روزنامه اصلاح

پیامدهای اجتماعی تعصب و تبعیض

بخش هژدهم   /   آصف مهاجر

تبعیض، مانع رشد و توسعۀ جامعه؛

شکی نیست که رشد و توسعه در دنیای امروزی و شرایط کنونی یکی از مهم ترین اولویت های جامعه و دولت هاست. تقریباً برای همه ی دولت ها این امر اولویت دارد که چه گونه جوامع شان را در راستای اهداف توسعه ای جهت دهند و چه گونه جامعه به توسعه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دست یابند. توسعه و اهداف توسعه مدار، اکنونی به یکی از محوری ترین امر رقابتی میان دولت ها قرار گرفته است. اکثریت مناقشاتی که امروزه در عرصه ی بین المللی مشاهده می شود با برنامه های توسعه ای دولت ها، به خصوص قدرت های بزرگ ارتباط دارد. جامعه ی ما که یکی از جوامع توسعه نیافته در سطح منطقه و جهان است، از کاروان توسعه و پیشرفت های همه جانبه خیلی فاصله دارد، اگر قرار است که کشور ما از دام عقب مانی تاریخی بیرون شود و به مرز توسعه یافتگی برسد، لازم است که مقدمات و شرایط روند توسعه را فراهم کنیم. حکومت داری خوب، یکی از اساسی ترین مواردی است که با توسعه و توسعه یافتگی ارتباط دارد؛ یعنی شرط اساسی و لازمه برای توسعه یافتگی، رسیدن به حکومت داری خوب است. حکومت داری خوب نیز شاخص هایی دارد که مبارزه با تبعیض و یا برداشتن تبعیض از جامعه جزو شاخص های حکومت داری خوب قابل سنجش است. نمی توانیم از حکومت داری خوب یاد کنیم، مگر این که حکومت داری مبتنی بر قانون دموکراتیک، عدالت اجتماعی، برابری و رعایت حقوق اساسی تمامی شهروندان باشد و در یک کلام حکومت داری ها عاری از هر نوع تبعیض و نابرابری باشد.

بنابراین، هرگاه جامعه ای در دام تبعیض گرفتار باشد، قطعاً زمینه ی مساعد برای توسعه یافتگی ندارد؛ چون توسعه یافتگی نیازمند شایسته سالاری، تخصص گرایی و رعایت عدالت و برابری در تمامی نهادهای ملی و اجتماعی است و موجودیت تبعیض مانع تحقق این ارزش ها می شود و این گونه است که جامعه برای توسعه یافتگی مستعد نمی شود. پیشرفت و توسعه در هر جامعه ای نیازمند شرایط و بسترهای مناسب است، تا زمانی که بسترسازی صورت نگیرد و راه برای توسعه یافتگی هموار نشود، توسعه چیزی نیست که تصادفی شکل بگیرد. با این حساب، تعصب و تبعیض و در پی آن موجودیت نابرابری در جامعه، با روح و ماهیت توسعه در تضاد است،  تبعیض مانع اصلی برای تحقق برابری و عدالت در جامعه است و در بسترهای اجتماعی که مبنای عدالت نداشته باشد، امکان رشد و توسعه نخواهد بود.

با این جود و مرتبط به جامعه ی ما، مسوولان امور و دولت وظیفه دارند که جامعه را در مسیر رشد و توسعه جهت دهد، وقتی توسعه و توسعه یافتگی برای دولت هدف اصلی قرار گرفت، آن وقت به صورت طبیعی سیاست ها و تصمیم گیری به گونه ای رقم می خورد که موانع را از راه بردارند. این امر نیازمند توافق سران مملکت بر هدف مهم مثل توسعه است، وقتی اجماع عمومی و ملی برای رسییدن به توسعه شکل گرفت، در این صورت دولت با پشتوانه ی بزرگ ملی، می تواند با دست باز سیاست گذاری کند، برنامه ریزی کرده و استراتژی های معطوف به توسعه را تدارک ببیند. به نظر می رسد که در کشور ما یک سری کارهایی در حال انجام شدن است که با روند توسعه هم خوانی دارد و دولت گام هایی را بر می دارد، اما این که دولت آیا یک برنامه و استراتژی جامع و قابل تحقق را برای توسعه دارد یا نه، کل نهادهای ملی در این راستا خط واحد توسعه ای را دنبال می کند یا نه، رهبران و مدیران سیاسی آیا روی توسعه و چه گونگی آن توافق نظر دارند یا نه، جای سوال و پرسش است.

لازم است که در این مورد فکر شود، تأمل صورت بگیرد و این خواسته به عنوان یک امر ملی و عمومی در دستور کار دولت و نهادهای ملی قرار گییرد تا ما صاحب چشم انداز روشن برای آینده شویم و بدانیم که به کجا می رویم، چه گونه می رویم و چه قدر در مسیر توسعه ای که انتخاب کرده ایم، موفق پیش می رویم، فرصت های ما چیست و موانع در کجاست، اگر این سوال ها مطرح نباشد و یا پاسخ روشن نداشته باشیم، بحث از توسعه و توسعه یافتگی نیز منتفی خواهد بود.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید