روزنامه اصلاح

صلح یا انتخابات؟

همزمان شدن گفتگو های صلح ایالات متحده ی امریکا وگروه طالبان که نهمین دور آن به تازه گی به پایان رسید باعث شده که این گفتمان در افکار عمومی در کشور شکل بگیرد که صلح اولویت دارد ویا برگزاری انتخابات؟ خیلی از شهروندان کشور به این اندیشه اند که بهتر است صلح بر برگزاری انتخابات اولویت داده شود. به این معنا که بگذاریم گفتگو های صلح به یک نتیجه ای منتهی شود وگروه طالبان منحیث یک نیروی سیاسی که بر بخشی از جامعه نفوذ دارد، نه تنها در نظام حضور ندارد، بلکه از سال ها بدینسو در برابر این نظام می جنگند ودر حال حاضر نیز با نظام درگیرند. دلیل آن هم این است که آنان باشرایط و اوضاع فعلی نمی خواهند نظام را بپذیرند واز جمله نمی خواهند که به حیث رأی دهنده ویا هم نامزد در انتخابات شرکت کنند واین در روند انتخابات یک خلا است. به این دلیل شماری معتقد اند انتخابات به تعویق بیفتد تا گفتگو های صلح به یک نتیجه برسد و بر بنیاد آن گروه طالبان هم دست از جنگ وخشونت کشیده وبه عنوان یک نیروی سیاسی در انتخابات مشارکت کنند.

     برخی دیگر اما در این اندیشه اند که برگزاری انتخابات با گفتگو های صلح در تضاد قرار ندارد و می توان انتخابات را برگزار کرد و در عین زمان گفتگو های صلح را هم به پیش برد و به نتیجه رساند و با به نتیجه رسیدن گفتگو های صلح وآمدن گروه طالبان در نظام، مسایل بعدی را حل و فصل کرد. به ویژه که گفتگو های صلح بسیار زمانبر است و تجربه ی دیگر کشور ها بیانگر این است که ممکن است گفتگو های صلح سال ها را در بر بگیرد وبه زودی ها به نتیجه نمی رسد؛ عین همان تجربه ای که از روند گفتگو های ایالات متحده ی امریکا با گروه طالبان به دست آمد. این گفتگو ها آنهم در مقیاس بسیار خورد وبا اشتراک عده ی معدود و انسجامی که هیئت امریکایی از هر جهت با خود داشت ماه ها را در بر گرفت تا بالاخره در نهمین دور خود فقط توانست که یک مسوده ی توافقنامه ای را نهایی کنند که قرار است در آینده ی نزدیک از سوی دو طرف به امضا برسد. در حالیکه گفتگوی بین الافغانی که امروز ه از آن سخن زده می شود هنوز آغاز نیافته و معلوم هم نیست که چه وقت و چگونه آغاز وبه پیش برده خواهد شد؟

     ضرورت برگزاری انتخابات از آن جهت مطرح است که مشروعیت نظام سیاسی کشور در گرو آن است. برابر با مفاد احکام قانون اساسی زمانی ما یک نظام مشروع می داشته باشیم که از مجرای انتخابات و بر بنیاد آرای شهروندان قد بر افرازد و قامت بلند کند. قانون اساسی ما حاکمیت را از آن مردم افغانستان می داند که آنان با رأی خود آن را بر نماینده گان خود تفویض می کند. حاکمان در واقع نماینده گان مردم  افغانستان اند که مطابق با رأی و اجازه ی آنان به رتق و فتق امور کشور می پردازند. بدون آرای شهروندان نظام سیاسی مشروعیت نمی داشته باشد. پس نیاز است تا انتخابات برگزار شود و شهروندان در پای صندوق های رأی حضور پیدا کنند وبا ریختن رأی خود به نامزد مورد نظر خویش نظام را مشروعیت بدهند و باعث آن شوند که نظام بر بنیاد اراده و رأی آنان شکل بگیرد و با کسب مشروعیت به امور مربوط به حیات ملی مردم افغانستان رسیده گی کرده وکشور را اداره کند. تصامیمی را که در این زمینه ها می گیرد از مشروعیت لازم برخوردار بوده باشد.

     به نظر می رسد افغانستان گزیری ندارد مگر اینکه انتخابات را برگزار کند. این ناگزیری از دو رهگذر مطرح است.

    یکی اینکه مسایلی چون وفاق و اجماع ملی، ثبات و امن، دوام سیستم دولتداری و حفظ دستاورد ها و ارزش ها و…، در گرو این است که نظام دموکراتیک و مردمسالار به حیات مشروع خود ادامه بدهد. واگر عمر نظام مشروع و قابل قبول شهروندان کشور بنا بر هر علل و عواملی ادامه نیابد، این هایی را که گفتیم بی هیچ تردیدی دوام نخواهد یافت و افغانستان ومردم ما بر خواهند گشت به نقطه ی صفر و درست همانجا که هجده سال پیش سفر جدید خویش را از آنجا آغاز کردند. بدون شک اگر این موضوع آنهم از طریق انتخابات حل نگردد، مشکلات بیشتر خواهد شد. حتا میتواند منازعات دیگری را به میان آورد و بر ثبات و امن در کشور تاثیرات منفی از خود بر جای بگذارد. برگزاری موفقانه ی انتخابات می تواند بر ثبات وامن در کشور اثرات ارزنده و مفیدی را بر جای بگذارد و بر بهتر شدن نظم و نسق امور سازنده به اثبات برسد. دوام کار دولت منتخب و مشروع و ادامه ی روند دولتداری در کشور به نگهداشت ارزش ها و دستاورد های مردم افغانستان کمک شایانی کرده می تواند.

     اگر انتخابات برگزار نشود، مسئله ی جنجال بر سر احراز قدرت سیاسی در کشور به ساده گی حل و فصل نمی گردد. اگر مبالغه نشود هم مشکلات جاری در کشور ناشی از عدم وفاق میان سیاستگران در کشور بالای قدرت سیاسی است. تنها میکانیزمی که میتواند این موضوع را حل و فصل کند و قناعت همه را فراهم کرده و به نزاع در این زمینه نقطه ی پایان بگذارد، انتخابات است که در هر کشوری تجربه شده و نتیجه داده است.

     دوم؛ تجربه ای که حد اقل دهه ها در افغانستان گذرانده ایم، بدیل نظام مردمسالار و دموکراتیک نظامهای توتالیتر و استبدادی می باشد که بر خون و شکنجه و خفقان استوار بوده است. هر میکانیزم دیگری که به جای انتخابات به کار گرفته شود بعید است که به تشکیل نظام مردمسالار و دموکراتیک بیانجامد. بلکه زیاد محتمل است جای یک نظام مردمسالار را یک نظام بسته بگیرد که بر بنیاد خواست احزاب ویا گروه های مردمی خاص ویا …، به میان آید.  مردم افغانستان سال ها پیش از امروز تلاش و تقلای فراوانی کرده اند که از شر چنین نظام هایی رهایی یافته وآزادی های خاصی که ویژه ی نظام های دموکراتیک می باشد را به دست بیاورند. در این راه صدها مبارز راه آزادی را قربانی داده اند و هزاران تن از شخصیت های بزرگوار ملی در کشور سال ها زندان و شکنجه را تحمل کرده و زحمات طاقت سوزی را بر جان خریده که بتوانند به آزادی برسند و مردم خود را نیز به آزادی برسانند و نظامی را به میان بیاورند که بر بنیاد رای و اراده ی شهروندان متکی بوده باشد. واگر انتخابات برگزار نگردد، دستاورد بزرگ مردم افغانستان در زمینه‌ی تحقق نظام مردم سالار از بین می رود وقویا محتمل است که یک نظام توتالیتر جای آن را پر کند، آزادی ها محدود شود، دستاوردهای سالها مبارزه ی مردم  افغانستان ضرب صفر گردیده و اراده ی آزاد شهروندان به بند کشیده شود و ارزش های چون حقوق شهروندی وآزادی های مدنی قربانی شود واز میان برود.   ازین ها که بگذریم آنچه که از تضاد میان برگزاری انتخابات و دوام گفتگو های صلح تصویر میگردد یک بحث واقعی نمی باشد. زیرا هیچ تضادی میان این دو نمی باشد. می توان گفتگو های صلح را با قوت و قدرت به پیش برد و مسایل و موضوعات مطرح در این زمینه را حل وفصل کرد وبه یک نتیجه ی قابل قبول رساند و مشکلات و معضلات موجود را حل و فصل کرد. در عین زمان تلاش و تکاپو کرد تا انتخابات در زمان تعیین شده برگزار شود و به مردم این فرصت را داد تا با به کار گیری رأی و اراده ی آزاد خود زعیم ملی کشور را انتخاب کنند و یک حاکمیت مشروع را به میان آورند. با به میان آمدن یک دولت مشروع و منتخب هم از خلای قانونی قدرت که ممکن است در دراز مدت به وجود بیاید جلوگیری به عمل می آید و هم با قد بر افراشتن یک دولت مشروع و قانونی از انقطاع دو باره سیاسی و بازگشت به نقطه ی صفر جلوگیری گردیده و سفر موفقانه ی افغانستان به پیش ضمانت مطمئن پیدا خواهد کرد. مردم افغانستان برای ادامه ی سفر خویش که از دو دهه پیش آغاز کرده به یک دولت مشروع و قانونی نیاز جدی دارند.

     گذشته از این، موجودیت یک دولت مشروع و قانونی نیاز روند صلح نیز است. بدون یک چنین دولت و قدرت اجرایی در کشور، روند صلح به نیکی به پیش نمی رود. زیرا نتایج و دستاورد گفتگو های صلح به یک نیروی اجرایی و تطبیق کننده نیاز جدی دارد که فیصله ها را عملی کنند و مصوبات را تطبیق کند و نگذارد که روند از مسیر اصلی خود بیرون شود ویا هم منافع عمومی قربانی شود ویا کشور های بیرونی و اخلال کننده گان روند صلح بتواند مانع پیشرفت آن شود و باعث آن شود که مشکلات و معضلاتی بر سر راه آن به وجود بیاید.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید