روزنامه اصلاح

پیامدهای اجتماعی تعصب و تبعیض

بخش چهاردهم  /  آصف مهاجر

تبعیض، عامل ناامنی روانی؛

امنیت روانی یکی از مهم ترین نیازمندی های اجتماعی  افراد محسوب می شود، همان طوری که امنیت فزیکی مهم و امنیت شغلی مهم است، امنیت روانی نیز جزو اساسی ترین ضرورت مندی برای زندگی فردی و اجتماعی تلقی می شود. مسایل مختلفی وجود دارد که امنیت روانی را تهدید می کند و یا به آن آسیب می زند، اما یکی از اساسی ترین عامل تهدیدگر و این که فضا را مخدوش ساخته و امنیت روانی افراد در جامعه را بر هم می زند، مسأله ی تبعیض است. موجودیت تبعیض، برای آنانی که قربانیان اصلی تبعیض می شوند یا مورد تبعیض قرار می گیرند، همواره نگرانی و ترس ایجاد می کند و این ترس مثل سایه آنان را دنبال می کند که مبادا در این موقعیت و آن زمینه، حقش ضایع شود و یا از دست رسی به فلان فرصت که شرایط آن را دارد، محروم شود و در موردش حق تلفی صورت گیرد. این امر برای افراد مورد تبعیض همواره نقطه ی نگرانی است که سلامت روانی شان نیز با تهدید مواجه می شود.

با این وجود، یک جامعه ی سالم، در مسیر پیشرفت و توسعه و در حال تکامل، جامعه ای است که سلامت روانی اعضای خود را در اولویت قرار دهد، این وضعیت زمانی ممکن است که هر فرد احساس امنیت و آرامش کند و این باورمندی برای شان خلق شود که حقوق و خواسته های مشروع شان همواره مصئون است و اگر مورد حق تلفی قرار گرفت، جامعه و نهادهای آن ناظر بر اوضاع است و از حقش حراست و دادخواهی خواهد  کرد.

برعکس، موجودیت تبعیض و تعصب در جامعه، پیش از پیش زمینه ها را نامصئون می سازد و یک فرض و تصور خطرناکی را رقم می زند که یک فرد ممکن هرگز مورد تبعیض قرار نگیرد، اما تصور منفی دارد و نسبت به شرایط حاکم اعتماد ندارد و این همواره به عنوان یک نقطه ی نگرانی و ناامنی روانی قابل درک است.

مثلاً یک سیاه پوست در آمریکا مورد تبعیض نژادی قرار گرفت، حالا ممکن است همه ی سیاه پوستان با چنین سرنوشتی مواجه نشوند و یا همه ی پولیس های سفیدپوست، نژاد پرست نباشند، اما یک احساس توأم با نگرانی و ناامنی روانی برای هر فرد سیاه پوست شکل می گیرد که ممکن قربانی بعدی خودش باشد. این تصور خیلی کشنده و آزار دهنده است که در نتیجه جامعه برای افراد مورد تبعیض ناامن، نامصئون و غیرقابل اعتماد می شود.

می دانیم که اگر چنین تصوراتی عام شود، چه قدر برای رشد و پرورش استعدادها صدمه وارد می شود و جامعه در کلیت خود آسیب می بیند. از این منظر اگر نگاه کنیم، تعصب و تبعیض دارای پیامدهای اجتماعی خیلی کشنده و آزار دهنده است که مسوولان امور باید نسبت به آن دقت کرده و زمینه های مبارزه با این مسأله ی اجتماعی را توسعه دهد تا جامعه از شر تعصب و تبعیض ها رهایی یابد و این گونه سلامت روانی جامعه تأمین شود. این کار خیلی دشوار است و زمان گیر، اما نیازمند یک طرح و برنامه ی اصلاحی و تغییر محور است که باید مرحله به مرحله و گام به گام دنبال شود تا این که جامعه از موجودیت تعصب و تبعیض، حداقل به صورت آشکار آن، رهایی یاید؛ یعنی هیچ کسی طبق قانون، جرأت بروز نگرش های تعصب آمیز و تبعیض گرای خود را نداشته باشد و این گونه است که یک عادت و سبک خوبی در جامعه رایج می شود و فضای اجتماعی برای زندگی، سالم و قابل اعتماد خواهد شد.

لازم است که در این زمینه دولت و تمامی نهادهای ملی و آموزشی تدابیر لازم را داشته باشند تا جامعه به صورت تدریجی مسیر سالم تری را طی کند و روش های تبعیض آمیز در جامعه در کوتاه مدت، ضعیف و در دراز مدت، کاملاً محو شده و سلامت جامعه با پشتوانه های قوی حقوقی و نهادی تضمین شود. اگر چنین شود، روح جامعه عوض خواهد شد، جامعه و اعضای آن جان دوباره می گیرد، انگیزه ها برای پیشرفت و احساس تعلقیت نسبت به جامعه قوی  و مستحکم تر خواهد شد و  شکل گیری چنین وضعیتی، برای جامعه یک امکان و ظرفیت خوب خواهد بود. هنوز هم دیر نیست، باید شروع کرد و تصمیم گرفت، اما بستگی به این امر دارد که مسوولان ارشد جامعه تا چه حد خودشان را برای تغییر وضعیت مسوول می دانند و تا چه حد وارد گام های عملی و رهایی بخش می شوند.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید