روزنامه اصلاح

نقش فرهنگ در گونه‌های رفتاری مسالمت آمیز

اگرچه به مشکل می توان تأثیر فرهنگ را بر زاوایای مختلف زندگی فردی و اجتماعی به ســنجش گرفت، اما بدون شــک رفتار انسان از ساحه نفوذ فرهنگ بیرون نیست و فرهنگ نقش خودش را در رفتار و گفتار انسان ها نشــان می دهد. عوامل فرهنگی ممکن است به تنهایی تعیین کننده نباشد، ولی در کنار سایر عوامل می تواند به لحاظ شکلی و محتوایی بر جامعه تأثیر بگذارند. افکار و اندیشــه های متداول در هر جامعه بیانگر مجموعه تجربیاتی اند که آن جامعه در طی زمان به پشت ســر گذاشته است. تجربیاتی که درلابلای ارزش ها، نگرش ها و عادات و رسوم حاکم بر جامعه قابل مشاهده می باشد. مسایل روزمره مردم، انگیزه هایی که آنها را بــه فعالیت وا می دارد، تلاش ها و کوشش های آنها برای انجام مؤفقانه کار، برخوردهای سیاســی درون اجتماع و نوع رفتارها و الگوهایی که مناسبات اجتماعی مردم را شــکل می دهد، توجه به مسایل دینی و مذهبی، نــوع قرایت هایی که در ادوار گوناگون از آموزه های دینی و مذهبی صورت می گیرد، جنگ ها، دشــمنی ها و یا زیست مســالمت آمیز و توأم با مدارا و همپذیری …. همه و همه برخاســته از نوع فرهنگ آن جامعه است. بازتاب تجربیاتی است که از نسل های گذشته به نسل های آینده انتقال یافته است. از آنجایی که این رفتارها از عوامل فرهنگی نشــأت می گیرد، قابل تغییر و اصلاح می باشــد، چون فرایند تعامل میان فرهنگ ها امکان اصلاح و تغییــر در فرهنگ های اجتماعــی را ناگزیــر می ســازد. امروزه پالایش فرهنــگ از آلودگی ها و خرافه ها و جایگزینی فرهنگ سالم و سازنده بجای آنها جز اولویت های یک جامعه پویا به شمار می آید.
چون فرهنگ زمینه ساز تحوالت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی است و پویایی فرهنگی بســتر رشــد و توسعه همه جانبه اجتماعــی و اقتصادی را فراهم می کند. همانطــوری که دگرگونی مداوم و مستمر فرهنگی به رشد و شکوفایی جامعه کمک می کند، ایستایی فرهنگی جزء تجرید جامعه از جوامع توســعه یافته و یا در حال اجتماعی شدن و در برخورد با ســایر همنوعان خود ســود ببریم؛ اما باید اجازه دهیم که این فرهنگ در تعامل مثبت با فرهنگ ها و باورهای دیگر قرار گیرد. چرا که در اثر این تعامل بدی ها و کاستی های فرهنگ پالایش می گردد و خأل ها و نارسایی های آن با اســتفاده از ارزش ها و هنجارهای فرهنگ های دیگر از بین می رود. برای ما همانطور که حفظ و احترام فرهنگ گذشته اهمیت دارد، سمت و سوی فرهنگی ما به سوی آینده نیز از ارزش زیادی برخوردار می باشــد. به گفته احمد طالب ابراهیمی الجزایری: « دانســتن این که انسان به کدام سو روان است همان قدر پر ارزش است که بدانیم از کدام سو می آید و فرهنگ رابطه ای اســت که گذشــته ها را به هم پیوند می دهد و جهش به ســوی آینده را ممکن می ســازد.» پس فرهنگ با پیوند دادن گذشــته و حال راه صعود به سوی ترقی، کمال و توســعه را در آینده هموار می سازد. فرهنگ شیوه زندگی انسان ها را در جامعه مشــخص نشان می دهد و به آنان راه چگونه اندیشیدن و چگونه عمل کردن را می آموزند. تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که پیشرفت و پــس مانی یک جامعه بــه فرهنگ آن بستگی دارد و این پیوستگی میان فرهنگ و آینده جامعه چنان شدید و در عین حال نزدیک است که با یاری فرهنگ و بررسی عناصــر اساســی آن در جامعه می توان مسیر آینده آن جامعه را پیش بینی کرد.اگر فرهنگ یک جامعه از رشــد و پویایی توسعه و عقب مانی آن از کاروان توسعه و مدنیت، چیزی دیگری را به دنبال نخواهد داشت. تغییرات فرهنگی با رشد و توسعه اقتصادی و سیاسی دارای تعامل دوسویه اســت که همواره در فرایند رشد و تغییر بر همدیگر اثر می گــذارد. همانطوری که فرهنــگ موجب تحــول در عرصه های سیاســی، اجتماعی و علمی می شود، این تحولات هم متعاقبــا تغییرات و دگرگونی های فرهنگی را تســهیل می کنند و روند پویایی و نوسازی فرهنگی را مانا، مداوم و پایدار می سازد. این تعامل و تأثیرگذاری های متقابل جریان رشــد سریع و حیرت آور جوامــع را در عرصه گوناگون زندگی در پی می آورد.
با دگرگونی های فرهنگی مسیر جوامع به سوی آینده روشن می شود و جرقه های پیشرفت، رشد، رفاه، صلح و امنیت… کلید مــی خورد. از اینرو نوآوری فرهنگی مهمترین پارامتر در حفظ جامعه از زوال و عقــب ماندگی هــای فرهنگی، اقتصادی، سیاســی و تکنولوژیکی است. جوامعی که مدام در مسیر تغییرات مثبت فرهنگی قرار داشته باشــند و آگاهانه و روشمندانه دروازه های فرهنگ را به روی تعامل با فرهنگ هــای دیگر باز بگذارند، همواره از فرهنگ پویا و قدرتمند برخوردار گردیــده و رهیافت های صلــح، امنیت، زیست مسالمت جمعی و استفاده مؤثر از ظرفیت ها و پتانسیل های اجتماعی و ملی را به آسانی انتخاب می کنند. ما باید بــه فرهنگ گذشــتگان احترام بگذاریم و از آن بــرای تعیین رفتارهای اجتماعی و در برخورد با ســایر همنوعان خود ســود ببریم؛ اما باید اجازه دهیم که این فرهنگ در تعامل مثبت با فرهنگ ها و باورهای دیگر قرار گیرد. چرا که در اثر این تعامل بدی ها و کاستی های فرهنگ پالایش می گردد و خأل ها و نارسایی های آن با اســتفاده از ارزش ها و هنجارهای فرهنگ های دیگر از بین می رود. برای ما همانطور که حفظ و احترام فرهنگ گذشته اهمیت دارد، سمت و سوی فرهنگی ما به سوی آینده نیز از ارزش زیادی برخوردار می باشــد؛ پس فرهنگ با پیوند دادن گذشــته و حال راه صعود به سوی ترقی، کمال و توســعه را در آینده هموار می سازد. فرهنگ شیوه زندگی انسان ها را در جامعه مشــخص نشان می دهد و به آنان راه چگونه اندیشیدن و چگونه عمل کردن را می آموزند. تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که پیشرفت و پــس مانی یک جامعه بــه فرهنگ آن بستگی دارد و این پیوستگی میان فرهنگ و آینده جامعه چنان شدید و در عین حال نزدیک است که با یاری فرهنگ و بررسی عناصــر اساســی آن در جامعه می توان مسیر آینده آن جامعه را پیش بینی کرد. اگر فرهنگ یک جامعه از رشــد و پویایی برخوردار نباشــد و انعطاف و ظرفیت الزم را برای ایجــاد تعامل با فرهنگ های دیگر نداشته باشد، این فرهنگ در برابر فرهنگ های دیگر باشکست مواجه می گردد و راه پیشرفت و تکامل را برای اعضای جامعه می بندد. هر قدر که مردم یک ســرزمین از ویژگی های جغرافیایــی، تاریخی و فرهنگی خود آگاهی داشــته باشــند، به همان میزان با قاطعیت بیشــتری از موجودیت و هویت فرهنگی خود دفاع کــرده می توانند و در مســیر حیات اجتماعی خود با مشکلات و تهدیدهای کمتری مواجه می گردد. هویت فرهنگی سبب توانایی جامعه و نشانه زنده بودن و پویا ماندن اعضای آن در مســیر هولناک حیات اجتماعی می گردد. فرهنگ، بقا و دوام ملت هــا را تضمین می کند و از زندگی آنها در برابــر تهاجمات بیرحمانه فرهنگی، مداخلات سیاســی و تجاوزهای نظامی کشورهای بیگانه محافظت می کند؛ بنابراین بررسی وضعیت هر جامعه با توجه به ویژگی هــای فرهنگی آن جامعه ممکن می گردد. اگر یک جامعــه پویا، با ثبات و دارای اندیشه ها و نگرش های انسانی بود؛ معلوم می شــود که آن جامعه از فرهنگ پیشرو و انعطاف پذیر برخوردار می باشد؛ اما اگر یک جامعه از نــا امنی، بی ثباتی و ایده ها و نگرش های خصومت پندارانه رنج ببرند، بیانگر این است که آن جامعه دارای فرهنگ ضعیف بوده و این فرهنگ نتوانسته میان گذشته و حال این مردم پیوند ایجاد کرده و با تکیه بر آن مســیر زندگی آینده خود را تعیین کند. افغانستان دارای گذشته درخشان تاریخی و فرهنگ ناب و اصیل اســامی است که موجبات پیشــرفت این کشور را در عرصه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و علمی فراهم کرد و قدرت و اقتدار سیاسی و علمی این سرزمین را در ســطح منطقه به اثبات رساند؛ اما متأســفانه ما از این گذشته پر افتخار خود فاصله گرفتیم و فرهنگ پیشرو و پویایی که در همه حاالت می توانســت جامعه را از گردنه های خطرناک و تنگناهای هولناک عبور دهد، به فراموشی سپردیم و یا آن را با اختلاط با عرف و عادات قبیلوی و برداشت های محدود نگر دینی از مسیر تکامل و ترقی به انحراف کشانیدیم. انحراف از مسیری که گذشته پر افتخار فرهنگی را برای ما رقم زده بود، ما را به ســوی آینده تاریک سوق داده است.

سجادی

ممکن است شما دوست داشته باشید