روزنامه اصلاح

مشکلات نگران‌کننده‌ی زندگی کودکان؛  نزدیک به دو میلیون کودک مصروف کارهای شاقه اند

    کودکان افغانستان که از آنان به عنوان آینده سازان کشور یاد میشود ظاهراً روز خوشی ندارند. مشکلاتی چون محرومیت از حق تعلیم  وآموزش، فقر ونادارای خانواده ها، قتل وجرح ومعلولیت، بیجا شده گی از محل ومسکن آبایی، قاچاق واختطاف وآدم ربایی، قرار گرفتن در معرض سوء استفاده ی جنسی وسرانجام کار های شاقه و…، عمده ترین چالش هایی است که تعداد قابل ملاحظه ی از کودکان کشور در دام یکی از آنها گرفتار شده واز آن رنج میکشند.

    پیش ازین آمار های به نشر رسیده بود که نزدیک به چهار میلیون تن از کودکانی که در سن آموزش و پرورش اند از رفتن به مکتب محروم اند. وارقامی هم منتشر گردیده بود که آمار قربانیان جنگ ونا امنی از میان کودکان را نگران کننده وسرسام آور نشان میداد. چنانکه تعداد قابل اعتنایی از کودکان سالانه قربانی اختطاف، آدم ربایی وقاچاق به خارج از کشور میگردیده ودر حال حاضر نیز میگردند. گزارش هایی هم به نشر رسیده بوده که بیانگر قرار گرفتن تعدادی از کودکان کشور در معرض تجاوز وسوء استفاده ی جنسی ویا هم به خدمت گرفتن در فعالیت های جنگی ونقل وانتقالات مواد منفجره ویا انجام عمل انتحاری توسط گروه های مسلح مخالف نظام و…، بوده است.

    جدیداًوزارت کار وامور اجتماعی اعلام کرده که نزدیک به دو میلیون تن از کودکان مشغول انجام کار های شاقه اند. حفیظ الله ذکی وزیر کار وامور اجتماعی که به روز یک شنبه هفته ی جاری در نشست ملی محافظت اطفال، در کابل سخن می گفت با پا برجا خواندن مشکلات گسترده فراروی کودکان بیان کرد که هم اکنون حدود ۹/۱ میلیون کودک کشور از جمع کودکانی که به سن مکتب از آموزش بازمانده اند، در سرک ها به انجام کار های شاقه وخیابانی مصروف اند.  او آمار مجموعی کودکانی را که از آموزش باز مانده اند ۷/۳ میلیون تن خوانده وبیان داشت که علی الرغم تلاشهای زیاد مبنی بر گسترش دایره ی آموزش وپرورش در کشورر، در جذب این تعداد کودکان در مکاتب کار قابل توجهی صورت نگرفته است. وی این کودکان را افرادی خواند که در نتیجه ی نا امنی، فقر خانواده ها، حوادث طبیعی، خشکسالی، بیجا شده گی وبازگشت به وطن به این سرنوشت گرفتار شده اند. به گفته ی آقای ذکی، کودکان بازمانده از مکتب در ۲۵ کتگوری مختلف آسیب
پذیری ها شامل میشوند که آنان را مسایلی چون مشغولیت به کار های شاقه، پیوستن به گروه های جرمی مواد مخدر وقاچاق انسان، پیوستن به گروه های مسلح مخالف دولت واعتیاد و…، تهدید میکند.

    این همه در حالی است که پیش ازین گزارش هایی به نشر رسیده بود که از استفاده ی سوء از سوی برخی حلقات
وباند ها از این تعداد کودکان حکایت داشت. باری وزارت امور داخله نیز تأیید کرده بود که شبکه های جرمی آدم ربایی وقاچاق مواد مخدر از کودکان زیر سن قانونی که مکلفیت قضایی کمتری دارند استفاده ی سوء میکنند واز آنان در راستای انجام کار ها وجرایم سازمان یافته بهره میگیرند.

عوامل کار های شاقه ی کودکان

     عمده ترین عاملی که باعث میشود کودکان به کار های شاقه کشانده شوند فقر وناداری خانواده ها می باشد که ناشی از بیکاری فزاینده خانواده ها است. خانواده های زیادی اند که نسبت نداشتن شغل برای کسب عوایدی که بتواند کفاف زنده گی شان را بکنند فرزندان خود را به کمک طلبیده وبه کار وادار میکنند تا از عواید ودستمزد آن ها مشکلات اقتصادی خانواده ی خود را مرفوع بسازد. وخانواده های هم اند که در پی تداوم وگسترش خشکسالی ها زراعت، مالداری وباغداری خویش را که زمینه و راهی برای کسب درآمد وعواید شان محسوب میگردید از دست داده ودر حال حاضر ازین رهگذر نمیتوانند عوایدی به دست آورند که کفاف زنده گی شان را بکند لهذا ناگزیر به شهر ها ویا بازار های مناطق پر جمعیت تر رو آورده وفرزندان خود را به کار وامیدارند تا  با کسب عوایدی کمکی به اقتصاد خانواده ی خود نمایند.

     یکی دیگر از عوامل کار کودکان موجودیت خانواده های زیادی اند که از اثر جنگ ها ویا هم حوادث طبیعی نان آور خانواده ی خود را از دست داده اند ودر حال حاضر دوام حیات شان به کار وعواید کودکان فامیل وابسته است. واگر این کودکان کار نکنند وعوایدی به دست نیاورند باقی اعضای خانواده که معمولاً کودکان ویا هم دختران می باشند در برآوردن نیاز های اقتصادی خود با مشکلات مواجه گردیده ویا هم مجبور می شوند به گدایی رو آورند. خانواده هایی که نان آور شان با امراض صعب العلاج ویا مفلوجیت وامثال آن مواجه گردیده اند ونمی توانند که کار کنند واز مدرک عوایدی که به دست می آورند نیازهای اقتصادی خانواده ی خود را مرفوع بسازند آسانترین راه برای شان وادار کردن کودکان به کار است تا از مدرک عوایدی که به دست می آورند نیاز های خود را مرفوع بسازند.

    برخی خانواده هایی هم است که کودکان خود را برای یادگیری حرفه به مراکز کار میفرستند مانند آن کودکانی که در مستری خانه ها کار میکنند ویا هم در مراکز فلزکاری ویا سنگتراشی ویا هم کار های
شاقه ی دیگری؛ این خانواده ها کودکان خود را میفرستند تا حرفه ی بیاموزند ودر آینده صاحب شغل ودرآمدی شوند. معمولاً کودکانی به این مراکز فرستاده میشوند که اقتصاد خانواده ها اجازه  نمیدهد تا کودکان خود را به مراکز آموزشی وتحصیلی که معمولاً هزینه بردار بوده وزمان زیادی را در بر میگیرد تا آنان ازین مراکز فارغ گردیده وصاحب عاید ودرآمد شوند. برعکس وقتی کودکان شان را به مراکز حرفه آموزی میفرستند با گذشت زمان اندکی حرفه ی مورد نظر را آموخته وصاحب شغل ودرآمد میگردند.

پیامد های کار کودکان

   اولین پیامد کار کودکان همان محرومیت از تعلیم وآموزش وتحصیل است. کودکانی که در مراکز کار واشتغال به سر میبرند وبه دنبال عواید ودرآمد اند وبه خاطر آن تن به کار های شاقه میدهند دیگر جز تعداد اندکی، فرصت این را نمی یابند که درس بخوانند وآموزش ببینند وسر انجام به مراکز تحصیلی رو آورند واز این مجرا صاحب شخصیت و جایگاه اجتماعی شوند وبعد در کار های پر در آمد تر ویا هم کار های رسمی ودولتی جذب شوند.

    ازین گذشته کودکانی که کار میکنند به ویژه آن کودکانی که به کار های شاقه می پردازند متأسفانه در معرض آسیب های جدی دیگری نیز می باشند. مانند متوقف شدن رشد طبیعی جسمی، آسیب های روانی، قطع اعضا، بروز مشکلات صحی واذیت وآزار ،از جمله اذیت وآزار جنسی و… . در گزارشی که چند ماه پیش از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در این زمینه به نشر رسیده بود به میزان بلندی از آسیب های جسمی وروحی کودکان کارگر به خوبی اشاره گردیده وآمده بود که درصدی بالای از این کودکان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته وتعدادی مشکلات ضیاع جسمی واز جمله قطع عضو ویا مشکلات روحی وروانی را تجربه میکنند. در گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر بر این تأکید شده بود که بیش از چهل در صد از کودکان کارگر در معرض لت وکوب وکودک آزاری قرار دارند.

چی میتوان کرد؟

    وزیر کار وامور اجتماعی در نشست ملی محافظت اطفال به روز یک شنبه گذشته
رسیده گی به مشکل کودکان در افغانستان ونقطه ی پایان گذاشتن به کار خیابانی
وشاقه ی کودکان وگسترش حیطه ی اموزش برای کودکان را نیازمند هماهنگی همه جانبه بین نهاد های دولتی وبیش از ۴۰۰
موسسه ی خصوصی فعال در بخش حمایت کودکان دانست. آقای ذکی تأکید کرد که در جریان تصویب قانون حمایت از کودکان که هم اکنون در پارلمان است، «سکرتریت محافظت از کودکان » که در حال حاضر در چارچوب وزارت کار وامور اجتماعی، فعالیت میکند به «سکرتریت شورای عالی حمایت کودکان» که زیر ریاست معاونت رییس جمهور اداره خواهد شد، ارتقاء یافته ومسئله کودکان را بیشتر زیر تمرکز بگیرد.

   حقیقت هم همین است که گره اصلی کار به تصویب نرسیدن قانون حمایت از کودکان از سوی ولسی جرگه است که بتواند پوشش قانونی را برای کار در زمینه ی تحفظ زنده گی کودکان در کشور را فراهم آورد واین قانون برای اخرین بار بنا به عدم توافق نماینده گان مردم در ولسی جرگه روی برخی مواد آن واز جمله تعریف کودک از تصویب باز ماند ونتوانست که از حالت طرح قانونی بیرون شده ودر کسوت قانون داخل واز سوی وزارت عدلیه در جریده ی رسمی به نشر برسد. این خلای قانونی تا حدود زیادی سبب شده که آنگونه که لازم است از  کودکان  حمایت صورت نگرفته ومشکلات کودکان کشور حل نشود. ازین گذشته ایجاب میکند که دولت افغانستان وهمکاران بین المللی اش باید در زمینه ی گسترش امنیت وپایان یافتن جنگ ونیز گسترش زمینه های شغلی وایجاد فرصت های کاری برای خانواده های نیازمند کار تلاش بی وقفه وموثری را روی دست بگیرند تا خانواده ها از فقر فزاینده ورو به گسترش ناشی از بیکاری و نبود فرصت های شغلی که نجات یافته وبا به دست آوردن عواید مناسبی از کار کودکان بی نیاز گردیده و هزینه های مورد نیاز آموزش وپرورش کودکان را به دست آورند و کودکان خود را به مراکز آموزشی و تحصیلی اعزام بدارند.

بنابر این لازم است تا میزان سرمایه گزاری ها بیشتر از پیش شود و روی پروژه های کلان و زیر بنایی که میتوانند در حد گسترده ی اشتغال زایی و کار آفرینی نمایند،  سرمایه گزاری صورت بگیرد و مردان و زنان زیادی را به کار بگمارد و برای خانواده ها منبع درآمد و عواید گردد، ارتقا و بالا رفتن سطح عواید خانواده ها آنها را از عاید و دستمزد کودکان بی نیاز می سازد و باعث می شود که کودکان از پرداختن به کارهای شاقه دست کشیده به همان آموزش و تحصیل رو آورند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید