روزنامه اصلاح

ضرورت و اهمیت بازسازی فرهنگی در کشور

آصف مهاجر

بخش پانزدهم

ارزش ها یکی از عناصر فرهنگی یاد میشود، در نوبت قبلی پرداختیم که این عنصر مهم جزو عناصر معنوی و غیرمادی فرهنگ شمرده می شود و نقش به سزایی در بهبود وضعیت اجتماعی و روابط جمعی دارد. فرهنگ و جامعه در نبود ارزش‎‎ها و رعایت آن ، سرد و بی روح خواهد بود و این ارزشهاست که زندگی اجتماعی را دوام میدهد و ظرفیتی میشود برای شکلگیری روابط سالم، اعتماد اجتماعی و شکلگیری زندگی انسانی. وقتی ما از هنجارهای اجتماعی و فرهنگی یاد میکنیم، در حقیقت، این هنجارها بدون موجودیت ارزشها معنا ندارد و ارزشهاست که روح هنجارها را میسازد.

قدرت نرم هر جامعه به این امر بستگی دارد که چه قدر از فرهنگ غنی برخوردار است و فرهنگ بدون زنجیرهای قوی ارزشها غنامند بوده نمیتواند. یادآوری کردیم که ارزش ها بیشتر بیانگر این امر است که افراد بر مبنای باورهای فرهنگی چه چیز را خوب میپندارند و چه چیز را بد و ناروا، هر آن چه را خوب، مطلوب، قابل پذیرش، نیک، انسانی وقابل دفاع میشماریم، در واقع ارزشهایی اند که نسبت به آن باورمندیم. البته این امر کفایت نمیکند که صرف بپذیریم که این امور ارزش اند؛ یعنی خوب و مطلوب اند، بلکه این نکته خیلی مهم است که به خود ارزشها چه قدر ارزش قایل ایم و در امر حراست و رعایت آن تا چه حد پابندیم. مثلاً همه می گویند که عدالت یک امر خوب و نیک است، اما این خیلی مهم است که تا چه قدر برای تحقق عدالت، متعهد استیم، تعهد به عدالت و انصاف و زیستن در چارچوب عدالت و برخورداری از تفکر عدالتطلبی، بیانگر چهگونگی جایگاه ارزشها در جامعه و فرهنگ است. فرهنگ غنی آن است که برخوردار از گستردگی ارزشها باشد، ارزش های معقول و حامی زندگی و انسانیت و ارزشهایی که تساهل و مدارا را در بسترهای زیست جمعی رایج سازد و دوام زندگی جمعی را ضمانت کند.

این نکته نیز قابل تأمل است که ارزشها یک پندار و باور ذهنی است، در ارتباط به ارزشها خود انسان محور است؛ چون این انسان است که عامل تحقق ارزش ها میشوند و ارزشها برای انسان است. این نکته را باید در نظر بگیریم که ریشههای ارزشها مبنای دینی، انسانی و عقلی دارد که در بسترهای فرهنگی رایج می شود.  بازسازی فرهنگی در یک معنا تلاش برای فهم منطقی و عقلانی ارزشهاست، ارزشها باید فهم شوند، اهمیت و کاربرد آن درک شود و در نهایت لازم است ارزش ها هضم شود تا جامعه ظرفیت زندگی سالم و زندگی مبتنی بر ارزش ها پیدا کند.

در نوبت قبلی به این نکته نیز اشارهای شد که ارزشها هر قدر که تبدیل به قاعده و هنجارها شوند که اجرای آن لازمی و ضمانت اجرایی پیدا کند، جامعه در مسیر موفقیت و انسجام قرار میگیرد. تلاش برای برای تحقق ارزشها، بیشتر از طریق هنجارسازی و قانونمندسازی ارزشها ممکن میشود و این خود نهتنها که بازسازی فرهنگی را در پی دارد؛ بلکه تحول فرهنگی را نیز رقم خواهد زد . نگاه عقلانی به ارزشها، تفکیک ارزشهای بنیادین و حیاتی از ارزش‎‎هایی که پایه عقلانی ندارد یا از پشتوانه عقلی کمتر برخوردار است، نیز گامی دیگر در امر بازسازی و اصلاحات فرهنگی شمرده میشود. نکته مهم دیگر، تلاش برای فراگیرسازی ارزشهاست، یعنی ارزشها در بسترهای کلان اجتماعی تبدیل به یک آگاهی عمومی و فهم جمعی شود، اگر چنین امری صورت نگیرد، با وجود هنجارسازی و قانون مند ساختن ارزشها، باز دچار مشکل خواهیم شد، یعنی درونی سازی ارزشها و تبدیل آن به یک فهم جمعی، برای ارزش ها پشتوانهی فکری خلق میشود و افکار جمعی بزرگترین حامی ارزشهای فرهنگی خواهد بود و این گونه است که جامعه مسیر بهتری را طی خواهد کرد.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید