روزنامه اصلاح

ضرورت استفاده از تـوانایی های علـمی جـوانان

در این روزها برگزاری جشن های فارغ التحصیلی و ورود جوانان با سواد از دانشگاه ها و پشت میزهای تحقیق و مطالعه به درون جامعه، باعث امیدواری های تازه برای مردم و دولت گردیده است. خانواده ها، دولت و نهادهای آموزشی امیدوارند که نتایج زحمات خویش را در وجود جوانان با سواد خویش تماشا کنند. خانواده ها و دولت با قبول هزاران بدبختی و مشکلات، زمینه را برای آموزش جوانان کشور فراهم کرد تا در چنین روزهایی شاهد تغییرات مثبت در جامعه باشند.

امروز این تغییرات مثبت باید در شبکه های مجازی، برخوردهای اجتماعی، کارهای اداری، اخلاق خانوادگی و کاهش جرم ها تبارز پیدا کند. یعنی هرسال باید نسبت به سال قبلی، تغییرات به وجود آمده برای خانواده ها، والدین، دولت، استادان و مربیان امیدوار کننده تر باشد.

   اولین امیدواری به وجود آمدن تغییر در زندگی مردم است. جوانانی که سالها با بودجه دولت و زحمت کشی های خانواده خود با سواد شده اند، اکنون باید برای جامعه و کشور مصدر خدمت شوند. بخشی از سنگینی مسؤولیت های خانوادگی، اجتماعی و سیاسی را به عهده بگیرند و به بهترین وجه به انجام برسانند

   در شبکه های مجازی و انترنتی حضور جوانان تحصیل کرده این امیدواری را تقویت می کند که محتوای شبکه های مجازی باید قاعده مند شود. شبکه های مجازی باید به عنوان یک ابزار مهم در آگاهی دهی به مردم، تقویت امیدواری اجتماعی و بالا بردن سطح تلاش ها، استفاده شود. نتیجه با سواد شدن جوانان باید در شبکه های مجازی ملموس باشد. کیفیت کار یک کاربر با سواد از کاربران کم سواد باید فرق داشته باشد.

  امیدواری دیگر کاهش جرایم و آسیب های اجتماعی است. با سواد شدن جوانان این امیدواری را تقویت می کند که آمار دزدی ها، سرقت، اعتیاد، آزار و اذیت ها باید نسبت به سالهای قبل پایین بیاید. . خیابان آزاری ها و آزار و اذیت بانوان باید کاهش یابد. خشونت های خانوادگی و آمار طلاق و فروپاشی خانواده ها باید از بین برود.

   کاهش قانون شکنی ها و فساد ازدیگر امیدواری هایی است که با حضور جوانان تحصیل کرده در جامعه تقویت می شود. با ورود جوانان باید خود بخود پرونده های فساد اداری و مشکلات اجتماعی کاهش پیدا کند. کارها و برنامه ها باید قاعده مند شود. تاثیر حضور جوانان شایسته در ادارات باید برای مراجعه کنندگان قابل حس باشد. امروزه بخشی زیادی از کارمندان ادارات را جوانان تشکیل می دهند.

  همچنان کارهای اجتماعی، خانوادگی، مردمی و سازمان ها باید بهترشده باشد. چون حد اقل در بین یک خانواده یا یک طایفه یک جوان تحصیل کرده حضور دارد. حتی در یک خانواده چندین جوان دختر و پسر از دانشگاه فارغ شده است. با این وجود باید شاهد آسیب پذیری کمتری برنامه های خانواده ها باشیم. چون این جوانان تحصیل کرده نماینده قانون، دولت و عدالت در خانواده ها و در بین مردم اند.

راهکارها

 برای براورده شدن این توقعات از جامعه افغانستان و استفاده موثر از وجود جوانان با سواد، راهکارهای زیر پیشنهاد می گردد

۱-تثبیت جایگاه جوانان با سواد: اولین راهکار این است که خانواده ها، بزرگان و شهروندان باید به جوانان با سواد خویش نقش بیشتر بدهند. آنان را در برنامه های مدیریتی، جلسات و تصمیم گیری ها و فعالیت های زندگی اجتماعی بیشتر سهیم سازند. اما این نکته فراموش نشود که جوانان نیز نباید در مقابل تجربه های بزرگان مقاومت کنند و آن را نادیده بگیرند. بلکه همیشه اصول کارها و برنامه های خویش را روی تجارب بزرگان جامعه استوار سازند و از آنان مشورت بگیرند.

۲-تلاش های فردی: پیشنهاد دیگر برای استفاده موثر از وجود جوانان، تلاش های شخصی خود جوانان در جهت بکارگیری آموخته های شان است. هر جوان تحصیل کرده در رشته تحصیلی خود باید ظرفیت سازی کنند و دست بکار شوند. چون علم خودش ظرفیت ساز است و نیازی به انتظار کشیدن ندارد. جوانان نباید منتظر باشند تا کسی دیگر برایش کار ایجاد کند.

چالش ها و تنگناها؛

  متاسفانه با وجود با سواد شدن تعدادی زیادی از جوانان کشور، هنوزهم تغییرات زیادی در ابعاد مختلف زندگی مردم دیده نمی شود. شبکه های مجازی همچنان بی محتوا و نا امید کننده است و بیشتر به ابزار نفرت پراکنی تبدیل شده است. جرایم و مشکلات اجتماعی و خانوادگی نیز همچنان پررنگ است. دولت و نهادهای قانونی و قضایی بیشتر از بیش با مسؤولیت های سنگین دست به گریبان هستند. خلاصه کم تاثیر بودن سواد جوانان بخاطر عوامل و دلایلی زیر است.

   اولین دلیل و عامل، بی توجهی به ظرفیت های جوانان است. جوانان تحصیل کرده تا هنوزکمترین سهم را در برنامه های خانوادگی و اجتماعی دارا هستند.

   دومین مشکل بر سر راه جوانان تحصیل کرده، سیستم موجود در ادارات دولتی و خصوصی است.  مطابق سیستم فعلی، یکی از شرایط استخدام جوانان، تجربه کاری است. جوانانی که تازه از دانشگاه فارغ شده اند، چگونه می توان دارای تجربه کاری باشند.

  مشکل سوم پایین بودن برخی از ظرفیت ها در وجود جوانان فارغ التحصیل است. مثلا از قدرت و توانایی لازم در رشته تخصصی خود برخوردار نیستند. ویا اصلا علاقه به رشته خود نداشته و نمی خواهد در آن رشته کار نماید. به همین خاطر شرکت ها و ادارات ترجیح می دهند که یک فردی دیگری را که از توانایی های کافی برخوردار است، استخدام کنند.

  مشکل چهارم توقعات فزاینده است. با توجه به کمبودات و ظرفیت های پایین در کشور و درگیر بودن دولت با تروریستان خارجی، توقع جوانان و خانواده ها بالاتر از ظرفیت های موجود است. مثلا جوانان انتظار دارند که به محض فارغ شدن از دانشگاه، به یک چوکی و شغل مناسب برسد.

این توقعات فزاینده، زمینه نا امیدی و نا رضایتی اجتماعی را فراهم می سازد. در حالی که با سواد شدن مردم و جوانان فقط بخاطر رسیدن به شغل مناسب نیست بلکه بخاطر سالم سازی جامعه، بالا رفتن اصل ظرفیت ها است. خود جوانان باید ظرفیت افزایی کنند و برای چند فرد بیکار دیگر زمینه کار را فراهم کنند. تا از این طریق بتوانند باری را از روی دوش جامعه و دولت بردارد نه اینکه خودش بار دوش گردد.

  عامل پنجم فاصله های موجود است. مثلا فاصله جوانان با شتاب تکنولوژی، فاصله میان جوانان و فرهنگ های ارزشی در درون جامعه، فاصله جوانان با گروه های اجتماعی و رهبران افکار، فاصله گرفتن و مقاومت بعضی از جوانان روشنفکر در مقابل تجارب بزرگان، فاصله و بی خبری جوانان از تحولات و تغییرات پرشتاب جامعه، فاصله جوانان تحصیل کرده از کارهای عملی، فاصله میان جوانان آموزش دیده روستایی و شهری، از مهمترین مشکلات بر سر راه جوانان است.

نتیجه گیری

۱-با توجه به روند رو به رشد فارغ التحصیلان از دانشگاه های کشور و برگزاری جشن های فارغ التحصیلی، امیدواری ها نسبت به آینده کشور بالا می رود. این مسله این امید را در وجود مردم تقویت می کند که کیفیت کارها بالا رفته و میزان آسیب پذیری های مردم و دولت پایین بیاید و بروز خطاها به حد اقل برسد. همچنان دسترسی به وفاق ملی و آسان شدن اتخاذ تصامیم درست، از دیگر امیدهای جامعه امروز است

۲-متاسفانه با توجه به برخی مشکلات و تنگناهای موجود در کشور، امیدواری های مردم به یاس تبدیل شده است. مثلا محتوای ضعیف شبکه های مجازی، پایین بودن کیفیت کارها، برخوردهای ضعیف اجتماعی، گلایه ها و شکایت ها و میزان بیکاری در کشور، همه نا امید کننده است. شاید دلیل این مشکل، به پایین بودن ظرفیت ها، بی توجهی ها به توانایی و استعداد جوانان و توقعات فزاینده برگردد.

۳-برای استفاده بهتر از ظرفیت های جوانان تحصیل یافته، در قدم نخست باید جایگاه علمی آنان در بین خانواده، مردم و جامعه تثبیت شود. نقش جوانان به عنوان نیروی توانمند و با سواد کشور، به حیث عامل بازخورد و پیوند دهنده گسیختگی های موجود درک شود.

داوود ناظری

ممکن است شما دوست داشته باشید