روزنامه اصلاح

شاه‎ امان‎الله ‎خان و زنگ آزادی و استقلال

آصف مهاجر

بخش دوم

 شاهامانالله خان آغازگر فصل جدید؛

میدانیم که پیش از اینکه شاهامانالله خان به قدرت برسد، پدرش حبیبالله خان زمام امور را در دست داشت. امیر حبیبالله خان نظر به منابع و نقلقولهای تاریخی، حاکم بیتفاوت و خوشگذرانی بوده که نسبت به امور و ادارهی کشور دچار غفلت شدیدی بوده است . او امور مملکت را عملاً به برادرش سردار نصرالله و فرزندش سردار عنایتالله واگذار میکند و خود عملاً مصروف خوشگذرانی و وقتگذرانیهای بیحد و حصر  میشود. در دورهی حبیبالله خان وضعیت داخلی گرفتار فساد، کمکاری و فشار اقتصادیِ بوده که بر مردم تحمیل میشده است و به لحاظ اجتماعی، مردم و به خصوص اقلیتهای قومی و مذهبی، گرفتاری های شدیدی داشته اند و حتی نظام بردگی و غلامی در کشور رایج بوده است. مرتبط به امور بینالمللی سیاست خارجی حکومت آن وقت نیز بر اساس پیمانهایی، مطلق در کنترول بریتانیا بوده است.

بعد از رویداد قتل امیرحبیبالله خان و زمانی که امانالله خان به مسند قدرت تکیه میزند، مردم کشور شاهد فصل جدیدی میشود. این فصل برای مردم در کُل و برای گروههای خسته از جور و استبداد به صورت خاص، فصل امید و نجات بوده است. اصلاحاتی را که شاه امانالله خان در نظر داشت، در بخشهای مختلف دنبال میشد. اصلاحات در نظام اداری، اصلاحات در نظام حقوقی و اصلاحات اقتصادی از جمله اقدامات جدی او در محیط داخلی بود. با شروع فصل امانی، افغانستان برای اولین بار صاحب قانون اساسی میشود و این مهمترین مصداق وارد شدن کشور به عصر مدرنیت و دولت داری قانون مند است. بر اساس این قانون و سند ملی، همهی مردم کشور از هر قوم، طایفه و مذهبی که بودند، از حقوق اساسی برخوردار شدند و در برابر قانون و عدالت نیز مساوی و برابر عنوان شدند.

عبور از شرایطی که در فقدان قانون اساسی به سر میبرد و حاکم مافوق قانون و اصول تلقی میشد، گام بزرگی بود در امر اصلاحات و بهبود امور کشور. بر اساس قانون اساسی دورهی شاهامانالله خان نظام بردگی لغو شد و حقوق شهروندی برای همهی  اتباع کشور به طور یکسان و برابر در نظر گرفته شد و این امر برجستهترین مصداق از شکلگیری فصل جدید در تاریخ سیاسی کشور تلقی میشد. این اقدامات هم به لحاظ وضعیت داخلی و هم به لحاظ وضعیت کشور در محیط بینالمللی یک امر ضروری و فوری بود، اما این مسأله جدی است که چرا شاه امانالله خان قادر نشد تا روند اصلاحات همه جانبهی خود را دوام دهد و کشور در تجربهی اصلاحات و مسیر رو به پیشرفت خود ثبات پیدا کند، باز هم به چالشهای داخلی و خارجی برمیخوریم که اصلاحات شاه ترقیخواه کشور را به بنبست مواجه ساخت. البته روش و چگونگی اجرا و مدیریت روند اصلاحات را در دوران شاهامانالله خان نیز باید مورد بازنگری و مطالعه قرار بدهیم که آیا مشکل خاص داشته است یا خیر؟ بدون تردید، یکی از عوامل مخل، دخالتهای بیرونی بود که وضعیت داخلی را در مسیر بد شدن رقم میزد و آن دامن زدن به شورشگری بود که اقدامات اصلاحی شاهامانالله خان را در میان قبایل تفسیر غلط و غیردینی میکردند و دقیقاً واکنشی بود که در برابر آزادیخواهی و اقداماتی بود که توسط شاه برای کسب استقلال کشور صورت گرفته بود.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید