روزنامه اصلاح

شاه امان الله خان زنگ آزادی و استقلال

آصف مهاجر

بخش هفتم 

فصل ناتمام امانی چه چیز را کم داشت؛

یکی از دلایلی که فصل امانی ناتمام ماند، کار در فقدان استراتژی بود. شاهامانالله خان در فقدان یک استراتژی کارا و دقیق، اهداف خود را پیگیری کرد. کار سیاسی و حکومتداری در نبود استراتژی، سرانجام خوشی نخواهد داشت.  این موضوع در  نوبت قبلی اندکی شرح داده شد. یادآوری کردیم که در هر استراتژی، دو عنصر خیلی برجسته است: هدف و وسیله. اگر اهداف خیلی مطلوب و با ارزش باشد، اما ابزار و وسیلهای که قرار است ما را به هدف برساند، درست انتخاب نشود، دست یافتن به هدف دچار مشکل خواهد شد. درست انتخاب کردن وسیله و ابزار، بیشتر بحث روشی است که ما بر اساس کدام روش و با کدام امکان میخواهیم به هدف برسیم. عمدهترین هدف شاه امانالله خان ترقی و پیشرفت کشور بود و عبور از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب. روش کلی شاه برای دست یافتن به این هدف، اصلاحات بود، اما جای سوال است که اصلاحات در کدام زمینهها. روند اصلاحات نیز روشهای خاص خود را میطلبد. یکی از اقدامات شاهامانالله برداشتن حجاب و تغییرات در پوشش عمومی بود؛ پوششی که رنگ غربی داشت.

این اقدام منجر به واکنشهای شدید از سوی قشر سنتی و محافظهکار جامعه شد و فوری اقدام شاه برچسب غیردینی خورد. این اقدام در جامعهی سنتی و به طور شدید محافظهکار، خیلی پرهزینه بود و احتمال واکنشهای تُند قوی بود، با آن هم شاه امانالله خان این کار را کرد، اما پیامدهای آن کمتر سنجیده شده بود.

جای این پرسش خالی است که آیا برداشتن حجاب و تغییر در پوشش عمومی به خصوص در آن دورهای تاریخی، با هدف بزرگی مثل پیشرفت و توسعهی کشور و تأمین آزادی و استقلال ارتباط معناداری داشت؟ اینکه زنان کشور باید وارد صحنهی کاروزار اجتماعی شوند، امر به جایی بود و به عنوان یک هدف اجتماعی معقول است، اما برای دست یافتن به این هدف، ابزارکار و روش کار دقیق سنجیده نشده بود. امروزه اکثریت میپذیرند که اساسیترین ابزار و وسیلهای تغییر، آموزش و خلق آگاهی است. شاهامانالله خان نیز به قدرت آموزش و آگاهی باور داشت، اما آموزش و ترویج آگاهی را  به عنوان اصلیترین روش کارش خیلی برجسته  نساخته بود. شاهامانالله خان برای آوردن اصلاحات بنیادی، نیاز به حمایت گستردهی مردمی داشت، کسب این حمایت نیاز به زمان طولانی داشت که بیشتر از طریق نظام آموزشی و آگاهی دهی جمعی امکانپذیر بود. از سوی دیگر، لازم بود که حمایت گروههای سنتی را نیز با خود میداشت و حداقل برای اینکه این گروهها دست به مخالفت نزنند، شاه نیاز به تدبیر و چارهاندیشی داشت.

اگر اصلاحات برای تحقق اهداف شاه، روش اصلی بوده است، پس اصلاحات استراتژی خاص خود را میطلبد.

در یک استراتژی کارا و مرتبط به اصلاحات، تدریجی بودن تغییر یک امر پذیرفته شده است، در حالی که شاه با روش اصلاحات، نتیجهای را میخواست که از یک انقلاب توقع میرود. به لحاظ روشی، این امر مشکل دارد. اصلاحات به عنوان یکی از روشهای ایجاد تغییر به این دلیل بیشتر طرفدار دارد که آسیبپذیری و هزینهی آن کمتر است، چون تغییر به عنوان هدف، بهیکبارگی و آنی خواسته نمیشود، بلکه هر تغییر مورد نظر، به صورت تدریجی دنبال میشود.

ابزار کار در اصلاحات، بیشتر یک امر کیفی است، مثل آموزش، تبلیغات، ایجاد قوانین جدید، جایگزینی سبکهای مدیریتی به صورت تدریجی و مرحلهای و موارد دیگر…، در حالی که شاه امانالله خان با روش اصلاحات، به دنبال تغییرات سریع بوده و شتابزده عمل میکرده است.

شتابزدگی در امر اصلاحات، روند کار را، انقلابی جلوه میدهد و این امر خطرناک میشود، چون مخالفان و معترضان نیز با عجله جریان مخالفت و مقاومت را به راه میاندازد، آنگونه که در برابر شاهامانالله خان این کار صورت گرفت.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید