روزنامه اصلاح

صحرا کریمی رییس افغان فلم: کار سینمایی هنوز به عنوان یک حرفه و یک شغل در کشور ما نهادینه نشده است

پژوهش ها نشان میدهند که زنان در وظایف رهبری نه تنها  ضعیف تراز مردان نیستند ؛ بل توانایی  بیشتری هم دارند . بر سر برتری  زنان و مردان همواره بحث هایی وجود د اشته است.  مدافعان حقوق زنان می گویند، زنان در برخی اموربه ویژه درتوانایی های مدیریتی دست کم گرفته شده اند. درواقع، زنان دارای ویژگی های خاصی استند که سبب می شود ازدیدکارمندان و همکاران شان مدیران توانا تری درمقایسه با مردان به نظربرسند . دلیل این قضیه آن است که زنان ملاحظه‎ی بیشتری دررفتاربا کارمندان دارند و پیوسته در تلاش استند خود را همگام با دیگر کارمندان بالا بکشند .

روی این نکته خواستم از دکتور صحراکریمی رییس افغان فلم  که تازه به این سمت تقررحاصل نموده است در مورد توانایی و سازماندهی یک زن  در محدوده ی مدیریت کاری اش (ریاست افغان فلم) بپرسم،  وی در مورد چنین توضیح داد : وقتی زنی  مدیریت یک سازمان را برعهده می گیرد ، از مشاهده رشد فردی تمامی اعضای گروهش احساس  غرور کرده و همواره کارمندان خود را به پیشرفت در زندگی حرفه ای و شخصی تشویق مینماید .

این همان ویژه گی است که هر رهبر  موفقی به آن  نیاز دارد تا کارمندان بتوانند ارتباط موثر تری با او برقرار نمایند.

زنان به دلیل بهره مندی  ازمهارت های ارتباطی، احساس همدلی، هوش و هیجان، رهبران بهتری  نسبت  به مردان  استند . زنان میتوانند  با دیدگاه منحصر  به فرد خود در باره مسایل مختلف  به راه  حل هایی  برسند که در نهایت  به نفع تمام اعضای گروه خواهد بود .

از خانم صحراکریمی  پرسیدم  ، یک نهاد هنری و تولیدی را که، ۳۵ سال فعالیت  نداشته باشد ،  با کدام راهکار و امکانات میتوانید دو باره احیا نمایید؟ چنین پاسخ  ارایه کرد :

یقیناً این کار دشواری های خودش را دارد ،  وقتی یک نهاد هنری تولیدی و سینمایی ۳۵ سال را درسکون و سکوت، عدم تحرک و تولید گذرانیده باشد دو باره به پا ایستاد کردن آن یک تدبیر سنجیده شده و یک تلاش گسترده را در کار دارد .

خانم کریمی گفت : وضعیت سینمای افغانستان طی هژده سال گذشته متأثر کننده و یأس آور بوده است. افغانستان درطی این  سالها توانسته است  رشد  لازم  را در بخش های دیگر داشته باشد ؛ اما بر خلاف انتظار ، صنعت  سینما روز به روز  بارکود بیشتری  رو به رو بوده است .

دکتور صحرا کریمی افزود : من به حیث یک خانم ،  یک سینما گر و  یک کارگردان و اکنون  به حیث رییس افغان  فلم، کوشش خواهم کرد، امید های خشکیده‎ی هنر دوستان ، سینما گران به ویژه زنان سینماگر را یک  بار دیگر  زنده  بسازم و از آنجایی که  نهاد افغان فلم  نقش  مهمی در حمایت و تقویت  سینمای افغانستان دارد ،  بتوانم  نقش  هنرمندان سینما، به خصوص  نقش زنان  را در سینمای  کشورم زنده کنم .

به گفته ی دکتور صحرا کریمی ، کسی  که اهل ریاضی و انجنیری بود ، برخلاف میل اش ، مسیر زندگی؛ اورا در زمینه ای دیگر سمت  داد. هم زمان با تکمیل سال اول  دانشگاه  در ایران ، شانس زمینه‎ی سفر  به اسلواکی  را دریافتم.

خانم صحراکریمی می گوید :
 ” شانس سفر به اسلواکی و تحصیل در آن کشور وقتی برایم میسر شد که من در  دوره دبیرستان بودم ،  در فلمی به نام ” دختران خورشید ” نقش مرکزی رابازی  کرده  بودم و فلم  مذکور در سال ۲۰۰۱ میلادی جایزه بهترین فلم  را گرفته  بود؛ مجریان این جشنواره خواستند که بازیگر مرکزی ( نقش  اول ) این فلم  را ببینند . همان  شد که زمینه ی رفتن من به اسلواکی آماده شد همین امر سبب گردید تا برای تحصیل مقطع داکترا برای  دوازده سال در آن کشور بمانم .

به گفته ی خانم صحرا کریمی ،  در این مرحله‎ی سنی، یعنی هنوز هفده سالم بود که فصل دوم  زندگی خود را در جهان غربت و مهاجرت آغازکردم  و در اسلواکی مقیم گردیدم.

ماحصل ماندنم در اسلواکی، تحصیل در اروپای شرقی، دو مدرک لیسانس  در بخش کارگردانی فلم مستند  و کارگردانی فلم داستانی ، فوق  لیسانس  کارگردانی  فلم داستانی و  دکتورای کارگردانی  فلم  داستانی با گرایش نشانه  شناسی  و زیبایی  شناسی سینما ، از پوهنتون فلم  و تلویزیون اسلواکی بود.

دکتور صحرا کریمی دوازده سال از عمرش  را که نوجوانی  و اوج جوانی اش بود  در اروپای شرقی  به مقصود تحصیل  وآموزش دانش عالی  سپری کرد ، درس خواند و تجربه کسب کرد.

 وی می گوید : ” من با یک دید  وسیع وارد جهان سینمای افغانستان  شده ام ، در ظاهر تنها  فلم ساختن، تولید آثارهنری و سینمایی برایم مهم  نیست . این  برایم مهم  است ، فلم بسازم و فلم خوب بسازم تا  بتوانم در لابلای آن، تمنیات مردم، خواست مردم ،  نیاز مردم ، درد مردم را بازتاب بدهم و به پرسش های انسانی  و اجتماعی شان  پاسخ بهتر ارایه کنم.

به باور خانم صحرا کریمی ، گام گذاشتن در راه سینما خیلی‎ دشواراست، این  راه توانایی ، ایثار ، فهم مسلکی  و هنری درکار دارد . یک سینما گر و کارگردان از واقعیت های اجتماعی جامعه و پیرامونش  به درستی آگاهی  داشته باشد  تا بتواند  برمبنای  آن ، مفکوره ،  داستان و  سناریوی فلم را پی بریزد و برای شیرازه بندی تولید سینمایی اش به آنچه نیازاحساس  میشود در لابلای فلم ساخته شده اش متبلورسازد.

پرسش : خانم کریمی؛ اگریک تعریفی از سینما ،این صنعت هنری داشته باشید، این  هنر راچگونه تعریف می‎کنند؟

پاسخ : سینما در اصل واژه ای است  یونانی به معنای حرکت ، جنبش و تحرک ؛ اما  دراصطلاح ، سینما ، هنر و فنی  است که به کمک یک سلسله تصاویر متحرک ، پیامی  را به مخاطب خود که  همان  تماشاگر است ، منتقل می سازد . سینما آخرین هنر و به عبارت  دیگر هفتمین هنر است . شش  هنر دیگر عبارتند از : تیاتر ،  نقاشی ، مجسمه سازی ، معماری ، موسیقی و رقص . در این میان  سینما  تنهاهنری است که  نه تنها شش هنر دیگر را به خدمت گرفته، بل به گونه ای  توانسته آنها را اعتلا نیز ببخشد . همچنین  سینما صنعت ،  فن و  تکتیک را نیز به خدمت گرفته و در متن خود  دارد .

سینما یک وسیله ی خوبی برای  تبلیغ و ارایه  دیدگاه ها و اندیشه های  سیاسی، اجتماعی و حتا اقتصادی است  و از همین رهگذر ،  گاه مخاطبش را به بی راهه برده  و اورا در چمبره تبلیغات گسترده اسیر  کرده ، اما با این وجود  سینما به علوم  مختلف  از طب ،الکترونیک و جغرافیا گرفته  تا فزیک ،کیمیا و تاریخ  خدمات شایانی  نموده است .سینما ، این وسیله  سمعی  وبصری جذاب ، بزرگترین کارکردش در خلق  رویأ، خلق ماجرا ، خلق  شخصیت  های دوست  داشتنی ،  نفرت  انگیز ،  ترحم برانگیز و … و در نهایت  ایجاد  احساسات عمیق انسانی  از عشق  و محبت  گرفته  تا ترس و نفرت  است.

سینما یک وسیله‎ی ساده سرگرمی ساز  نیست ،  سینما پا را بسیار فراترگذاشته  و تجربه  نشان  داده ،  نا دیده گرفتن آن کار صواب نیست، چه ازسوی  تماشاگران  معمولی  باشد و چه از سوی سیاست گذاران اجتماعی ، فرهنگی و  سیاسی  جامعه های گوناگون باشد.

 سینما یک رسانه‎ی دیداری، شنیداری مبتنی بر فناوری  است که به وسیله آن  فعالیت اقتصادی صورت می گیرد  و همچنین  قابلیت استفاده هنری  را داراست.

یک اثر سینمایی که فلم  سینمایی  نامیده میشود ، از عناصر تصویر ( به  صورت مجموعه ای  از فریم  ها ) و  صدا ( گفتگو، صدا و موسیقی )تشکیل شده است . یک فلم براساس فلمنامه  و توسط  کارگردان ،  با هزینه تهیه کننده و مجموعه ای  از  بازیگر ها ،  فلم بردار  و عوامل  دیگر  ساخته میشود . سینما  جدیدترین شاخه ی  هنر ، معروف  به هنر هفتم است که امروزه  یکی از عمومی  ترین و محبوب  ترین  تولیدات  هنری  را ارایه  میکند.

وی در مورد تاریخچه ی سینما اینطور وضاحت داد : برادران لومیر  در سال ۱۸۹۵ سینماتوگراف ( اولین دوربین فلم برداری) را اختراع کردند. هرچند نمیتوان  این  دو برادر  فرانسوی  را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر  سینما کمک  کردند، پیدایش سینما و فن  فلمبرداری  خود مرهون تلاش های آن شمار است که در تکامل این هنر گام مانده‎اند.

  وی گفت : برادران لومیر خود،  ده  ها فلم  کوتاه ساختند که  همه ی آن ها صرفا از یک  نما تشکیل میشد، قطع و وصل و تدوین در آن  وجود نداشت. ازجمله ی این فلم  ها میتوانم به ” ورود قطار به ایستگاه ” ( که به عنوان اولین  فلم  ساخته شده به  دست بشر محسوب  میشود)، ” خروج قایق از لنگر گاه ” ، ” غذا خوردن کودک ” و ” خروج کارگران  از کارخانه ” اشاره  کنم.

پس از لومیر ها ، ژرژمه لیس باعث  تکامل  فن  سینماشد . دیدگاه مه لیس نسبت  به سینما  یک  دیدگاه  تیاتری  بود . او پرده ها را به یکدیگر متصل  میکرد . ژرژمه لیس همچنین پدید آورنده فن تروکاژ در سینماست .پس از مه لیس ، ادوین اس پورتر باعث  تکامل بنیادین  و ساختار  سینما شد. سینمای  پورتر دیگرارتباطی  به تیاتر  نداشت ، بل به هنرمستقل و جدید  تبدیل شده بود. پورتر پیشگام  فن  تدوین فلم نیز  می باشد . راهی  که او در سینماآغاز کرد  در نهایت  به سینمای  داستان  گوی هالیوود منجر شد.

خانم کریمی در باره ساختار سینما اینطور وضاحت داد : در آغاز سینما را بیشتر  یک پدیده‎ی علمی و صنعتی  میدانستند . در سال های جنگ جهانی اول سینما ، به عنوان یک وسیله نمایشی و سرگرمی ،  رونق تجاری یافت . سپس قابلیت های هنری آن توسط فلم سازان اروپایی و امریکایی کشف گردید . درهمین سالها ریچیوتوکانودو، منتقد و نظریه پرداز ایتالیایی ، سینما را ” هنر هفتم ” معرفی کرد ؛ زیرا به عقیده ی او سینما هنر ترکیبی است که درآن همه ی هنرها حضوردارند.

خانم کریمی می گوید : عدم درک درست  از  سینما ، فرهنگ  سینمایی  و تأثیرات  آن  سبب گردیده تا این شغل به مثابه  شغلی برای خوش گذرانی پنداشته شود، امری که می تواند برای زنان  سینماگر به شدت مشکل آفرین گردد .

به نظرخانم صحرا کریمی سینماگرانی که در افغانستان کار می کنند،  فلم  می سازند و دست به تولید هنر سینما می زنند، ازنظر حرفه ای انسان های  بسیار  تنها  استند ، چرا که آنها ازسوی دیگرشهروندان درک  نمی شوند ، این  به خاطریست که  سینما هنوز  به عنوان یک  حرفه  و یک شغل در کشور ما معرفی نشده است.”

خانم کریمی میگوید : هرکار و هر پیشه نیاز به حمایت  مالی دارد ، وقتی حمایت مالی  و اقتصادی باشد. با یقین گفته میتوانم که کارها به گونه‎ی بایسته و شایسته به پیش میرود. اما در افغانستان چنین نیست ، عدم  حمایت مالی باعث  شده است  تا سینما گران  افغان  نتوانند به گونه ی  منظم به تولیدات  سینمایی شان بپردازند و بتوانند به دنبال ایجاد گفتمان ها ونگاه متفاوت به مسایل بزرگ این کشورباشند.

خانم کریمی در پایان سخنانش گفت: برای رشد و شگوفایی عرصه‎ی سینما موجودیت مخاطب ، فضای مناسب ومهمتر از همه نهاد های معتبری که  بتوانند کارها و اثر  های  ما را حمایت  کند  ضرور است.

بناً آرزو دارم تا زمینه  برای حرکت دوباره‎ی سینما، بالندگی و  شگوفایی این عرصه در افغانستان مساعد ساخته شود تا سینماگران به ویژه ریاست افغان فلم بتوانند مانند گذشته، کماکان درراستای پیشبرد ماموریت هنری و تولیدات  سینمایی شان گام های بلند را با همکاری دولت بردارند.

گل علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید