روزنامه اصلاح

وضعیت کودکان؛ فرصتها، تهدیدها و تدابیر

آصف مهاجر

بخش هفتم 

چه چیزی کودکان کشور را تهدید می کند؟

کودکان در جامعهی ما با چالشهای جدی مواجه استند، همهی چالشها نشانگر آن است که چیزی به نام حقوق کودک که در اسناد بینالمللی بازتاب یافته، هنوز مجال تحقق را نیافته است. حقوق کودک به صورت نهادی در کشور ما ضمانت اجرایی پیدا نکرده است. کودکان به طور کلی وضعیت بد و دشواری را  سپری میکنند؛ هرچند این وضعیت نشان گر آن نیست که هیچ تغییری رخ نداده است. تغییرات رخ داده و در حال وقوع است، اما حرف اصلی این است که هنوز وضعیت کودکان نگران کننده است. مسایل پیچیدهای در جامعه وجود دارد که زندگی و آیندهی کودکان را تهدید میکند. یکی از موارد جدی، محرومیت کثیر از کودکان از آموزش است. ظاهر مسأله نشان میدهد که عدهای زیاد از کودکان از حق آموزش محروم میشوند.

هرچند این تقصیر را نمیتوان تنها متوجه خانواده، جامعه و دولت بسازیم؛ چون وضعیت جنگی که بیشتر صورت تحمیلی دارد، اوضاع را برای همه از جمله کودکان سخت و دشوار ساخته است، اما در نهایت امر همهی ما مقصر استیم. مقصر به این دلیل استیم که حساسیت خانوادهها، جامعه و دولت در برابر بیسوادی و فقر آگاهی جدی نیست، آمار بلند بیسوادی، چیزی نیست که تنها محصول دوران جنگ در کشور باشد، بلکه میراث ناگوار گذشتهی تاریخی در کشور است.

پرداختن به این مسأله از این جهت قابل توجه است که بی سواد ماندن کودکان برای آینده ی خود آنان و کشور تهدید است. این تهدید خیلی گسترده و دامنه دار است. در زمانهای که وضعیت شغلی و اقتصادی افراد با سطح تحصیل و تخصص آنان وابسته است، عدهی کثیر از کودکان بیسواد بزرگ شوند، واقعاً با چه سرنوشتی رو به رو خواهند شد. حرف ما این است که زندگی کودکان در دراز مدت دچار تباهی میشود. آنان دچار سرنوشت تلخ خواهند شد. از سوی دیگر، وقتی جمع کثیری از کودکان کشور بیسواد باقی بمانند و از روند تحصیل خارج شوند، قطعاً آنان به افراد ناتوان تبدیل میشوند، از ناتوانی آنها چرخهی خشونت و جنگ و جریانهای افراطی حفظ خواهد شد؛ چون امکان بهرهبرداری از جمعیت بیسواد و محروم از آگاهی و دانش امروزی، زیاد است. علاوه بر این مشکل، رفتارهای نابههنجار نیز در جامعه بیشتر میشود و در کلیت امر، بیسواد ماندن کودکان هم تهدید اقتصادی است و هم تهدید برای نظم و  امنیت عمومی در کشور پنداشته میشود. در نتیجه، آیندهی کودکان و آیندهی جامعه با روند بیسواد ماندن کودکان به طور قطع با تهدیدهای جدی مواجه میشود.

دولت برای بیرون رفت از این روند که در دراز مدت بحرانهای بزرگی را خلق میکند، از اکنون باید با تدبیر عمل کند. یکی از تدبیرها این است که به هر قیمتی که شده امنیت مکاتب و مدارس در کشور را تأمین کند، از لحاظ فرهنگی، مردم را در گوشه و کنار کشور به هر شیوه ای که میشود، تشویق کند تا با دولت هماهنگ و همکار باشد و تلاش دسته جمعی صورت بگیرد تا کودکان در هیچ مناطق کشور از درس و تحصیل محروم نمانند.

البته این هماهنگی و همکاری مردم زمانی میسر خواهد شد که دولت نزد مردم اعتبار پیدا کند و کسب اعتماد مردم با توجه به وضعیت آشفته ای که وجود دارد خیلی سخت است؛ اما این کار باید صورت بگیرد. بدون عمومی ساختن روند آموزش و تحصیل و بدون پوشش دادن چتر آموزش برای همه،  امکان بهبودی در وضعیت نیست.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید