روزنامه اصلاح

ضرورت اصلاح نظام آموزشی کشور

آصف مهاجر

بخش نخست

 نظام آموزشی در هر جامعه، از نهادهای تاثیرگذار محسوب میشود که مسوولیت آموزش و تربیت یک نسل را به عهده دارد. پیشرفت و توسعه‌ی هر جامعه وابسته به نظام آموزشی و تحصیلی آن است. پیشرفت و توسعه یک امر تصادفی نیست، بلکه به عامل و کارگزار نیاز دارد. امروزه ماشین توسعه‌ی جامعه در دستان متخصصان و نیروی کار حرفهای و فنی آن است، اما بدون نظام آموزشی کارا و متحول شده، این نیروهای متخصص و حرفهای تربیت نمیشود. خیلی ساده است که ما ترقی و پیشرفت کشورهای توسعه یافته و صنعتی را با بهود وضعیت نظام آموزشی آنها نسبت دهیم.

مثلاً جاپان از زمانی در مسیر ترقی و توسعه قرار گرفت که نظام آموزشی خود را متحول ساخت و اصلاحات گستردهای را در آن وارد کرد. همان نظام آموزشی کارا و اصلاح شده‌ی جاپان، بعدها شاهراه پیشرفت آن کشور شد که امروزه نیز نظام آموزشی موثر و کاربردی جاپان، ضامن توسعهیافتگی آن کشور شده است، به گونهای که یکی از موفقترین نظام‌های آموزشی دنیا، مربوط به جاپان میشود. جاپانیها در سال ۱۸۶۸ در برابر حکومت خود قیام کردند؛ چون حکومت  آن وقت از نظر مردم فاسد و غیرکارآمد تصور میشدند. حکومت جدید در جاپان تلاش کرد تا هیئتی را به کشورهای پیشرفتهی اروپایی و غربی بفرستد تا از وضعیت و نوآوریها در آن کشورها اطلاع حاصل کنند. جاپان با استفاده از تجارب و نوآوریهای کشورهای موفق جهان، نظام آموزشی کارآمد و موثری را تاسیس کرد، به گونهای که این کشور تا آغاز جنگ جهانی دوم، از پیشرفت نظام آموزشی خود بهرهمند شد. پس از جنگ نیز آن کشور اصلاحات آموزشی  را آغاز کرد که توسعه‌ی اقتصادی و تکنالوژیکی جاپان را تقویت کرد و بهبود بخشید و امروز یکی از کشورهای صنعتی و قدرتمند اقتصادی است. همین طور کوریای جنوبی که روند پیشرفت و توسعه در آن خیلی پر سرعت بوده است و در ظرف ۵۰ سال این کشور کاملاً متحول شده، مدیون نظام آموزشی کارآمد خود است. پس از آن که جاپانیها کوریای جنوبی را ترک کردند، این کشور خیلی عقبمانده بود، به گونهای که  ۷۸ درصد مردمشان بیسواد بودند. کوریای جنوبی از طریق توسعه‌ی نظام آموزشی و اصلاحت جدی در آن، امروزه به یک کشور قدرتمند و پیشرفته مبدل شده است و این پیشرفت محصول نظام آموزشی موفق آن است که امروزه یکی از بهترین نظام آموزشی موفق دنیا شناخته میشود که حتا نسبت به نظام آموزشی جاپان نیز برتری دارد.

نظام آموزشی به مثابهی خون در رگها میماند، هرگاه خون یک انسان پاک، روان و غیرآلوده باشد، سلامتی و تازگی آن نیز یک امر حتمی است، زمانی که جریان خون حالت روان بودن و پاک بودن خود را از دست میدهد، سیستم بدن دچار مشکل جدی میشود.

 نظام آموزشی نیز نقش تعیین کننده‌ای را در جامعه به عهده دارد، جامعه‌ی بدون نظام آموزشی پویا و فعال و کاربردی، سیالیت و پویا بودن خود را از دست میدهد؛ چون افراد آن در نبود نظام آموزشی فعال و پویا، درست و پربار تربیت نمیشود و در نبود شهروندان و اعضای فعال و توانمند در جامعه، فرسودگی و عقبمانی آن یک امر حتمی است. جامعهی پیشرفته نیازمند شهروندان تربیت شده و توانمند است و این نوع شهروندان تنها در بستر آموزش فعال و پویا و کارآمد تربیت خواهند شد.

افغانستان اما با کمال تأسف یک کشور توسعهنیافته باقی مانده است، هرچند بعد از فروپاشی نظام طالبانی، پیشرفتهای خوبی حاصل شده است، اما این پیشرفتها زیاد بنیادی و زیربنایی نبوده است. یکی از زیربناهای توسعه در جامعه، نظام و نهادهای آموزشی و تحصیلی است که در این عرصه ما با مشکلات خیلی جدی و اساسی مواجه ایم.

اولین مشکلی که ما آن مواجه هستیم، این است که در کشور ما هنوز تلاش نشده تا نظام آموزشی و نصاب درسی آن به صورت روشمند، کارشناسانه و با معیارهای علمی مورد ارزیابی قرار بگیرد تا خلاها و نواقص آن به صورت معیاری شناسایی شده و در راستای حل آن گامهای اساسی برداشته شود. این امر بدین دلیل صورت نگرفته است که نظام آموزشی و تحصیلی در کشور ما هنوز فاقد نیروهای کاری متخصص و حرفه ای است. در نهادهای آموزشی و تحصیلی، باید تغییرات از بالا به پایین صورت بگیرد؛ یعنی در راس و مراجع مهم تصمیمگیرنده اشخاص توانمند، متخصص و حرفهای گماشته شود تا از نو برای نظام آموزشی کشور و مکاتب و نهادهای آموزشی، طرح و برنامههای موثر و کارآمد و به روز را در نظر بگیرند، نظام آموزشی کشور را با معیارهای جهانی مورد ارزیابی قرار بدهند تا دانسته شود که در کدام بخشها با محدودیت و نواقص مواجه ایم، نصاب آموزشی و درسی ما آیا پاسخگوی نیازمندیهای امروزی جامعه است یا خیر. دستاندرکاران آمور آموزشی و معلمان مکاتب تا چه حد سوادشان و کیفیت تحصیلشان با استندردهای جهانی برابر است. روشها و میتودهای آموزشی و درسی ما تا چه  حد معیاری و علمی است. روشامتحانها و آزمونهایی که در مکاتب برگزار میشود تا چه حد معیاری و موثریت دارد؟ اصلاً نظام آموزشی ما در پی چیست، چه نوع شهروند را با چه معیار و خصلت میخواهد تحویل جامعه دهد، چه نوع اخلاق با کدام ویژگیها را برای فرزندان این جامعه متصور هستیم و چه گونه میخواهیم به آن دست پیدا کنیم، نگاه اعتقادی ما چه گونه است، کدام ارزشهای بنیادین اعتقادی را در اولویت کار خود قرار بدهیم.

از نظر سیاسی، کدام نوع نگرش را میخواهیم از طریق نظام آموزشی در جامعه فرهنگسازی کنیم و اصلاً آیا در این موارد، موضعگیری روشن داریم یا خیر؟

این ها سوالاتی است که به نظر میرسد برای آن پاسخهای روشن و علمی نداریم. بیسوادی گسترده بزرگترین معضل ماست و گسترش نهادهای آموزشی و اصلاحات در آن برجستهترین ضرورت، اما مسألهی فساد در ادارات از جمله نهادهای آموزشی، بزرگترین مانع است که ما را از رسیدن به اهداف بلندمدت آموزشی و استراتژیک باز میدارد.

در گام اول، لازم است که نظام آموزشی را مورد بازبینی قرار دهیم و تلاش کنیم تا برجستهترین چالشها و موانع را شناسایی کنیم تا زمینه برای جستجوی راهحلها فراهم شود. تا زمانی که وضعیت آموزش در کشور به عنوان یک مسألهی بنیادین برای ما تبدیل نشود، ما کاری را از پیش برده نمیتوانیم.

ممکن است شما دوست داشته باشید