روزنامه اصلاح

فرایند ملت‎سازی در کشور؛ فرصتها و چالشها

آصف مهاجر

بخش سوم

 عنصرهای کیفی ملت؛ در نوبتهای قبلی یادآوری کردیم که افراد و مردم عنصر عینی ملت است، سرزمین و  جغرافیای زیست مشترک نیز به عنوان زیستگاه، عنصر دیگر مادی ملت را نشان میدهد. دولت به عنوان نهاد که نقش مدیریتی و رسیدگی به امور کشوری را به عهده دارد، عنصر ساختاری ملت را نشان میدهد.

و اما هیچ کدام اینها به تنهایی و بدون عنصرهای کیفی، مردم ساکن یک قلمرو را به ملت واحد تبدیل کرده نمیتواند. عنصرهای کیفی ملت، یک امر پسینی است و نیاز به طرح و برنامه دارد. سرنوشت جمعی یکی از عناصر کیفی ملت است، اما سرنوشت جمعی یک امر ذهنی است و وجود  بیرونی ندارد.

تمامی مسایل و واقعیتهایی که روی زندگی و وضعیت عمومی افراد تاثیر میگذارد، با سرنوشت جمعی ارتباط میگیرد. صلح و جنگ، فقر و ناامنی، رفاه و امنیت عمومی، نظم عمومی یا بینظمیهای عمومی، حاکمیت قانون و رفتارهای غیرقانونی همه بر زندگی جمعی تاثیر میگذارد. در این میان، خلق آگاهی عمومی با محوریت حساسیت در مورد سرنوشت جمعی و شبکهای از عوامل تاثیرگذار بر سرنوشت جمعی یکی از مهمترین عنصر کیفی یک ملت است. در غیبت این آگاهی و حساسیت عمومی نمیتوانیم از ملت واحد حرف بزنیم.

همان گونهای که در بدن یک موجود، وقتی یک عضو دچار مشکل میشود و از این بابت، همهی اعضای بدن متأثر میشود و آن را احساس میکند، آگاهی و حساسیت جمعی نسبت به امور مرتبط به سرنوشت جمعی نشاندهنده ای این امر است که تمامی اعضای یک جامعه به عنوان پیکرهی واحد عرض اندام کرده و نسبت به امور همدیگر حساس اند؛ چون چهگونگی وضعیتهای فردی میتواند روی وضعیت عمومی و جمعی تأثیر بگذارد.

آگاهی نسبت به سرنوشت جمعی مقدمی بر حساسیت و مسوول بون است؛ چون مسوولیت زاییدهای آگاهی است. وقتی این آگاهی شکل گرفت که چهگونگی وضعیت تک تک افراد با یکدیگر ارتباط دارد و بر وضعیت عمومی نیز تأثیر گذار است، این آگاهی در نوع خود آگاهی از سرنوشت جمعی نیز یاد میشود و حساسیت و مسوولیت در برابر سرنوشت جمعی، نشانگر باور ملی است. روح ملت را باور و تفکر ملی میسازد و این باور ممکن از قبل وجود نداشته باشد، بلکه باید خلق شود.

سرزمین مشترک، زمینه و بستر سرنوشت مشترک است، وقتی مجموعهای افراد الزاماً در یک زمینه و بستر جغرافایی مشخص زندگی کنند، آن بستر مشترک به صورت طبیعی افراد را همسرنوشت میسازد؛ اما آگاهی از این سرنوشت و مسوولیتپذیری نسبت به آن، یک امر طبیعی نیست، بلکه به فهم و آگاهی عمومی ارتباط دارد و این آگاهی باید خلق شود و گسترش پیدا کند.

دولت در کل، خانوادهها، نهادهای آموزشی و تحصیلی و رسانهها به صورت خاصتر، مسوولیت دارند تا این آگاهی را خلق کند و در تربیت افراد مبتنی بر مسوولیتپذیری در امر کشور و سرنوشت مشترک افراد به صورت جدی عمل کنند. وطنگرایی عنصر کیفی مهم دیگر برای ملت است.

بدون وطنگرایی و باور سرزمینی به عنوان آدرس همهی اعضای یک ملت، تبدیل افراد به ملت واحد کار دشوار است. وطنگرایی تنها یک شعار و باور نیست، بلکه از خود از الزامات دارد. این الزامات توسط فرهنگ و قانون جامعه مشخص میشود.

باور به این امر که  بیوفایی و خیانت در برابر وطن و سرزمین مشترک، بدترین جرم و عمل نابخشودی است و خدمت به وطن و دفاع از آن، ولاترین ارزش و مسوولیت مدنی و کشوری است، به خودی این باور مشترک، همهی افراد متعلق به یک جامعه را یک پارچه و متحد میسازد.

 اینها ریشههای ملت شدن است. ممکن افراد جامعه به لحاظ عقیدتی، نگرشی، طرز تفکر و سطح تحصیلات و نوعیت آن، دچار تنوع و تکثر باشد، اما اینکه در یک سرزمین واحد زندگی میکنند و این زندگی در یک بستر  و زمینهی جغرافیایی، همسرنوشتی را در پی دارد و سرنوشت مشترک بدون رعایت یک سری ارزشها و اصول مشترک ممکن نیست، دیگر اختلافپذیر شده نمیتواند و نوع الزامات زیستی و سرزمینی است.

ممکن است شما دوست داشته باشید