روزنامه اصلاح

ماه رمضان و جاده‌های مملو از فقرا و گداها

فقر، بیکاری و نا امیدی نسبت به آینده با گذشت هر روز در جامعه‌ی افغانستان گسترش می‌یابد. نرخ بی‌کاری با گذت هر روز بیشترتر می‌شود و آمار فقر همچنان در حال افزایش است. جاده‌ها و خیابان‌های شهرهای بزرگ به ویژه پایتخت مملو از گداها، فقرا و کودکان خیابانی است گه دنبال پیدا کردن نان سرگردان اند. چندی پیش اداره‌ی احصاییه و معلومات افغانستان در آخرین سروی‌اش از وضعیت فقر در کشور گفت که بیش از پنجاه درصد جمعیت کشور در فقر چند بعدی به سر می‌برند. اداره‌ی احصاییه و معلومات وضعیت مردم افغانستان را در چند بعد یعنی آموزش، صحت، اشتغال، تأثیر امنیت بر زندگی و استندردهای زندگی بررسی کرده و گفته بود که ۵۲ درصد جمعیت کشور در بخش‌های یاد شده فقیر اند و با فقر چندی بعدی و همه جانبه روبه‌رو می‌باشند. پیش از این نیز گزارش‌ها در مورد فقر و بیکاری در کشور منتشر شده بود که حاکی آمار تکاندهنده‌ای از فقر در کشور بود.

صرف نظر از گزارش‌های رسمی در مورد فقر و بی‌کاری در کشور، شرایط عینی جامعه نشان می‌دهد که وضعیت  اقتصادی خانواده‌ها با گذشت هر روز بدتر شده و به شمار بیکاران، فقرا و گداها افزوده می‌شود. ماه رمضان فرصت مناسبی است تا وضعیت لایه‌های پاینی جامعه به ویژه قشر فقیر و نادار را به چشم سرببینم. در روزهای ماه رمضان شمار فقرا و گداهایی که صرف دنبال پیدا کردن نان اند، بیشتر می‌شود. در نزدیکی‌های افطار، هزارها تن از فقرا و ناداران که اکثر آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهد، در جاده‌ها و خیابان‌های کابل می‌ریزند و دنبال نان به عنوان نخستین نیاز زندگی شان می‌گردند.

زنان و کودکان در مقابل مساجد، زیارت‌گاه‌ها و روستورانت‌ها گرد می‌آیند تا لقمه نانی نصیب‌شان شود. برخی زنان و کودکان به دنبال موترهای مودل بالا می‌دوند تا کمکی دریافت کنند. روز دوم رمضان در یکی از جاده‌های کابل با صحنه‌ای سرخوردم که بسیار غم‌انگیز و چندش آور بود. یک زن و چند کودک پابرهنه در کنار جاده ایستاده بودند و از مردم کمک طلب می‌کردند.

یکی از موترهای مودل بالا نزدیک آمد و به یکی از آنان مقداری غذا داد. کودکان دیگر با دیدن این صحنه به دنبال موتر دویدند تا به آنان هم بدهد. اما موتر به راهش ادامه داد و رفت. یکی از کودکان تقریباً دوصد متر راه را در کنار موتر دوید و نزدیک بود پایش زیر تایر موتر بیاید و زیر برود، اما چیزی نصیب‌اش نشد و دوباره با چهره‌ی خسته و مایوس برگشت. چنین صحنه‌هایی روزانه ده‌هابار در جاده‌های شهر کابل رخ می‌دهد، اما همه از کنار آن به سادگی رد می‌شوند. چون دیدن این صحنه‌ها برای همه عادی شده است.

روی هم‎رفته یکی از مواردی که این‎جا قابل مکث است، فاصله‎ای است که میان ثروتمندان و فقرا به میان آمده است. ثروتمندان پول و ثروت بیشتری کسب کرده‎اند و فقرا و خانواده‎های نادار، فقیر و بی‎چاره‎تر شده‎اند. شماری سر وضع آراسته و سوار بر موترهای مودل بالا دنبال خرید و سیر و سیاحت اند، شمار دیگر با وضع رقت‌بار به این در و آن در می‌زنند تا حداقل غذای شب شان را از راه تگدی و درخواست کمک از دیگران تهیه کنند.

در هژده سال اخیر پول و سرمایه‌ی عظیمی از آدرس جامعه‌ی جهانی و متحدان بین‎المللی افغانستان به این کشور سرازیر شد، اما از این کمک‎ها به گونه‌ی بهینه استفاده نشد. پول و ثروتی که به افغانستان آمده بود، به صورت عادلانه توزیع نشد و نتوانست تغییر محسوسی در زندگی لایه‎های پائینی و قشر کم‎درآمد و نادار کشور به میان بیاورد. تنها یک فیصدی معدود از افرادی که به نحوی به این منابع و سرمایه‎ها دسترسی داشتند، استفاده کردند و امروز صاحبان سرمایه‎های بزرگ و امکانات بهتر مالی شدند. ساخت‌وساز بلندمنزهای مفش که هر روز در کنج و کنار شهر قد می‌کشند، موترهای مودل بالا، خریداری‌های هنگفت و مصارف بی‌رویه در اختیار شماری معدودی از افراد جامعه است، درحالی که بخش بزرگ افراد جامعه در وضعیت رقبت‌بار اقتصادی به سر می برند. از طرف دیگر، اکثر کسانی که در هژده سال اخیر صاحب پول و سرمایه و ثروت‌های میلیونی شدند، سرمایه‎های شان‎را به خارج از کشور انتقال دادند. در حالی‌‎که اگر این سرمایه‎های بادآورده در داخل کشور سرمایه‎گذاری می‎شد، کمکی بزرگی به اقتصاد کشور و مردم می‎کرد؛ میلیون‎ها شغل ایجاد می‎کرد و زندگی بخش بزرگی از افراد نیازمند را تغییر می‎داد.

راه‌حل چیست؟

برای مبارزه با فقر نیاز است به گونه‌ی منظم و منسجم دست به کار شویم. وضعیت فقر، بیکاری و ناداری در کشور دارد از کنترول خارج می‎شود. جنگ تأثیر مستقیمی بر وضعیت فقر و ناداری در کشور دارد. جنگ و نا امنی باعث فرار سرمایه‎ها، رکود سرمایه‎گذاری و گسترش فقر و بیکاری در کشور شده است. جنگ سبب به میان آمدن بحران بی‎جا شدگان داخلی و مهاجرت شده و کام میلیون شهروند کشور را تلخ کرده است. در قدم نخست نیاز است این جنگ خانمانسوز و ویرانگر هر طوری که شده پایان یابد. تا زمانی که جنگ خاتمه نیابد، هیچ تغییری در اقتصاد کشور آمدنی نیست. در موجودیت جنگ، رشد سرمایه‎گذاری در کشور ممکن نیست و دولت نمی‎تواند از منابع بزرگ معدنی و سرمایه‌‎های ملی استفاده کند وضعیت اقتصادی کشور را تغییر دهد.

پایان یافتن جنگ زمینه را برای حل بنیادی معضل فقر فراهم خواهد کرد. در نبود جنگ، دولت می‎تواند روی منابع استخراجی، منابع تولیدی و سکتور زراعت کشور سرمایه‎گذاری کرده، میلیون‎ها شغل دایمی در کشور ایجاد کند و اقتصاد کشور را متحول سازد. شماری درخواست می‌کنند که حکومت، نهادهای مددرسان، تاجران و ثروتمندان از طریق کمک و مساعدت به کمک فقرا و قشر نادار کشور بشتابند. هرچند مردم به ویژه قشر نادار و فقیر جامعه در حال حاضر به این مساعدت‌ها نیاز دارند و کمک‌های خیریه می‌تواند گرهی از مشکلات آنان را هرچند برای روزهای معدود بگشاید؛ اما این راه حل اساسی معضل فقر در کشور نیست.

این کمک‎ها نمی‎تواند تغییر دایمی در وضعیت زندگی مردم ایجاد کند؛ برعکس به شمار نیازمندان، فقرا، گداها و کودکان خیابانی می‎افزاید و تگدی و دریافت کمک را به شغل و عادت مبدل می‎کند. برای ریشه‎کن ساختن فقر باید کار بنیادی صورت بگیرد. برای حل بنیادی فقر و ناداری باید روی ختم جنگ، استخراج معادن، رشد تولیدات، جلب سرمایه‎گذاری، کار آفرینی و کاریابی تمرکز شود. مقوله‌ی معروفی است که می‎گوید: «ماهی خوردن کمال نیست، باید ماهی گرفتن را آموخت تا شرایط برای همیشه وفق مراد مان باشد.»

پاینده

ممکن است شما دوست داشته باشید