روزنامه اصلاح

صلح و ضرورت تعمیم آن در جامعه

در کشور هایی که جنگ بیداد میکند، گلوله ها، خمپاره ها ، سلاح های مدهش و مهلک زنده گی انسان ها را به کام نیستی می کشاند، صلح جایش را به خشونت خالی می کند.

افغانستان از چهل سال به اینسوست که درگیر خشونت فزیکی، خشونت روانی، محرومیت از حقوق اساسی انسانی است.

طی این جنگ های بدون مفهوم و خانه برانداز، تجاوز و تهاجم بیگانه ها و تحمیل مفکوره های بیگانه ، میلیون ها افغان به دیگر کشورهای جهان آواره گردید، صدها هزار انسان این سرزمین درخون غوطه خوردند و باخاک یکسان شدند، فرهنگ زور ، فشار و ارعاب، جای فرهنگ مدارا و مروت را گرفت.

کودکان از آموزش محروم و آنهایی که در شهر ها به امکانات آموزش دسترسی داشتند، با نظام ناقص تعلیمی رو به رو و نظر به نگرانی های روانی، کودکان طی این مدت از آموزش های منظم برخوردار نگردیدند.

اما، افزون به شرایط جنگی در هر کشور ، ولو اگر هیچ نوع جنگ مسلحانه و رو در رو وجود نداشته باشد‌، خشونت به گونه های مختلف موجود می باشد.

خانواده ها ازخشونت ها رنج می برند و صلح به گونه ی واقعی آن در جامعه احساس نمی شود.

اگر در یک خانواده خشونت مرد بر زن وجود دارد، ما نمی توانیم در تشکل و حلقه ی آن خانواده شرایط زنده گی را صلح آمیز بگوییم.

اگر مربی به خاطر تنبیه شاگرد مکتب؛  از چوب ، مشت و لگد کار میگیرد در این گونه وضعیت نمیتوانیم ادعا کنیم که دریک مکتب فضای صلح آمیزو خودمانی وجود دارد.

اگر راننده ای در کنار شفاخانه از هارن دلخراش و شوکه دهنده استفاده می کند و یا هم نیروهای امنیتی و مستنطق برای دریافت حقایق از متهم ویا مظنون از تعذیب و شکنجه کار می گیرند و قانون را نقض می کنند، ما نمی توانیم بگوییم که شرایط برای شهروندان ما صلح آمیز است.

اگر ما کوچه ها، پسکوچه ها و جاده ها را با کثافات و کندگی ها ملوث می سازیم ، هوا را آلوده می نماییم درختان را قطع و جنگلات را از بین می بریم، ما نمی توانیم بگوییم که وضعیت صلح آمیز است.

اگر بیماری به گونه ی عاجل در شفاخانه از سوی داکتر و پرستار تداوی و مداوا نمی شود و در نتیجه بی تفاوتی جانش را از دست میدهد، ما نمیتوانیم همچو شرایط و وضعیت را در کشور صلح آمیز و امن بدانیم.

اگر یک قاضی به خاطر گرفتن رشوه، دعوی واقعی را باطل می سازد چگونه شهروندان خود و خانواده های خود را در وضعیت صلح احساس خواهند کرد؟

و سر انجام در صورتی که شهروند باز گشتۀ ما از دیار غربت، در سرمای شدید زمستان و گرمای جان سوز تابستان کودک و یا هم پدر ومادر کهنسال خود را از دست می‎دهند، چگونه می توانیم بگوییم که ما در وضعیت صلح و صفا زنده گی می کنیم .

اگر کارمند رشوه ستان، کاغذ پران با جولان دادن قلم گلوی هموطن را ما زیر سر پنجه هایش محکم بگیرد و تقاضای رشوه را بنماید، چگونه این هموطن عاجز، که برای طی مراحل عریضه و درخواست روز ها، هفته ها وحتا ماه ها در ادارات رسمی سرگردان است از صلح بگوید؟

وضعیتی که در  آن شهروندان ما، خود را از نظر فزیکی و روانی مصئون احساس کنند، امری است ضروری، برای تأمین فضای صلح کار پی‎گیرانه و متداوم ضرور است، وظیفۀ هر شهروند این کشور است تا به خاطر دوام و قوام این پدیده بی‎دریغانه کار کنند.

صلح پایدار و شرایط مصئون زنده گی مربوط به صلح اجتماعی می باشد که در جنب صلح سیاسی تحقق آن به  کار و فعالیت عموم نیاز دارد.

کار به خاطر تأمین صلح اجتماعی؛ فریضۀ ملی و دینی است و ما نمی توانیم خود را در این موضوع غیر مسؤول پنداریم.

اساسات دین مبین اسلام از صلح و سلم منشأ گرفته و زمانی که ما، در برابر یکدیگر ”السلام علیکم“ و ”خدا حافظ“ می گوییم، در هر دو حالت از صلح و امن یاد آور

می شویم.

وقتی که شعایر ملی واسلامی ما بر اصل صلح وسلم تأکید دارد، در آن صورت مامکلفیت داریم، با حرف و عمل در جهت تأمین شرایط و فرهنگ صلح فعال، آگاه و بیدار باشیم.

هر افغان وجیبه دارد ، به خاطر استقرار این داعیه بیشترین تلاش ها را مبذول بدارد.

صلح به تنهایی ایجاد نمی شود که یک نهاد و یا تنها دولت در تحکیم آن مکلفیت داشته باشد، صلح کار همگانی است تا شهروندان با اشتراک مساعی و کوشش های دامنه دار این پدیده را به تحقق برسانند وکشور را از ورطۀ خشونت، بحران و تشنج بیرون آورند.

همکاری همه نهاد های مردمی و جامعه‎های مدنی افغانی که در عرصۀ اجتماعی حضور پیدا کرده اند شرط اساسی تسریع صلح و ساختن افکار جامعه می باشد.

زمانی که مردم ما ذهناً آمادۀ پذیرش این پدیدۀ میمون شدند، خود به خود دامنه های خشونت، جنگ، درگیری و نا ملایمات از میان مردم برداشته می شود و زمینه برای ایجاد یک فضای امن که در آن صلح تبلور دارد مساعد می‎گردد و مردم با یکپارچه شدن و همفکر گردیدن در جهت رشد وانکشاف کشور با همکاری و همگرایی دست به دست هم می‎دهند و کشور شان از گیرو دار تنش و‌ تشنج بیرون ساخته و صلح و ثبات را به مفهوم واقعی آن در افغانستان به حقیقت مبدل می گردانند .

 گل‎علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید