روزنامه اصلاح

سیاست خارجی کشور؛ بایـدهـا و نبایدها

آصف مهاجر

بخش چهارم

اهداف دراز مدت در سیاست خارجی؛

هرچند سیاست خارجی دولتها، نه یکسان است و نه هم سطح. یکسری هدفها برای کلیه دولتها و واحدهای سیاسی در نظام بینالمللی، عمومیت دارد. مثلاً تأمین امنیت ملی، توسعه اقتصادی، کسب اعتبار و تثبیت جایگاه دولت در نظام بینالمللی و …..، جزو اهداف عام برای دولتها شمرده میشود؛ اما میزان دستیابی دولتها به این اهداف وابسته به سطح قدرت آنهاست. آنچه اهداف سیاست خارجی دولتها را از هم متفاوت میسازد، سطح قدرت و وزنهی دولتها در نظام بینالملل است. مثلاً اهداف سیاست خارجی  آمریکا با افغانستان نه مشابه بوده میتواند و نه هم سطح؛ چون قدرت آمریکا و افغانستان هم سطح نیست. آنچه که دامنهی اهداف و نوعیت آن را تعیین میکند، قدرت و نفوذ دولتهاست. اهداف در سیاست خارجی دولتها با میزان قدرتشان رابطهی مستقیم دارد. برای دولتهای ضعیف و بیثبات، حفظ و بقایشان جزو اهداف مهم سیاست خارجی شان قرار میگیرد که این امر جزو اهداف اولیه در سیاست خارجی دولتها شمرده میشود، اما برای قدرتهای بزرگِ مثل آمریکا و رقبای آن، گسترش نفوذ و هژمونی آنها در نظام بینالملل قابل طرح است. قدرتهای بزرگ در پی کنترول و جهتدهی نظم جهانی است و منافع آنها به وسعت حوزهی بینالمللی بازتعریف میشود. میان قدرت، هدف و منافع، رابطهی تنگاتنگی وجود دارد. گستردگی قدرت، نوعیت هدف و گسترهی منافع را تعیین میکند.

آنچه مربوط به اهداف درازمدت و استراتژیک دولتها میشود که سیاست خارجی در پی اعمال آن است، جنبهی آرمانی، غایی و ایدیولوژیک به خود میگیرد. دولتهای بزرگ در پی آن است تا نظام ارزشی خود را در سطح جهان بسط و گسترش دهد. به عنوان مثال، آمریکا و متحدان آن برای گسترش لیبرالیسم و سرمایهداری در  گسترهی جهانی مبارزه میکردند و اتحاد جماهیر شوروی برای گسترش کمونیسم. این جهتگیریهای فکری و ایدیولوژیک، باعث شده بود که جهان قطببندی شود. آنچه از جنگ سرد یاد میشود، بیشتر جنگ ایدیولوژی و نظام فکری و ارزشی بود که ماهیت آن را تضاد منافع شکل میداد.

با این وجود، هدفهای درازمدت چشمانداز جهانی دولتها را مرتبط به نظام بینالملل و نظم  جهانی نشان میدهد که بیشتر سیاست خارجی قدرتهای بزرگ حامل چنین اهداف میباشد. دولتهای ضعیف و بیثبات در سطح جهان بیشتر تابعین سیاستهای کلان قدرتهای بزرگ تلقی میشوند.

اگر بپرسیم که اهداف درازمدت در سیاست خارجی کشور ما شامل کدام موارد میشود، فوری با این چالش مواجه خواهیم شد که مسألهی صلح و ثبات و تأمین امنیت عمومی ما چه میشود؛ یعنی تا زمانی که اهداف اولیه دولت تحقق نیابد، طرح هدفهای میان مدت و درازمدت در سیاست خارجی دشوار و غیرعملی است. تنها با حفظ استقلال و تمامیت ارضی، تأمین امنیت و ثبات و خودکفایی اقتصادی به دولتها این اعتماد به نفس را ارزانی میدارد تا در سطح بلندتری به جهان و نظام بینالمللی نگاه کند و اهداف سیاست خارجی خود را در چشمانداز وسیعتر تعیین کند. بنابراین، آنچه که باید دولتمداران و مسوولان سیاست خارجی کشور مورد توجه قرار دهند، این است که چهگونه و با چه ابزار و امکان در تعامل با دولتهای دیگر در سطح منطقه و جهان، اهدافی چون ثبات و امنیت افغانستان را دنبال و تحقق میبخشد.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید