روزنامه اصلاح

وضعیت احزاب سیاسی در کشور؛ فرصتها و چالشها

آصف مهاجر

بخش سوم

نقش و کارکردهای حزب سیاسی؛

حزب سیاسی نظر به نقش و کارکردهایی که دارد و از آن انتظار میرود، موجودیت آن ضروری و مهم شمرده میشود. فعالیت احزاب و موجودیت آن امروزه جزو الزامات ساختاری دموکراسی است. احزاب سیاسی میکانیسمی است که دموکراسی را میدانی میسازد و به آن عینیت میبخشد. از سوی دیگر، فعالیت احزاب سیاسی ثباتآور است و آدرسی است که گروهها و جریانهای سیاسی و همهی آنانی که در پی کسب قدرت و تأثیرگذاری اند از طریق فعالیت حزبی هم مشارکت میکنند و هم روند فعالیت سیاسی را قانونمند و ساختارمند میسازد. دقیقاً اهمیت فعالیتهای حزبی و موجودیت احزاب سیاسی با نقش و کارکردهایی که متوجه این سازمان سیاسی میشود، بستگی دارد. پرسش این است که حزب سیاسی به منظور  ایفای چه نقش و وظیفهی ساختاری و نهادی شکل میگیرد و چارچوب کاری و ایفای نقش حزب سیاسی چهگونه تعریف شده است، تا با شناخت از کارکردهای سازمانی احزاب سیاسی، ما به اهمیت و نقش آن پی ببریم.

میدانیم هر واحد کاری در هر حدی که باشد، نیازمند نظارت است. عدم نظارتهای ساختارمند و موثر بر جریان هر نوع فعالیت، امکان خطا و حتا فساد را بالا میبرد. آنچه که با حوزهی قدرت سیاسی و سازمان کلانی به نام دولت ارتباط میگیرد، ضرورت نظارت بیشتر میشود و حتا به موجودیت فشارهای نهادیِ قدرتمند و قانونمندی ضرورت میشود که از جهت پایین به بالا تأثیر بگذارد. بر اساس همین ضرورت، حتا یکی از وظایف نهاد ملیِ مثل پارلمان نیز همین مورد است که بر عملکرد حکومت نظارت کند و گاهی فشار وارد بسازد، تا مسیر اصلاح و بهبودی وضعیت فراختر و عمومیتر شود و از این طریق رضایتمندی مردم حاصل شود. مسأله این است که کانالها و مراجع نظارتی و ابزارهای فشار باید متعدد و چندلایهای باشد که یکی از آنها، احزاب سیاسی عنوان میشود. با این حساب، یکی از کارکردهای حزب سیاسی، این است که حزب به مثابهی ابزار فشار است که این فشار ساختاری از پایین به بالا جهت میخورد. هدف آن است که احزاب سیاسی به عنوان پل ارتباطیِ سیاسی و نهادی میان مردم و حکومت عمل میکند و از این رو احزاب سیاسی با توجه به تحلیل وضعیت و مسایل عمومی و کشوری که بیشتر مردم از آن رنج میبرند، تلاش میکند که بخشی از خواستهای واقعی و قانونی مردم را تبدیل به یک خواست نهادی و حزبی ساخته و از طریق رایزنی با حکومت و نوعی وارد کردن فشار سیاسی آن را تحقق بخشد.

این یکی از مهمترین کارکردهای حزب سیاسی است. این نقش و کارکرد حزب سیاسی به این سادگی عملی نخواهد شد یا مورد اجرای موثر قرار نخواهد گرفت، مگراینکه حزب برنامه داشته باشد و خیلی سازمانی و منظم روند عمل خود را تنظیم کند. با این معیار اگر احزاب سیاسی موجود در کشورمان را مطالعه کنیم، برداشت قناعتبخش نمیتوانیم از نقش احزاب مان بگیریم؛ چون اکثریت احزاب سیاسی چنان در گرداب بیبرنامگی به سر میبرند و چنان فاقد خواستههای مشخص و روشنی که جنبهی عمومی و مردمی داشته باشد، استند که انتظار تأثیرگذاری و اینکه آنها ابزار فشار بر حکومت شود، خیلی بعید است، اگر فشاری هم وارد میکنند، بیشتر در  محور خواستههای شخصی و حلقهی خاص رهبری احزاب است که کمتر مردمی به نظر میرسد.

ادامه دارد.

ممکن است شما دوست داشته باشید