روزنامه اصلاح

زندگی دشوار معلولان در افغانستان

   بر بنیاد تقویم بین المللی، امروز سوم ماه دسامبر روز جهانی معلولان است. از این روز همه ساله در سراسر جهان به هدف شناخت دقیق نیاز های معلولان و راه های مرفوع ساختن این نیاز ها واطمینان از تامین و تضمین حقوق معلولان ونیز تامین برابری آنان با سایر شهروندان جامعه و…، بزرگداشت می گردد.

   اختصاص این روز به عنوان روز بین المللی معلولان بر اساس این ضرورت صورت گرفته که هر جامعه‎ی نیازمند دادخواهی برای احقاق حقوق معلولان جامعه می باشد تا هم دولت ها وهم سازمان ها ونهاد های غیر دولتی وحتا توده های مردمی حقوق آنان را پا مال نه کرده وبا معلولان نه به عنوان افراد دارای نقص عضو ویا به عنوان افراد نا توان، بلکه به عنوان شهروندان دارای حقوق شهروندی برابر با سایر شهروندان جامعه برخورد وتعامل کنند. نظام های حقوقی بایستی طوری عیار گردد که بتواند این مامول را برآورده سازد. برابری انسانی وتساوی حقوق شهروندی میان تمام شهروندان جامعه واز جمله معلولان تامین وتضمین گردد.

   از طرف دیگر درج روز جهانی معلولان در تقویم بین المللی دولت های ملی را وا میدارد که مکلفیت هایی را که در اسناد وکنوانسیون های بین المللی وبه خصوص کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت بر شمرده شده واز این دولت ها خواسته شده تا ترتیباتی را در سطح ملی بسنجند وراه های عملی شدن وبه تحقق رسیدن اهداف تعیین شده وفهرست گردیده در این اسناد و کنوانسیون ها را هم در اسناد ملی مانند قوانین ویا هم نظام حقوقی خویش پیش بینی کنند و هم در عمل به گونه رفتار کنند که این اهداف به سهولت محقق شده ویک حیات بدون دغدغه ونیز برابر با سایر شهروندان برای اشخاص وافراد دارای معلولیت شکل بگیرد وانها بتوانند با خیال آسوده همچون شهروندان دیگر به حیات آبرومندانه‎ی خود ادامه دهند.

   روز بین المللی معلولان فرصت خوبی را به وجود می آورد که همزمان با فرا رسیدن آن در هر سالی هر کشوری، وضعیت خود را به مطالعه بگیرد ومشکلات وچالش های احتمالی موجود بر سر راه تحقق اهدافی که به آن ها اشاره کردیم ودر اسناد وکنوانسیون های بین المللی مندرج است واز این طریق به اسناد ملی حقوقی کشور ها نیز راه یافته است؛ را شناسایی کنند وراهکار هایی را برای بر طرف کردن آن موانع وچالش ها تعریف و به منصه‎ی اجرا بگذارند. بدون شک هر کشوری به این گفتمان نیازمند است وهمه ی آن نهاد هایی که در برنامه ریزی ونیز تطبیق برنامه ها ونشر آگاهی در مورد آن ها وگردش اطلاعات ومعلومات در میان لایه های مختلف جامعه ها در خصوص لزوم دسترسی بر اهداف مندرج در اسناد ملی وبین المللی وتحقق شرایط بهینه ی زنده گی برای معلولان به عنوان شهروندان ذی حقوق جامعه؛ دخیل اند در این گفتمان باید اشتراک کنند.

افغانستان کشوری احتمالاً با بیشترین تعداد معلول؛

   با آنکه هنوز آمار قابل اعتمادی که مشخص بسازد چه تعداد معلول در افغانستان زنده گی می کنند و به چه تعداد از شهروندان افغانستان معلول اند، تهیه نه گردیده ومنتشر نه شده است. اما چهار دهه جنگ و  خونریزی، حوادث ناگوار طبیعی وعوامل دیگری چون رویداد های ترافیکی واستفاده ی غلط از ادویه جات و مواد صنعتی و…، باعث شده که افغانستان با توجه به نفوس خود احتمالا کشوری باشد با بیشترین تعداد افراد دارای معلولیت در سطح منطقه.

   آمار هایی که از آدرس مجاهدان واحزاب جهادی در گذشته به نشر رسیده است بیانگر این است که تنها در دوره ی اشغال افغانستان از سوی اردوی اتحاد جماهیر شوروی وقت یک ونیم میلیون تن از شهروندان کشور معلول گردیده اند. اگر این رقم درست بوده باشد، آن تعداد شهروندانی که پس از خروج نظامیان اردوی اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در امتداد منازعات از اثر جنگ ها معلول شده اند را به آن بیافزاییم آمار سرسام آوری به دست می آید.

   آمار رسمی منتشر شده از سوی حکومت افغانستان نشان میدهد که دو اعشاریه هفت در صد کل نفوس کشور ما را افراد دارای معلولیت تشکیل میدهد. این رقمی است که پیش از این از طرف اداره ی ملی حمایت از خانواده های شهدا وافراد دارای معلولیت اعلام شده بوده است. اما جدیدا وزارت صحت عامه،  وصلیب سرخ جهانی میزان افراد معلولیت را دور وبر یک میلیون تن اعلام کرده اند؛ که بخش بزرگی از آن ها معلولان جنگی اند که در جریان منازعات جاری در کشور معلول شده اند. چنانکه احتمال زیاد این تعداد معلولان فزیکی را در بر میگیرد وشامل معلولان ذهنی و…، نمیشود.

زنده گی دشوار معلولان؛

   با آنکه دولت افغانستان تلاش هایی را از دیر زمانی به راه انداخته بوده است، تا شهروندان معلول کشور بتوانند یک زنده گی نورمال وعادی داشته باشند و بتوانند مانند سایر شهروندان از مواهب زنده گی بهره برده وحقوق شهروندی شان تامین وتضمین گردد وبا هیچ نوع تبعیضی ودر هیچ زمینه ی از زمینه های زنده گی با مشکلات وچالش ها مواجه نه گردند.

افغانستان همه ی اسناد وکنوانسیون های بین المللی مربوط به افراد دارای معلولیت را به امضا رسانده و عضویت آن ها را پذیرفته ومتعهد گردیده تا ان ها را در سطح ملی عملی کرده واهداف آن را محقق گرداند. سال ها پیش دولت افغانستان به هدف حمایت های قانونی از افراد دارای معلولیت ونیز مشخص کردن مکلفیتهای قانونی نهاد ها وادارات حکومتی در قبال این بخش از شهروندان کشور قانون حقوق وامتیازات معلولان و خانواده های شهدا را تهیه و به تصویب رسانده است. اما واقعیت های موجود جامعه مبین این است که معلولان کشور زنده گی دشواری دارند و تا رسیدن به وضعیت مطلوب  راه درازی در پیش است.

   عملی نه شدن قانون؛ نخستین مشکل در افغانستان عملی نه شدن قوانین است. افغانستان قوانین خوب وممتازی را حتا نسبت به برخی کشور های منطقه تهیه وتصویب کرده است؛ واما متاسفانه هنوز دولت قادر به عملی کردن آن در یک فیصدی بلند نه گردیده است. قانون حقوق وامتیازات معلولان یکی از آن ها است. با آنکه این قانون اگر در یک فیصدی بلند تری جنبه ی عملی به خود بگیرد خیلی از نگرانی های جامعه ی معلولیت برطرف وبخش بزرگی از مشکلات شان حل می گردد؛ اما با تاسف که تا اکنون آنگونه که انتظار می رود این قانون جنبه ی عملی به خود نه گرفته است.

   مشکل استخدام واشتغال؛ قرار آخرین آماری که از سوی کمیسیون اصلاحات اداری وخدمات ملکی به نشر رسیده تنها یک در صد از کارمندان نظام خدمات ملکی افغانستان را افراد دارای معلولیت تشکیل می‎دهد. احمد نادر نادری  رئیس کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی در هنگام معرفی طرز العمل جدید جذب معلولان در اداره‎ی ملکی افغانستان به روز یک شنبه گفت که از مجموع چهار صد هزار کارمند خدمات ملکی افغانستان تنها سه هزار تن از میان اشخاص دارای معلولیت استخدام شده اند. این تعداد تنها یک در صد از مجموع کارمندان خدمات ملکی افغانستان را تشکیل میدهد. در حالی که قانون حقوق وامتیازات معلولین وخانواده های شهدا استخدام سه در صد از کارمندان هر اداره ی خدمات ملکی را به عنوان یک مکلفیت قانونی تعیین کرده است.

   مشکل ناداری؛ فقر فزاینده از دیگر مشکلات معلولان در کشور است. از مجموع بیش از یک میلیون تن افراد دارای معلولیت تنها یکصد وچهل هزار تن آنان در اداره ی ملی حمایت از افراد دارای معلولیت ثبت وراجستر گردیده وماهانه مبلغ ناچیزی را از این اداره به عنوان مستمری دریافت می دارند به هیچ وجه کفاف زنده گی آنان را نه میکند. تازه این مستمری فقط برای معلولان جنگی پرداخته می شود ومعلولان غیر جنگی این مستمری را دریافت نه می دارند.

   تحقیر واستخفاف؛ جامعه به معلولان با دیده ی حقارت می نگرند. آنان را با القاب نامناسب وگاهی زشت مخاطب قرار میدهند، که باعث تحقیر آنان می شود. مانند: شل، لنگ، لاش وگود برای معلولان فزیکی، کر برای نا شنوان، کور برای نابینایان وگنگس ومخول برای معلولان ذهنی و… .  وحتا دیده شده که خانواده ی برای فرزندان معلول خود اهمیت کمتری نسبت به فرزندان غیر معلول خویش قایل اند وفرزندان به اصطلاح سالم خود را اهمیت بیشتری می دهند.

   مشکل همسریابی وتشکیل خانواده؛ یک فرد معلول به ساده گی تشکیل خانواده داده نه می تواند. زیرا تا جایی این مربوط می شود به جایگاه ی یک فرد در ذهنیت اجتماعی ونیز شکل وظاهر یک شخص؛ واز اینکه ذهنیت اجتماعی برای فرد معلول جایگاه خوبی قایل نه می باشد کمتر کسی حاضر می شود با یک فرد معلول وصلت کند وپیوند زناشویی ببندد وتشکیل خانواده بدهد. به ویژه که معلولان وضعیت اقتصادی  خوبی نه می داشته باشند وجامعه فکر می کند که او از عهده ی مخارج زنده گی بر آمده نه می تواند.

   انزوا وافسرده گی؛ از اینکه جامعه معلولان را دست کم می گیرند واهمیت یک فرد سالم را برایش قایل نیست ودر جایگاه یک شخص غیر معلول اورا نه می بیند ومحاسبه نه میکند خیلی از افراد دارای معلولیت گرفتار عقده ی حقارت می شوند ودر برابر سایر افراد جامعه به نحوی واکنشی می گردند وتوان تعامل عادی با دیگران را از دست میدهند واین پیامد های ناگواری را برایش به بار می اورد. از پیامد های این وضعیت یکی به انزوا رفتن وگوشه گیری است وسرانجام ممکن است این گوشه گیری تحمیل شده به بیماری افسرده گی نزد معلولان منجر شود.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید