روزنامه اصلاح

وضعیت احزاب سیاسی در کشور؛ فرصتها و چالشها

آصف مهاجر

بخش دهم

 احزاب سیاسی و توسعهی سیاسی؛

احزاب سیاسی جزو جریانهای سیاسی مسلط است که در همهی امور کشوری دخیل استند. یکی از مسایل مهم در هر جامعه، توسعه‌ی سیاسی است. توسعهی سیاسی چیزی نیست که در نبود احزاب سیاسی رخ بدهد، بلکه وضعیتی است که با کار و فعالیت احزاب سیاسی ارتباط دارد. توسعهی سیاسی نشاندهندهی این وضعیت و شرایط است که جامعه به لحاظ زمینههای مشارکت چه گونه فضا دارد، آیا فضا بسته و کنترول شده است یا اینکه فضا و زمینهها برای مشارکت سیاسی گروهها و جریانهای مختلف سیاسی در چارچوب قانون فراهم است. در صورتی که حکومت از طریق قانون و قانون احزاب زمینههای فعالیت و مشارکت گروهها و جریان های مردمی را فراهم کند و تثبیت کند، نشاندهندهی توسعهی سیاسی است. توسعه سیاسی جزو شاخصهای جوامع دموکراتیک و توسعه یافته است، یا اینکه یکی از شاخصهای عمدهی توسعه، توسعهی سیاسی است که با مشارکت فراگیر سیاسی گروهها و جریانهای مختلف دیگر گره میخورد. در جامعهای که در آن مشارکت سیاسی و فراگیر وجود نداشته باشد، ابتدا یک جامعهی توسعهیافته نیست و در شاخصهای کوچکتر، خبری از دموکراسی و جمهوریت نیست. آنچه احزاب سیاسی با توسعهی سیاسی را ارتباط میدهد، مشارکت سیاسی است. احزاب سیاسی کانالهای مشارکت سیاسی است که در قاعدهی جامعه، زمینهی مشارکت را فراهم میکند و مردم را در راستای مشارکت سازمانمند و هدفمند بسیج میکند.

با این وجود، نقش احزاب سیاسی در توسعهی سیاسی، نقش حیاتی و نهادی است. اثراتی که این مشارکت و توسعهی سیاسی برجا میگذارد این است که زمینههای خودسری، خودکامگی و تصامیم فردی و در حلقههای خاص را که احتمال خطای بیشتر را در پی دارد، کم میکند؛ چون روند تصمیمگیریها را از حالت فردی تغییر میدهد و بیشتر جمعی و با حلقهی وسیعتر عملی میکند و این گونه است که احساس تعلقیتها دامنهباز میکند و این به خودی خود منجر به اعتمادسازی میشود. دولتهایی که با بیشترین سطحی از اعتماد مردم و گروههای سیاسی را با خود داشته باشد، بدون تردید که دولتهای باثبات خواهند بود. ثبات برای هر دولت یک امر حیاتی و سرنوشتساز است، اگر احزاب سیاسی ثباتآور باشند، بدون تردید که بیشترین نقش مفید را برای جامعه ایفا کرده اند.

آنچه برای جامعهی ما مسأله ساز است، مشارکتهای ضعیف و پراکنده و غیرسازمانی است، این مسأله به وضعیت دیگر ربط دارد و آن اینکه احزاب سیاسی هنوز در جامعه جایگاه سازمانی پیدا نکرده اند و اگر در گذشته جایگاه خاص داشته، اکنون در بین مردم و شهروندان با موجی از بیاعمتادیها مواجه اند. یک بخش از این مشکلات، به عملکرد و کارکردهای ضعیف خود احزاب بر میگردد. احزاب سیاسی تنها از طریق ایفای نقشهای سازمانی که از آن ها اصولاً توقع میرود، میتواند برای خود دامنه اعتماد باز کنند و اکنون این اعتماد وجود ندارد و اگر اعتمادی موضوعیت دارد بیشتر در سطحهای خیلی کوچک که بیشتر جنبهی خانوادگی و طایفهای دارد، قابل بحث است. هدف از اعتماد، اعتماد ملی است، یعنی احزاب در سطح اقشار مختلف در جامعه و در حوزهی ملی در بین مردم جایگاه و پایگاه داشته باشند و مورد حمایت قرار گیرند و این حمایت ناشی از اعتماد مردم و شهروندان خواهد بود.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید