روزنامه اصلاح

شناسنامه‌ی شهید میرزاحسین سروش معاون پیشین فرماندهی امنیه ولایت غزنی

یادداشت: میرزا حسین سروش معاون ملکی فرماندهی امنیه ولایت غزنی، به تاریخ ۷ میزان سال ۱۳۹۸ در حالی که غرض انجام وظیفه و همکاری با نیروهای امنیتی کشور از کابل به سوی غزنی روان بود؛ در مسیر شاهراه کابل-غزنی، در ولسوالی سید آباد ولایت میدان وردک توسط گروه ترویستی طالبان اسیر و بعد به شکل بی رحمانه‌ای به شهادت رسید.

 بیوگرافی مختصر؛

شهید میرزاحسین سروش فرزند مرحوم خادم حسین رحیمی در سال ۱۳۶۳ خورشیدی در قریه پایجلگه پشی از مربوطات ولسوالی مالستان ولایت غزنی، در یک خانواده متدین، علم پرور و صاحب نفوذ دیده به جهان گشود؛ در حالیکه پدرش را در آوان کودکی از دست داد اما تحت حمایت پدر کلان و کاکاهایش تحصیلات خویش را تا سطح ماستری به پیش برد. وی تعلیمات ابتدایی را تا صنف نهم در لیسه شهدای پایجله پشی و دوران ثانوی را در لیسه عبدالغفور سلطانی در مرکز جاغوری با موفقیت سپری نمود. همزمان با فراگیری تعلیمات ابتدایی مکتب به تحصیل علوم دینی و حوزوی تا سطح سیوطی و المنطق در مدرسه محلی نیز کسب فیض نمود، در همین دوران مطالعه آثار ادبی، تاریخی و سیاسی نیز از کارهای اصلی و روز مره‎ی او بود. وی در سال ۱۳۸۳ بعد از سپری نمودن موفقانه‎ی امتحان کانکور وارد فاکولته ادبیات پوهنتون کابل گردید، در رشته ادبیات دری تا سویه لیسانس تحصیل نمود بعد مقطع ماستری را نیز در عین حالیکه مصروفیت وظیفوی دولتی در وزارت احیاء و انکشاف دهات داشت در همان رشته در پوهنتون متذکره تکمیل نمود. او از اولین راهیافتگان دوره ماستری پوهنتون کابل و از معدود کسانی بود که در آن زمان از میان هم‎نسلانش موفق به راهیابی در مقطع ماستری گردید.

  مأموریت ها و شهادت؛

سروش بعد از فراغت از دوره لیسانس، به مدت یکسال در وزارت احیا و انکشاف دهات به عنوان مدیر پلان و پالیسی، یکسال به حیث مدیر اجرائیه در وزارت ترانسپورت، مدت یکسال آموزگار کاندیداهای شوراهای ولایتی در انستیتوت ملی دموکراسی (NDI) مدتی نیز در کمیسیون مستقل انتخابات به صفت ناظم ساحوی ایفای وظیفه نموده است؛ بعد در سال ۱۳۹۵ بعد از سپری نمودن موفقانه امتحان رقابتی به حیث معاون ملکی قوماندانی امنیه ولایت غزنی تقرر حاصل نمود و به مدت سه سال در پست متذکره در آنجا ایفای وظیفه نمود.

در مدتی که شهید سروش در پست معاونت ملکی انجام وظیفه می‎کرد، تلاش ها و زحمات خستگی نا پذیری را در راستای پیشبرد امور اداری قوماندانی، اکمال و تجهیز پولیس ملی کشور به خرج داد که در مقابل بارها از سوی قوماندانی امنیه غزنی مورد ستایش و تقدیر قرار گرفت. سمونوال خالد وردک قوماندان امنیه ولایت غزنی در یک تماس تیلفونی وی را دلیر مرد وظیفه شناس عنوان داد. اما، دریغا که این ستاره درخشان علم و سیاست به سرعت غروب کرد، انگار که شب پرستان عصر در نبود او خود را راحت احساس میکردند، در صدد نابودی اش برآمد. بتاریخ ۷ میزان سال ۱۳۹۸ در حالیکه او غرض انجام وظیفه و همکاری با نیروهای پر افتخار امنیتی کشور از کابل به سوی غزنی عزیمت می‎کرد؛ در مسیر شاهراه کابل – غزنی، در ولسوالی سید آباد ولایت میدان‎وردک توسط گروه ترویستی طالبان اسیر بعد به شکل بی رحمانه و فجیعانه به شهادت رسید و ملت داغدیده ما را داغدار تر و ماتم زده کرد، روحش شاد و یادش گرامی باد.

فقدان سروش ضایعه جبران نا پذیر برای مردم غزنی و نیروهای امنیتی کشور محسوب می شود، چنانکه مقام محترم ولایت غزنی در سوگ شهادت او چنین بیانیه داده است : ( شهادت میرزاحسین سروش یک جنایت ضد بشری و ضد انسانی است و ضایعه بزرگ برای مردم و نیروهای امنیتی ولایت غزنی می‎باشد. همفکران و همسنگران آقای سروش برای تحقق اهداف مقدس در راستای دفاع از ارزش‎های دینی و ملی خویش با فداکاری و اراده محکم مبارزه خواهد کرد و این قربانیها و جان فشانیها اراده مارا در نیل به اهداف ملی ما و دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت و نوامیس ملی ما محکمتر از قبل خواهد کرد.)

نوشته ها و سروده ها

از شهید سروش نوشته ها و سروده های زیاد برجا مانده است. او در عین حال که یک سیاست مدار بود، ماستر رشته ادبیات دری، شاعر و نویسنده چیره دست نیز بود که درد و الم مردم و کشورش را با اشعار چنان پر محتوا بیان می‎کرد. محمد شریف عرفانی (شاعر و نویسنده) در باره نحوه‎ی فعالیت ادبی سروش می‎گوید : (… وی موضوعات ناب و ویژه مانند شعر مقاومت و کاوش در مورد اشعار سیاسی و اشعار مهاجرت که توانسته بود راه گشایی ارزنده در ادبیات معاصر افغانستان باشد، تحقیق نموده است). در نوشته ها و سروده های سروش شکایت از جور زمانه، حزن و اندوهی که حکایت از شرایط دشوار و رنج آور وطن دارد بوضوح دیده می شود. جنگ و نا امنی، یتیم شدن اطفال، فقر و در بدری مردم افغانستان به شدت روح و روان او را می آزرد، صلح یکی از آرزوهای دیرینه اش بود چیزی که حسرت آنرا با خود برد؛ آنطوریکه گفته است : از جنگ که عامل ویرانی و اندوه است. خیلی دیریست به ستوه آمده ایم. اندوه بازماندگان شهدا ، رنج یتیمان که پدران شانرا از دست داده اند و ویرانه هایی که در حسرت آبادی، خاکی مانده اند درد کمی نیست!

ما صلح می‎خواهیم!

وضعیت دشوار کشور در عین حال که ظاهراً برای سروش نا امید کننده است اما او در پشت این تاریکی ها روشنایی را جستجو می‎کند که رسیدن به آن هم برایش دشوار به نظر  می‎رسد. این طرز تفکر او در اشعارش اینگونه انعکاس یافته است :

شب می‎شکنم من تاسحر هر پارچه شب، شب می شود

اندر ورق درد من درد دیگر صف می شود

کشوری من! یاد تو ام، بی تو بودن کی می شود

فکری برای صبح نیست، لیک هر دروغ گپ می شود

قاصد صبح  دشمن روشنایی است که در این زمین

با وعده های آفتاب سارق اخگر می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید