روزنامه اصلاح

  طالبان و استراتیژی قـتل با هزار زخـم

   نیمه های دوشنبه شب، تروریستان با انجام یک حمله‌ی موتر بمب در ناحیه‌ی نهم شهر کابل، آرامش باشندگان این منطقه‌ی پایتخت را برهم زده و تعدادی از شهروندان مظلوم کابلی را به خاک و خون کشاندند. هدف اصلی این حمله که بعدا مسئوولیت آن را گروه طالبان به دوش گرفت، یک مهمانخانه‌ی خارجی به نام
«گرین ویلیج »، بوده، اما قرار گزارش ها مهاجمان انتحاری نتوانسته وارد آنجا شود؛ بلکه در نزدیکی های آن تراکتور پر از مواد انفجاری را منفجر ساخته که ویرانی های زیادی را به بار آورده و نزدیک به بیست تن از شهروندان را به شهادت رسانده  و حدود به دوصد تن را زخمی ساخت. وزارت امور داخله گفته که پس از انفجار، پنج مهاجم می خواستند وارد این کمپ شوند که از سوی نیروهای امنیتی از پا درآورده شدند. اکثریت قریب به اتفاق شهدا و زخمیان این رویداد غیر نظامیان اند که شامل کهن سالان، زنان، کودکان و اطفال می گردد.

     این رویداد که برای چندمین بار همین مهمانخانه‌ی خارجیان را هدف قرار داد، پس از رویداد های تروریستی در نواحی ششم، پانزدهم و هشتم شهر کابل یکی از پر تلفات ترین حمله های هراس افگنانه می باشد که قربانیان زیادی را از شهروندان ملکی شهر کابل گرفت و خانواده های زیادی را به گلیم غم و ماتم نشاند و خسارات هنگفت مالی را به بار آورد. پیش از این حملات مشابهی بالای دفتر روند سبز در ناحیه‌ی پانزدهم، مرکز تعلیمی اردو و سالون عروسی شهر دوبی در ناحیه‌ی شش و مرکز لوژستیک اردوی ملی در ناحیه‌ی هشتم شهر کابل صورت گرفته که صدها تن از شهروندان کابل را شهید و زخمی ساخته است. اما تفاوت این حمله با حملات قبلی در این است که این حمله همزمان شده با پایان یافتن نهمین دور گفتگو های صلح گروه طالبان با امریکاییان و حضور زلمی خلیلزاد نماینده‌ی خاص وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا در شهر کابل وگفتگویش با مقامات کشور ما در رابطه با مواد مسوده‌ی توافقنامه‌ی این گروه با امریکاییان که انتظار ها بر کاهش خشونت ها و احتمال اعلام یک آتش بس را بیشتر کرده بود. این حمله دقیقا زمانی صورت گرفت که زلمی خلیلزاد در حال گفتگو با یک تلویزیون خصوصی در کابل بود. چیزی که سوال هایی را در افکار عمومی و ذهنیت های شهروندان کشور باعث شده است. مردم می پرسند در حالی که همه‌ی توجهات معطوف شده بر اینکه خشونت ها از اثر این گفتگو ها در مجموع و به ویژه در شهر کابل و ولایت پروان که خلیلزاد گفت کاهش خواهد یافت پس این حمله ویا حملات مشابه به چه معنا می باشد؟

     به نظر می رسد که تشدید حملات به خصوص بر شهر کابل بخشی از استراتیژی گروه طالبان و حامیان شان بوده باشد که از آن به « استراتیژی قتل با هزار زخم »، یاد شده است. استراتیژی قتل با هزار زخم همان بود که گفته می شد آی اس آی پاکستان برای به زانو در آوردن کابل در زمان حاکمیت دولت دکتور نجیب الله روی دست گرفته بود و میخواست که با تطبیق این استراتیژی، به عمر حکومت دکتور نجیب الله پایان دهند. گروه طالبان و حامیان شان با روی دست گرفتن این استراتیژی در صدد این استند که فشار ها بر دولت افغانستان را بیشتر کرده و اگر نتوانند شیرازه‌ی دولت در افغانستان را از هم بپاشند، حد اقل فشار هایی را بر آن وارد کنند که دست از خواسته های خود برداشته، تسلیم شود و برخی از خواسته های این گروه را بپذیرد و آماده شود که به این گروه امتیاز دهد. طالبان فکر میکنند که با انجام این گونه حملات و قربانی گرفتن از مردم، در نهایت مردم به تنگ خواهند آمد و انتقادات علیه دولت تشدید خواهد شد و فشار ها بر دولت افزایش خواهد یافت و سرانجام دولتمردان را در برابر خواسته های آنها به زانو در خواهند آورد و مجبور خواهند کرد که تسلیم این خواسته ها شود.  با این وصف لازم است تا این حملات و اهداف پشت پرده‌ی آن همینگونه درک شود و اینکه این ها همه یک بازی است برای اثر گذاری بالای موضعگیری های دولت افغانستان و اهدافی چون رو به رو قرار دادن مردم و دولت، شوراندن افکار عمومی در برابر دولت و زمینه سازی برای تسهیل قبولاندن خواسته های شان بالای دولت و مردم افغانستان و…می باشد. لازم است تا افکار عمومی لبه‌ی تیز انتقادات خود شان را متوجه عاملان اصلی این گونه حملات بسازند و در پهلوی آن همانگونه که از دولت و نهاد های امنیتی بابت سهل انگاری احتمالی ویا ناتوانی در کشف و مقابله با اینگونه رویداد ها انتقاد می کنند، راه های حل و نیز همکاری های شان را در جلوگیری از حملات تروریستی با دولت از یاد نبرند وکمک کنند که توان نهاد های امنیتی و دفاعی به ویژه نهاد های کشفی و استخباراتی در کشف و خنثا سازی این گونه دسایس و توطیه های دشمن بالا تر رفته و از رویداد های این چنینی به موقع جلوگیری به عمل آید.  مردم ما باید بدانند که طالبان و حامیان بیرونی شان در فکر تحمیل اراده‌ی خود بر مردم افغانستان اند و این تلاش های شان هم دقیقا همین هدف را دنبال میکنند و می خواهند مردم افغانستان را به زنجیر بکشند و اراده‌ی آزاد مردم را بشکنند وآنان را تسلیم خود شان بسازند. دشمنان مردم افغانستان از اینکه میدانند دولت افغانستان در حال حاضر سنگر نیرومندی در برابر شان است و میدانند که نهاد های ملی امنیتی و دفاعی کشور پاسدار ارزش های مردم و حافظان حریم کشور و نگهبان خون و مال و عزت مردم می باشند و شکستن این سنگر و تضعیف این پاسبانان ارزش ها و نگهبان مردم به معنای تحقق خواسته های شان و تسلط بر افغانستان و مردم کشور ما می باشد؛ با در پیش گرفتن این رویکرد و تشدید کنش های خویش می خواهند افکار مردم را بر ضد دولت افغانستان بشورانند.

ممکن است شما دوست داشته باشید