روزنامه اصلاح

پیامدهای اجتماعی تعصب و تبعیض

بخش پانزدهم   /   آصف مهاجر

تبعیض مانع تعامل و همکاری ها؛

پیشرفت در  عرصه های مختلف حیات اجتماعی، مستلزم همکاری های فردی و نهادی است. هیچ عرصه ای بدون همکاری امکان پذیر نیست، از تجارت گرفته تا سیاست، از علوم گرفته تا امور دیگر. آن چه مربوط به سازوکارها در یک جامعه می شود، بحث پیشرفت و توسعه است، بحث مبارزه با مشکلات و بحران هاست و هر مصیبت اجتماعی دیگر، بدون همکاری های گسترده مردمی و همکاری مردم با دولت و همین طور همکاری متقابل دولت با مردم، امکان پذیر نیست  که رفع شود یا ما به اهداف عمومی مان دست یابیم. در نصاب های جدید آموزشی، بنا بر اهمیت سطح همکاری ها، اصولاً موضوع همکاری به عنوان اصلی ترین امر آموزشی مورد توجه قرار می گیرد، به گونه ای که همکاری و چه گونگی آن آموزش داده می شود تا نسل مورد تربیت، چه گونگی و الگوهای همکاری را از مکاتب و نهادهای آموزشی فرا گیرند و قتی وارد اجتماع می شود، بلد باشند که چه گونه تعامل کنند و چه گونه در یک فرایند همکاری محور با هم کار و فعالیت مشترک داشته باشند.

یک چیز است که جو اجتماعی را برای گسترش همکاری ها و نهادینه سازی آن، تخریب می کند و آن تعصب و تبعیض است. هرچند مسایل دیگر نیز وجود دارد که این جو را بد می سازد، اما بدی تبعیض آن است که ذهنیت ها را پیش از پیش تخریب می کند و اساساً ذهنیت و افکار افراد را برای همکاری سلب می کند ؛ چون تصورات و پیش فرض های زننده و آشفته را در اذهان افراد جای می دهد و این خیلی مضر است. اولین نکته ی اساسی و نگرشی این است که افراد نسبت به وضعیت جامعه، سطح روابط، معادلات اجتماعی و سیاسی رایج در جامعه، باورمندی مثبت داشته باشد و احساس کنند که همه در برابر هم حسن نیت دارند و هیچ گروهی، قومی، مذهبی و ….. علیه شان نیستند و همه عضو مشترک و برابر جامعه هستند که در چارچوب قوانین مشخص و اصول و هنجارهای مشخص و مشترک، فرصت زندگی دارند و فرصت برابر رشد و ترقی را دارند. این باورمندی زمانی ایجاد می شود که به معنای واقعی تبعیض در سطح جامعه،  نهادها و سیستم های کلان جامعه نفی شده باشد و کسی اراده ی اعمال تبعیض علیه هم دیگر را نداشته باشد و در این صورت است که زمینه برای خلق نگرش مثبت ایجاد می شود. در چنین فضایی است که بذر همکاری ها کاشته می شود و زمینه ها و بسترهای ا جتماعی برای گسترش همکاری ها مساعد شده و الگوهای همکاری در جامعه قابل توسعه و گسترش می شود.

اهمیت همکاری برای جامعه حیاتی است، به خصوص برای جوامعی که عمری در بحران سپری کرده است، ضرورت همکاری های اجتماعی، مثل ضرورت خون در سیستم بدن است که با توقف جریان خون، بدن از حرکت باز می ماند. از این رو، جامعه ی ما بیش از هر زمان دیگر به همکاری های اجتماعی مردمی و همکاری های متقابل مردم با دولت و دولت با مردم نیاز دارد. این همکاری ها تصادفی صورت نمی گیرد، در یک بعد باید به عنوان یک برنامه کلان راهبردی و درازمدت در نظر گرفته شود و آموزش داده شود.

در گام عملی، باید زمینه سازی شود و تلاش شود که از طریق وضع اصول و قانون، فضای اجتماعی و شرایط عملی برای ایجاد همکاری های اجتماعی و چند جانبه، مساعد شود و این کار ممکن نیست، مگر این که تبعیض از جامعه برداشته شود تا فضای اعتماد اجتماعی عمیق و گسترش پیدا کند و همه به همدیگر به چشم یک همکار ببیند و ایجاد چنین حسی در جامعه جدا از این که حیاتی و فوق العاده سازنده است، دشوار هم است و مستلزم شهامت سیاست گران و مسوولان امور است که با داشتن یک تعهد ملی و جهان بینی بزرگ اجتماعی در راستای چنین اهداف گام عملی بردارند و متوسل به اقدامات سازنده و تغییر محور شوند.

ما در جامعه ی خود به چنین اقدامات سازنده بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم. وقت آن فرا رسیده است که مسوولان امور، رهبران و مدیران سیاسی کشور نیازمندی ها و ضرورت های تاریخی جامعه را درک کرده و مورد توجه قرار دهند و اصلاحات و تغییراتی را به بار آورند که باید سال ها پیش انجام می گرفت. هنوز وقت و فرصت است، برای بهبود وضعیت اجتماعی هر لحظه ای که وارد عمل شویم، دیر نیست!

ادامه دارد..

 

ممکن است شما دوست داشته باشید