روزنامه اصلاح

سفر هیئت طالبان به پاکستان؛ کمک به روند صلح یا ممانعت از شکل گیری یک حکومت قوی در افغانستان؟

در ادامه ی دیدار های هیئت های گروه طالبان از کشور های منطقه، به تازه‌گی یک هیئت دوازده نفری از اعضای دفتر سیاسی این گروه از پاکستان دیدار کرده است. پیش از این هیئت های متعدد که در ترکیب آن از اعضای دفتر سیاسی این گروه در کشور شاهی قطر حضور داشتند به کشور های مختلف منطقه مانند فدراتیف روسیه، جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران سفر و با مقامات رسمی این کشور ها دیدار کرده است. هیئت طالبان هدف از سفر و دیدار خود شان را از کشورهای منطقه رایزنی و مشورت با «دوستان بین المللی» شان در مورد ازسرگیری گفتگوی صلح با ایالات متحده ی امریکا گفته بودند.

هیئت طالبان که به پاکستان رفته است از سوی ملا عبدالغنی برادر معاون ملا هبت الله و رییس دفتر سیاسی گروه طالبان در کشور شاهی قطر رهبری می شود. این هیئت با مقامات دولت پاکستان از جمله عمران خان، صدر اعظم، فیض حمید رییس آی اس آی یا سازمان استخبارات نظامی این کشور و شاه محمود‌قریشی وزیر امور خارجه دیدار کرده است. هدف از این دیدار که گفته شده بر اساس دعوت دولت پاکستان صورت گرفته گفتگو در مورد صلح افغانستان دانسته شده است.

ذبیح‌ الله مجاهد، که خود را سخنگوی گروه طالبان می داند در صفحه تویترش نوشته که در این دیدار دو طرف در کنار گفتگو در مورد روند صلح افغانستان و مسایل سیاسی؛ در مورد آموزش و پرورش مهاجران افغان در پاکستان، بهداشت و سهولت در اخذ ویزا نیز بحث و گفتگو کرده‌اند.

رسانه ها به نقل از وزیر امور خارجه ی پاکستان گزارش داده است که گفته دولت متبوعش در یک سال گذشته در زمینه ی گفتگو های صلح میان ایالات متحده ی امریکا وگروه طالبان صادقانه همکاری کرده است و علاقه مند است تا این گفتگو ها هر چه زودتر از سر گرفته شود. پیش از این عمران خان صدراعظم پاکستان در جریان سفرش به نیویارک که به هدف اشتراک در نشست مجمع عمومی سازمان ملل صورت گرفته بود نیز ابراز علاقه مندی کرده بود که گفتگوهای صلح ایالات متحده وگروه طالبان از سر گرفته شود.

این سفر هیئت گروه طالبان به پاکستان همزمان شده با سفر زلمی خلیلزاد نماینده ی وزارت امور خارجه ی ایالات متحده ی امریکا در زمینه ی گفتگو های صلح افغانستان به این کشور. خلیلزاد نیز در روز های اخیر از پاکستان دیدار وبا برخی مقامات این کشور ملاقات کرده است. با آنکه گفته شده سفر اخیر زلمی خلیلزاد برای این بوده تا با مقامات پاکستانی در زمینه جلب کمک دولت این کشور در جهت رهایی چند تن از استادان پوهنتون امریکایی افغانستان از نزد گروه طالبان صحبت کند اما همزمانی سفر وی با سفر هیئت گروه طالبان به پاکستان وبا توجه به اینکه پاکستان علاقه مند از سر گیری گفتگوهای صلح ایالات متحده ی امریکا وگروه طالبان است، این ذهنیت را به وجود آورده که در جریان این سفر صحبت هایی در خصوص از سر گیری گفتگوهای صلح امریکاییان و طالبان در پاکستان صورت خواهد گرفت.

چیزی که باعث شده این سوال در افکار عمومی شکل بگیرد که آیا این دیدار ها میتواند در از سر گیری گفتگوهای صلح امریکاییان وگروه طالبان موثر واقع شود و سبب شود گفتگوی صلحی که از سوی دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا متوقف گردیده و تمام فیصله های آن ملغی اعلام شده بود از سر گرفته شود؟ اصولاً آن گفتگو ها تا چه اندازه برای رسیدن به صلح در افغانستان از اهمیت برخوردار بودو
می توانست صلح در افغانستان را محقق سازد که اینک دوام آن در رسیدن به صلح در افغانستان از اهمیت برخوردار بوده باشد
؟. سوال های که پاسخ های احتمالی بر آن باعث واکنش هایی شده است.

واکنش ها؛

تا آنجا که دیده می شود واکنش ها نسبت به این  دیدار چندان مثبت نمی باشد و نه این گونه دیدار ها در رسیدن به صلح در افغانستان موثر دانسته می شود. صدیق صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان به روز پنج شنبه در صحبتی با رسانه ها گفته که: این نشست‌ها کمکی به روند صلح افغانستان نمی‌کند. ودر خصوص نوع پذیرایی که از هیئت گروه طالبان به عمل آمده گفت که:” میزبانی از گروهی که هنوز دست به خشونت می‌زند، خلاف تمام اصول روابط میان کشورها است”. آقای صدیقی در گذشته نیز از نحوه‌ی پذیرایی از هیئت گروه طالبان از سوی کشور های دیگر همسایه نیز به تندی انتقاد کرده بود.

در خصوص اینکه این روند ها در رسیدن به صلح در افغانستان کمک کرده میتواند آقای صدیقی در این نشست گفت که :”پروسه صلح تنها وقتی می‌تواند نتیجه داشته باشد که مالکیت و رهبری آن به دست دولت افغانستان باشد. هنوز هم تعهدی در گروه طالبان نسبت به صلح نمی‌بینیم.” وی در خصوص نقشی که  پاکستان در گذشته داشته ویا اینکه در حال وآینده می تواند ایفا کند گفت: “خواست همیشگی ما از پاکستان این بوده که پناهگاه‌های امن طالبان و تروریستان در خاک‌شان را از بین ببرند و در امنیت منطقه نقش مثبتی داشته باشند.”

 واکنش دیگر اما این است که سفر این هیئت گروه طالبان به پاکستان هیچ کمکی به صلح در افغانستان کرده نمی تواند. اصولاً هدف از این سفر برای کمک به صلح در افغانستان نمی باشد. بلکه بر عکس هدف از این تعقیب اهداف از پیش تعیین شده ی گروه طالبان در همکاری با دولت و سازمان استخبارات نظامی پاکستان می باشد. شکست دور پیشین سلسله نشست های قطر و توقف گفتگوها و ملغی قرار داده شدن تمام فیصله های آن از سوی دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده ی امریکا شکست تلخی بر دیپلماسی گروه طالبان بود که در همکاری با کشور های حامی خود در منطقه واز جمله پاکستان به پیش می بردند و هدف از آن رسیدن به یک توافقی بود که راه را برای احیای امارت شان هموار وگروه طالبان را به قدرت باز می گرداند. طالبان از ادامه ی گفتگو های قطر تا آستانه ی رسیدن به یک توافق با ایالات متحده ی امریکا به این امیدواری رسیده بودند که با توافق با امریکاییان در غیاب دولت افغانستان راه خود را برای رسیدن به قدرت در افغانستان هموار و در بستر آن امارت خویش را دوباره احیا می کنند. اما موضعگیری دونالد ترامپ همه چیز را به باد داد وکاخ آمال وآرزو های شان را ویران کرد. اینک گروه طالبان از در پیش گرفتن دیپلماسی جدید در تلاش آن است تا بتوانند گفتگو های صلح با امریکاییان را با همان اجندا و همان کار شیوه و در نبود دولت افغانستان ادامه دهند. مباحث از همان جا از سر گرفته شود که قطع گردیده بوده است. و این به هیچ وجه هدفی نیست که به صلح با دولت افغانستان نایل شوند. اصولا بحث رسیدن به صلح هیچ مطرح نیست. یا حد اقل صلح از نظر آن ها و دولت های حامی شان به ویژه پاکستان این است که طالبان به قدرت باز گردند و اداره ی کشور را در دست گیرند. از نگاه این عده در حقیقت سفر هیئت طالبان در این مقطع زمانی که افغان ها سرگرم مشخص کردن نتیجه ی انتخابات و تشکیل یک حکومت مشروع و قوی بر بنیاد نتیجه ی آن است می تواند به معنای زیر تاثیر بردن و تحت شعاع قرار دادن این پروسه تلقی شود و  نوعی واکنشی باشد در برابر انتخاباتی که علی الرغم تهدید های امنیتی مردم افغانستان در آن شرکت کرده و رأی دادند.

کسانی که این واکنش را دارند اذعان بر این می کنند که این سلسله سفر ها پیش از اینکه برای جستجوی راه های رسیدن به صلح در افغانستان بوده باشد در حقیقت برای جبران شکست دیپلماتیک گروه طالبان و با استفاده از امکانات دیپلماتیک کشور های همسو با طالبان به نحوی تشویق امریکاییان بر بازگشت به میز مذاکره و از سرگیری گفتگو ها از همان نقطه که متوقف گردیده بوده و با همان سازوکار وشیوه ی گذشته می باشد. چیزی که در مقیاس وسیعی در سطح جهان، ایالات متحده ی امریکا و افغانستان اشتباه و دارای نواقص بزرگ دانسته شده وگفته شده بود که امریکا نباید یک چنین روندی را اصلاً آغاز می کرد. زیرا نادیده گرفتن دولت افغانستان به حیث طرف اصلی و دارای حق مشروع و انحصاری در ارتباط به تصمیم گیری بالای سرنوشت کشور و اعتماد و دادن امتیازات آنچنانی به یک گروه هراس افگنی چون طالبان و…، اشتباهات بزرگی بوده است.

به باور این آگاهان، اگر طالبان وکشور های حامی شان به ویژه پاکستان واقعاً در پی صلح در افغانستان و به تبع آن صلح در منطقه اند، باید چهار کار را به صورت همزمان انجام دهند.

یک؛ گفتگو ها به گونه‌ی رو در رو ومستقیم با دولت افغانستان باید تسهیل شود.

دو؛ پیش از آغاز گفتگو ها جنگ پایان یافته وآتش بس سراسری و دایمی اعلام وبه اجرا گذاشته شود.

سه؛ یک ضمانت معتبر به وجود بیاید تا همه ی دستاورد ها و ارزش های جدید مردم افغانستان حفظ شود ودولت افغانستان بیش از این از روند جاری گفتگوها همچنان کنار گذاشته  نشود. بزرگترین اشتباه در روند جاری گفتگو ها در قطر دور زدن و نادیده گرفتن دولت افغانستان منحیث نماینده ی مشروع مردم افغانستان بوده است. مطابق قانون اساسی این دولت است که بر هر گفتگویی حق انحصاری مالکیت دارد. و هر گفتگوی صلح با مالکیت دولت افغانستان باید صورت بگیرد.

چهار؛ دولت های منطقه و از جمله پاکستان در تعامل خود با دولت افغانستان قواعد و اصول پذیرفته شده‌ی جهانی را مناط عمل خویش قرار دهند. حقوق دولت افغانستان را پامال نکنند و در برخورد با دشمنان دولت افغانستان تعامل موجود در روابط بین المللی در سطح جهان را مد نظر گرفته و به هیچ وجه حیثیت یک دولت را به آنان ندهد.

در یک کلام از سر گیری مذاکرات صلح امریکاییان با گروه طالبان و در پی آن مذاکرات بین الافغانی چه از نگاه ساختار ویا از نگاه کار شیوه ویا هم از نگاه تعامل با دولت مشروع افغانستان ویا هم طرح ها و برنامه های آینده با تغییر باید همراه شود و به گونه‌ای باشد که به پرسش ها و نگرانی های شهروندان افغانستان پاسخ در خور بدهد.

 عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید