روزنامه اصلاح

پیامدهای اجتماعی تعصب و تبعیض

بخش سیزدهم / آصف مهاجر

 

تبعیض، خطری برای سلامت جامعه؛

سلامت جامعه، آینده نسل امروزی و به خصوص نسل نو و جوان حیاتی ترین امری است که باید متوجه آن باشیم. هر جامعه ای در شرایط خاص تاریخی دچار مشکلات و آسیب هایی می شود، اما اگر جامعه، بزرگ ترها و مسوولان امور مانع تجربه های تلخ گذشته نشوند و بدبختی های امروزی را  متوقف نسازند و برای حفظ آینده و تأمین سلامت جامعه تلاش به خرج ندهند، بزرگ ترین جفایی است که در مورد آینده ی جامعه صورت خواهد گرفت و زنجیره ی بدبختی ها دوام پیدا خواهد کرد و نسل های آینده نیز قربانی نواقص و عیوب عمل کرد امروز ما خواهد شد.

مردم کشور بر اساس جنگ و خشونت های پی گیر و بر اساس کشمکش های داخلی و فشار و تحمیل الگوهای منفی که از سوی بیرونی ها صورت گرفته است، وضعیت زهراگینی را تجربه کرده اند و تجربه می کنند. جنگ های داخلی و جنگ همه علیه همه، نفاق و فتنه، شکاف های قومی، تعصب و تبعیض، همه نشان دهنده ی این وضعیت زهراگین است که همه از آن متاثر شده است. امروز همه ی مردم کشور، از هر قوم و تباری  که هستند، آسیب دیده اند و آسیب می بینند. برای نمونه، از هر گوشه ی کشور، مردم آواره شدند و درد غربت را تجربه کرده اند، از هر گوشه ای کشور، طی جنگ های داخلی، هجوم بیگانگان و جنگ های جاری در کشور، قربانی داده اند و قربانی می دهند و امروز از گوشه و کنار کشور، فرزندان این خاک و سرزمین در صف اردو و ارتش و نظامیان کشور حضور دارند و در جنگ تحمیلی و ناخواسته ای که جریان دارند، جان های شیرین شان را از دست می دهند. مصیبتی که در جامعه جریان دارد، مصیبت همه است و روان همه را آسیب می زند؛ اما یک بخش این مصیبت ها به مشکلات داخلی، سیاست های ناقص و اختلافات جریان های سیاسی بر می گردد و یک بخش آن به رفتارهای تبعیض آمیز و ناروایی هایی بر می گردد که خود  مردم کشور به بهانه های مختلف علیه هم دیگر اعمال می کند. مسایل مختلف قومی، زبانی، مذهبی، سمتی و …. باعث می شود که مردم کشور با وجودی که اهل یک سرزمین اند، یک ملت اند و تاریخ و سرنوشت مشترک دارند، اما هم دل و هم دیگر پذیر نباشند و هم درد نباشند. اگر ما به یک ملت واحد تبدیل شده باشیم، باید دردی را که مردم و هم وطنان ما در جنوب و مشرقی می کشند، هم وطنان دیگر ما  در شمال و مناطق مرکزی آن را باید حس کنند و با آنان هم صدا شوند، دردی را که هم وطنان ما در شمال و مناطق مرکزی می کشند، باید هم وطنان ما در غرب و مناطق مشرقی و جنوبی آن را حس کنند و تا زمانی که این حس و درد مشترک برای ما خلق نشود، ما نمی توانیم ملت یک پارچه شویم و ما نمی توانیم برای مقابله با مشکلات هم صدا و هم اراده شویم. مشکل در این جاست که مسایل مثل تعصب و تبعیض، عقده و نفرت هایی به جا مانده از گذشته بین مردم کشور کدورت و دوری ایجاد کرده است، هرچند کل مردرم کشور را شامل نمی شود، اما آشکار و پنهان به نحوی وجود دارد و تا زمانی که ما از این ذهنیت بیرون نشویم، چه طور می توانیم سلامت جامعه و به خصوص نسل های آینده را حفظ کنیم.

افغانستان خانه ی مشترک ماست، پس برای سلامت این خانه ی مشترک کار کنیم و اولین گام این است که با تعصب و تبعیض مبارزه کنیم تا جدایی ها و پراگندگی های که به نام قومیت، مذهب، سمت و زبان ایجاد شده است، از بین برود و تمامی اقوام و مذاهب کشور صاحب خواست، منافع، درد و سرنوشت مشترک شوند و همه برای خوش بختی هم کار و فعالیت کنند. اولین تغییر باید از سیاست جاری در کشور شروع شود و آن این که سیاست در جامعه باید ملی شود و برای خوش بختی کل مردم کشور فعال شود و حرکت ها و سیاست های تنگ نظرانه و محدود به امور قومی، مذهبی و سمتی، به سیاست کلان و ملی تبدیل شود که در آن منافع ملی و تمام شهروندان کشور و ارزش های ملی، فرهنگی و تاریخی کشور اولویت داشته باشد، نه منافع کوچک فردی و گروهی و حزبی. این جاست که سیاست های به دور از تبعیض و تعصب می تواند رهایی بخش تمام شود و سلامت جامعه را تضمین کند.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید