روزنامه اصلاح

نقش محمدولی‌خان‌دروازی  در تاریخ معاصر افغانستان

سر محقق سیما رسولی

بخش نخست

مقدمه :

محمد ولی خان دروازی از اشراف زادگان و از اولاده‌ی شاهی قدیم « درواز بدخشان » سر جماعه‌ی خان‌زادگان دربار دوران حبیب الله خان، عضو مخفی سازمان سیاسی مشروطه خواهان و از طرفداران صدیق دولت شاه امان الله خان بود که با به قدرت رسیدن  مشروطه خواهان ودر راس شاه امان الله خان، نقش مهم و قابل وصفی را در اصلاحات دوران امانی و تاریخ معاصر کشور ایفا نموده بود . روح آن بزرگ مرد تاریخ شاد .

متن:

 درواز به سرزمین های دو طرف دریای آمو گفته می شود که در گذشته های نه چندان دور، دارای  شاهان محلی یا امرای محلی بودند. این امرای محلی زمانی به شکل مستقل،گاهی هم به شکل نیمه مستقل تحت امارت بخارا به سر می بردند .

 محمد ولی خان، فرزند « شاه ابو الفیض خان یا عبدالفیاض خان، فرزند شاه اسماعیل، فرزند شاه بزرگ ( سلطان محمود ) فرزند شاه غریب، فرزند شاه دروازی، فرزند شاه سلطان محمد، فرزند شاه اسکندر سوم
است .»(۲: ۸۴)

پژوهشگران آسیای میانه وکار شناسان جغرافیای تاریخی       سلسله‌ی حاکم بر کوهستانات امتداد رود آمو ورارود « بخارای شرقی » را به لحاظ تباری و هویت گوناگون معرفی کرده اند. اولاد و احفاد این شاهان بنا به روایت تذکره نویسان وادعای تاریخ نگاران خود را بخشی از باز ماندگان ساسانیان، تداوم پیشدادیان واز شاخه اصلی آریایی میدانند . »( ۳ : ۲۸۷)

به هر حال، هنگامیکه امیر عبدالرحمن خان از طریق کولاب دریای آمو را عبور کرده و به «همکاری عده ای از امرای سمت شمال و بدخشان به سطنت رسید، جهت اطمینان خاطر تعدادی از امرای محلی، خوانین مشهور بدخشان و شمال را ظاهرآ با اعزاز و اکرام به دربار کابل مقیم ساخت و تحت نظر قرار داد، ولی مخالفین را از بدخشان تبعید نمود که خانواده محمد ولی خان دروازی از این جمله بود. (۱۵: ۳۷۸)

ولی خان در خانواده‌ی محتشمی به دنیا آمده بود. به قول  محترم پژ هنپور، « دروازی در ۱۸۶۱، به گفته روان فرهادی در ۱۸۷۵به دنیا آمد . از کودکی هوشیار با استعداد به نظر میرسید، به توجه پدر وکاکا اش نزد استادان علوم متداول روزگار را فرا گرفت .

در سیزده سالگی امیر عبدالرحمن خان استعداد سرشارش را ستود و به وی اجازه‌ی و رود به دربارش را داده بود.» «۳: ۱۹۶)

در چهارده سالگی « جهت تحصیل به دارالفنون ایران رفت، در ایران معارف اسلامی ، ادبیات و سیاست آموخت وبا اندیشه‌ی گروهی از اندیشمندان که از تجدد و تحول سخن میگفتند آشنا شد . در ۱۲۸۰ دوباره به وطن باز گشت .» ( ۱: ۲۹۶) 

بناً دروازی از اولاده‌ی دودمان با فرهنگ و از سلاله‌ی امرای درواز است . او سیاست و دولت مداری را درکانون خانواده فراگرفت و با دیدن دربار شاهان بخارا و دربار شاهان افغانی آبدیده وکار آزموده شد.

این جوان با فضلیت در بار امیر حبیب الله خان به « حیث سر جماعه‌ی خان‌زادگان که بیشتر شان گروگانان تبعیدی بودند ، تقرر یافت. چون جوان هوشمند و همواره در پی تحصیل دانش بود به حیث کتابدار خصوصی امیر نیز منصوب گردید . او ضمن اینکه ریس اشراف زادگان در بار بود، ریاست فرهنگی  یا آمریت کتابخانه دربار را داشت.» (۱۱ : ۹۹)  

او از طریق جراید حبل المتین به زبان عربی و چهره نما به زبان دری با اندیشه های خورده بورژوازی و نهضت های ملی وآزادیخواهی که این جراید در شرق تبلیغ میکردند آشنا شد و دربار رفته رفته به نقطه مرکزی مشروطه خواهان واستقلال طلبان مبدل گردید . چنانکه تاریخ‌نگار معاصر کشور میر غلام محمد غبار می نویسد: « قشر روشنفکران در پایتخت بیشتر گرد سه مرکز می چرخیدند؛ یکی لبرالهای دربار  که خواهان ریفورم بودند. در قطار اول این ها رجال درباری  مثل محمد ولی خان دروازی، میر زمان الدین خان و میر یاربیگ خان برادر کوچک او قرار داشتند . » (۱۲ :۴۶۰ )

چون در این زمان مکتب حبیبیه در ۱۳۰۳ خورشیدی ، ایجاد شده و تعدادی از آذادیخواهان هندی به رهبری داکتر عبدالغنی هندی و دانشمندان افغانی در آن سرگرم تدریس بودند ، آنها یک جا با شاگردان پیشگام این مکتب هسته‌ی یک سازمان سیاسی مشروطه خواه را بنام « حزب سری ملی » گذاشته بودند، شاه محمد خان دروازی رئیس اشراف زادگان دربار بود، ریاست فرهنگی، آمریت کتابخانه وآمریت اطلاعات  را نیز به عهده داشت. او آثار انقلابی کتابخانه دربار را شبانه وبا احتیاط در اختیار مبارزین می گذاشت وبدین ترتیب در پرورش مبارزین وآزاد یخواهان از شهزادگان اسیر دربار وخارج از آن نقش بر جسته بر جا می نهاد .  این فعالیت های وی از چشم جواسیس دربار پنهان نماند، در حالیکه امیر حبیب الله خان به وی فوق العاده احترام داشت و
محمد ولی خان را بنام « اکه جان » یاد میکرد مگر در سر کوب نهضت مشروطیت اول ۱۹۰۹ خورشیدی زندانی ومغضوب شد وچون برگه یی از خود به جا نمانده بود ، در پناه نفوذ واعتبار پدر وکاکایش زنده ماند وتوانست در تاریخ آینده یک دهه بعد نقش بر جسته ایفا کند .»(۱۷: ۱۸۱)
  و به قول مهدی فرخ، « دروازی در امارت حبیب الله خان بریاست غلام بچه گان وخزانه داری، عین المال منشی خاص امیر برای حفظ اسناد سری بود با مقرری سال یک هزار روپیه منصوب شد و۱۳۳۱در  معاشش پنجصد روپیه اضافه گردید که به همین مبلغ امرار معاش میکرد.» (۱۶: ۱۱۶ )

در اواخر سلطنت امیر
حبیب الله خان « سردار نصرالله خان برادر امیر، حزب جنگ را بنیاد نهاد وطرفدار اعلان استقلال بود، محمد ولی خان به این حزب پیوست با محمود طرزی و سردار امان الله خان همکار وهمرزم گردید واز آن به بعد تا اخیر سلطنت امان الله خان با او یار ومدد گار بود . » (۸ : ۳۶)

در برابر این حزب عبدالقدوس خان اعتمادالدوله «حزب مخالف جنگ با انگلیس را ایجاد کرد که در این دسته نادرخان و برادرانش ودیگر سرداران محمد زایی مانند فیض محمد ذکریا واشخاصی چون محمد گل مهمند شامل نموده، با جانب داران استقلال مخالف وطرفداران انگلیس بودند . » (۱۷: ۱۸۱ )

دو شخصیت که در پیروزی نهضت مشروطیت دوم و تحصیل استقلال کشور کوشیدند، یکی « محمد ولی خان دروازی ودیگری محمود طرزی بودند، از آن جاییکه محمد ولی خان دروازی در جلوس شهزاده امان الله خان در سلطنت فعالیت چشمگیری تبارز داد، بعد از پیروزی مشروظه خواهان ودر راس شاه امان الله خان، دولت افغانستان برای برقراری روابط حسنه با کشورهای همجوار و برخی کشورهای جهان به طرح قرار دادهای سیاسی بین دولتین شروع کرد .» : (۱۴ :۷۸۶)

حفظ سیاست بیطرفی افغانستان و برقراری روابط تجارتی برای رشد اقتصادی افغانستان از نخستین برنامه های اصلاحاتی نظام امانی را  میساخت وبرای این وظیفه خطیر وزیر مختار افغانی شاه ولی خان دروازی گماشته شد. برای اولین بار در تاریخ معاصر این سرزمین دولت خود را به منزله نخستین نیروی عقیدتی تجدد گرا در برابر مردم معرفی کرد. .

این سازمان قدرت به مفهوم سیاسی دولت نوین افغانستان بود که به همت روشن اندیشانی چون طرزی، دروازی وامثالهم در این سرزمین به شکل یک نهاد سیاسی تشکیل وبا دشواری های زیادی در قالب حقوقی پا به عرصه هستی گذاشت .

ممکن است شما دوست داشته باشید