن را به نمایندگان شان واگذار کنند. صراحت ماده‌ی چهارم قانون اساسی در این زمینه این گونه است. « حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقیم یا توسط نمایندگان خود آن را اعمال می کنند.»

    اما در عین زمان یک تکلیف نیز می باشد. هر یک از شهروندان جمهوری مکلفیت دارند که از طریق مشارکت شان در انتخابات و با به کار گیری رأی شان در تعیین سرنوشت خویش، هم میهنان وکشور شان این مکلفیت  خود را ادا سازند. ضرورت این حضور و مشارکت از آن جا است که در غیاب و عدم حضور شان ممکن اتفاقی بیافتد که با مصالح علیای کشور و منافع ملی مردم افغانستان همخوانی نداشته باشد. این وظیفه‌ی شهروندان جمهوری است که به صحنه بیایند و برای تعیین سرنوشت خود، هم میهنان وکشور شان از اراده‌ی خود کار بگیرند. تفاوت شهروند با رعیت هم در همین است که شهروند یک کنشگر فعال می باشد و مالک سرنوشت خویش و در تعیین سرنوشت خود سهم بایسته می گیرد.

    به بیان دیگر مشارکت در انتخابات و دادن رأی نسخه‌ی دیگری از بیعت است که در صدر اسلام مروج بود که به هر یک از مسلمانان اجازه داده می شد در کمال آزادی بیایند و به زعیم مسلمانان با آگاهی وبه کمال شناخت از توانایی ها و ظرفیت های رهبری شخص مورد نظر به او بیعت کند و با بیعت کردن به او در حقیقت او را به حیث نماینده‌ی خود برای اداره‌ی امور عمومی برگزیند. انتخابات نیز یک چنین فرایندی است؛ اما با ساز وکار جدید و شیوه‌ی نوین و مدرن. شهروندان جمهوری می آیند و در انتخابات مشارکت می کنند و با انداختن برگه‌ی رأی خویش در صندوق در حقیقت نماینده‌ی خود را برای احراز صلاحیت رهبری و مدیریت امور عمومی بر می گزیند.

     برخی بدین باور اند که رأی دادن از نوع شهادت وگواهی دادن است. رأی دهندگان با دادن رأی و انداختن برگه‌ی رأی در صندوق به نفع یک نامزد در حقیقت گواهی می دهند که او صلاحیت لازم را برای احراز و تصدی مدیریت فرایند های مربوط به سرنوشت عمومی شهروندان کشور را دارا می باشد و او پس از آنکه از سوی شهروندان گزینش شد این صلاحیت را پیدا میکند که در مورد اداره و مدیریت فرایند های یاد شده تصمیم بگیرد و انجام وظیفه کند. از این روند به راه درست کسب مشروعیت نیز تعبیر می گردد. در نظام های دموکراتیک تنها راه کسب مشروعیت این است که زمامداران از جانب شهروندان انتخاب شوند و مطابق ماده‌ی چهارم و ماده‌ی سی و سوم قانون اساسی، شهروندان از طریق رأی خود بر اساس میکانیزمی که در قانون انتخابات پیش بینی شده به او رأی بدهند و اعتماد کنند.

     این شیوه‌ی گزینش زعمای ملی و دولتمردان کشور چیزی است که سال ها را در بر گرفت تا شهروندان کشور به آن برسند و در این راه مبارزات زیادی صورت گرفته و قربانیان زیادی از سوی مردم افغانستان در این راه پیشکش شده است. چهره های نامداری در این راه قربانی شده و جان های شیرین خود را از دست داده اند. شخصیت های بزرگ ملی در این راه شکنجه و زندان را به جان خریده اند. از زمان مشروطیت خواهان اول تا به امروز چه قربانی های بزرگی در این راه تقدیم گردیده است.

 انتخابات و حق شهروندی گزینش زعما از طریق آرای شهروندان در حقیقت دستاورد هزاران تن از مبارزان خوشنام راه آزادی بوده و ارزشی است که بیش از یکصد سال در راه به رسمیت شناختن آن مبارزه صورت گرفته است.

    از این که بگذریم انتخابات سالم ترین راه حل رقابت بر سر قدرت سیاسی در کشور است. راهی که به بهترین وجه میتواند رقابت بر سر قدرت سیاسی میان احزاب وگروه های سیاسی و…، حل و فصل کرده و جایی برای نزاع وکشمکش باقی نگذارد و حل منازعه  بر سرقدرت سیاسی در کشور ما در هر دوره‌ای بهای سنگینی را از ما گرفته است. اما برگزاری انتخابات میتواند بی اینکه بهای سنگینی پرداخته شود این مسئله را پایان دهد و قناعت رقبای سیاسی را فراهم آورده و فرصت برای نزاع باقی نگذارد.

    بدیل انتخابات در گام نخست کشمکش ها میان احزاب و جریانات سیاسی می تواند باشد. جنجال هایی که میتواند به بحران بیانجامد و یا هم کشور را به عقب ببرد. در گام بعدی سپردن جایگاه مدرن انتخابات به شیوه های کهنه و سنتی چون احراز قدرت سیاسی از راه «تغلیب» و…، می باشد. در حال حاضر گروه طالبان در انتظار این است که با بهره گیری از فشار و جنگ و خونریزی قدرت سیاسی در کشور را به دست آورده و بر اساس اراده‌ی شخصی ویا گروهی خود شان را بر مردم تحمیل کنند. طالبان که باوری به انتخابات ندارند در پی فرصتی اند که با استفاده از آن قدرت سیاسی را به دست بگیرند.

    برایند این بحث این میشود که شهروندان کشور فرصت پیش آمده توسط قانون اساسی کشور را غنیمت شمرده و برای احراز حق انتخاب و نیز انجام و اجرای مکلفیت قانونی خویش در قبال سرنوشت خویشتن و هم میهنان وکشور در روز انتخابات در صحنه حضور به هم رسانیده وبا به کار گیری رأی خود دشمنان افغانستان را نا امید بسازند. بدون تردید برقراری ثبات و امنیت و نیز حرکت به پیش و حفظ دستاورد ها و ارزش ها، در سایه‌ی برگزاری انتخابات و مشارکت وسیع شهروندان ممکن است.

ممکن است شما دوست داشته باشید