روزنامه اصلاح

روند جاری مذاکرات صلح؛ از ادعای پیشرفت در گفتگوها تا تشدید خونریزی‌ها

همزمان با هفتمین دور مذاکرات میان هیئت امریکایی به رهبری زلمی خلیلزاد و نمایندگان گروه طالبان و همچنین نشست صلح بین الافغانی میان طالبان و شماری از چهره‌های سیاسی و فعالان مدنی افغانستان؛ خشونت ها در افغانستان اوج گرفته و از شهروندان این کشور قربانی می گیرد. تنها در دو رویدادی که طی دو روز متوالی در شهر غزنی اتفاق افتاد، ده ها تن از باشندگان شهر غزنی شهید و جمع دیگری متاسفانه شهید شدند. رویداد اول در مسجدی در شهر غزنی و رویداد دوم در پیش روی حوزه ی ششم امنیتی شهر غزنی اتفاق افتاده است. چند روز پیش در یک حمله‌ی هراس افگنانه در ناحیه‌ی شانزدهم شهر کابل بیش از یکصد تن زخمی و چند تن دیگر شهید شدند. گروه طالبان مسئوولیت هر دو رویداد را بر عهده گرفته است.

همانگونه که گفته شد این حملات درست در حالی انجام می‌شود که دور هفتم گفتگو های صلح میان هیئت مذاکره کننده‌ی امریکایی و نمایندگان گروه طالبان از هفت روز به اینسو و مذاکرات بین الافغانی با اشتراک  نمایندگان احزاب سیاسی، فعالان حقوق زن،  نهادهای جامعه‌ی مدنی، اهل رسانه و شورای عالی صلح و حکومت افغانستان؛ اما نه به نمایندگی از دولت بلکه از آدرس های شخصی، از روز  گذشته در قطر جریان است. هدف از این دو نشست، تلاش برای تحقق صلح در افغانستان و نزدیک کردن دیدگاه های دولت افغانستان وگروه طالبان برای رسیدن به صلح و پایان جنگ در کشور خوانده شده است.

      هر یک از دو طرف مذاکره کننده در هفتمین دور مذاکرات هیئت مذاکره کننده‌ی امریکایی وگروه طالبان، مدعی پیشرفت در روند گفتگو ها شده وگفته اند که کم از کم در دو مورد(ترتیب جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی از  افغانستان و تضمین عدم تهدید منافع امریکا وهم پیمانانش از قلمرو افغانستان به توافق نهایی نزدیک شده اند. اما بر اساس آنچه که رسانه ها از دوحه گزارش داده اند به خاطر مذاکره‌ی بین الافغانی که از روز گذشته آغاز یافته وتا پایان روز دوشنبه ادامه خواهد یافت، دو طرف مذاکره کننده(هیئت امریکایی و نمایندگان طالبان) گفتگو های خود شان را تا روز سه شنبه توقف داده اند. بحث روی دو موضوع باقیمانده، برقراری آتش بس وگفتگوی رو در رو و مستقیم میان دولت افغانستان وگروه طالبان پس از روز سه شنبه پی گرفته خواهد شد.

مذاکره‌ی بین الافغانی به نشستی گفته می شود که از روز گذشته با اشتراک بیش از هفتاد تن از افغان ها به شمول هفده تن از نمایندگان گروه طالبان در شهر دوحه‌ی قطر کار خود را آغاز کرده و قرار است که این نشست زمینه‌ی نشست نمایندگان حکومت افغانستان وگروه طالبان را فراهم آورد. این نشست به ابتکار نماینده ی کشور فدرال آلمان وبه حمایت مقامات قطری برگزار شده و به صورت مشترک از سوی این دو کشور مدیریت می شود. هدف از این نشست همانگونه که گفته شده تلاش برای نزدیک کردن دیدگاه اطراف درگیر در افغانستان به خصوص دولت افغانستان وگروه طالبان و نیز تسهیل در راستای توافقات صلح وپایان جنگ در افغانستان است.

اما همانگونه که گفته شد این سلسله نشست ها و نیز این گفتگو ها همزمان شده با تشدید درگیری ها و بالا گرفتن موج خونریزی ها در کشور. در روز های اخیر که این گفتگو ها در جریان بوده ده ها مورد درگیری در نقاط مختلف کشور روی داده وباعث شهادت ونیز جراحت عمدتاً غیر نظامیان وافراد ملکی گردیده وده ها تن شهید و صدها تن زخمی بر جای گذاشته است. در رویدادی که روز گذشته پیش روی حوزه ی ششم شهر غزنی اتفاق افتاد با آنکه منابع رسمی گفته است هفتاد و هشت غیر نظامی زخمی شده اند، اما برخی منابع غیر رسمی مدعی گردیده که نزدیک به دوصد تن از غیر نظامیان در این رویداد زخمی شده اند که نزدیک به نیمی از زخمیان را شاگردان مکاتب تشکیل میدهد.

سوال اما این است که چرا در فرصت زمانی‌ای که دو طرف مذاکره کننده از نتایج به دست آمده از روند جاری گفتگو ها اظهار رضائیت میکنند و هر دو طرف ادعای پیشرفت در زمینه ی رسیدن به توافقات نسبی می کنند، خشونت ها باید تشدید یابد و موج خونریزی ها بالا بگیرد؟

برخی ها این فرایند را طبیعی میدانند و باور دارند که طبیعت فرایند های صلح و جنگ این چنین است که هر یک از طرف‌های درگیر در بحبوحه‌ی گفتگو ها وحتا در آستانه‌ی رسیدن به توافق تلاش می‌کنند که به درگیری ها شدت ببخشند تا بتوانند توان چانه زنی خود شان در جریان گفتگو ها را بالا ببرند وبا شدت بخشیدن به درگیری ها بکوشند از جانب مقابل امتیاز بیشتری بگیرند. طالبان هم مطابق این فرمول می کوشند تا با شدت بخشیدن به خشونت ها ونیز با اجرای عملیات های سهمگین وگسترش دامنه ی خونریزی ها به میزان توانایی سیاستگران خود شان در روند گفتگو ها افزوده وامتیاز بیشتری در میدان گفتگو های سیاسی به دست بیاورند. گروه طالبان با صدور اعلامیه های متفاوت مسئوولیت این حملات را به عهده گرفته وگفته اند که این کار آنان بوده و مدعی شده که تلفات و خساراتی را بر منسوبان نهاد های ملی امنیتی ودفاعی افغانستان وارد آورده اند.

اما برخی دیگر این وضعیت را نشانه‌ی تشتت و چندگانگی میان نظامیان و جنگجویان گروه طالبان و سیاستگران این گروه می دانند و معتقد اند که نظامیان این گروه راه خود شان را می روند وگوش فرماندهان این گروه در میادین نبرد در داخل کشور به آنچه که سیاستگران انجام میدهند چندان بدهکار نمی باشد و این فرماندهان وجنگجویان آنچه که خود لازم می بینند اجرا می‌کنند و انجام میدهند. از همین جا این خوف را مطرح می کنند که ممکن است حتا پس از امضای توافق صلح میان ایالات متحده ی امریکا و سیاستگران گروه طالبان، این فرماندهان به فیصله های و مواد
توافقنامه ی صلح تمکین نکرده وبه جنگ و خشونت در کشور ادامه دهند. برخی ها این احتمال را مطرح میکنند که شاید برخی از این فرماندهان که به جنگ  خو گرفته وبه خونریزی عادت کرده اند، پس از امضای توافقنامه ی صلح صفوف این گروه را ترک کرده وبه صفوف داعشیان پیوسته وبه صورت دیگری جنگ وخشونت را دوام دهند وبه خونریزی در کشور ادامه دهند.

اما برخی دیگر این احتمال را مطرح میکنند که حد اقل قسمتی از این خشونت ها کار گروه های هراس افگن دیگری بوده باشد که در حال حاضر مصروف هراس افگنی در افغانستان اند. پیش از این گفته شده بود که در حدود بیست گروه تروریستی در قلمرو افغانستان فعال اند و عملیات هراس افگنانه را انجام می‌دهند وبه کنشگری هراس افگنانه می پردازند. این عده می گویند که طالبان برای بزرگنمایی مسئوولیت این نوع رویداد ها را به عهده می‌گیرند، در حالیکه برخی از نوع کنش ها کار آنان نه، بلکه کار سایر گروه های هراس افگنی است که در افغانستان فعال اند وبه ترور ودهشت می پردازند.

چه باید بشود؟

هر چه باشد باور ها بر این است که لازم است تا دو کار به صورت همزمان صورت بگیرد.

یکی اینکه لازم است بحث آتش بس و ضرورت پایان خشونت ها و خونریزی ها به عنوان بخشی از فرایند گفتگوها و مذاکرات صلح قرار داده شود. باید به گفتگو کنندگان گروه طالبان فهمانده شود که به پایان دادن به خشونت ها به عنوان سند صداقت شان در گفتگو ها نگریسته واز آنان خواسته شود که الزاما از رهبران خود شان بخواهند به فرماندهان خود شان در داخل کشور هدایت دهند تا با آتش بس موافقه کنند و میزان خشونت ها را کاهش دهند. آتش بس در حقیقت مقدمه‌ای برای صلح در کشور است. هرگاه آنان به آتش بس به عنوان یک گزینه‌ی جدی ننگرند واز میزان خشونت ها نکاهند، هیچ باوری نسبت به صلح طلبی این گروه شکل نمی گیرد. 

دوم اینکه ضرورت است که نهادهای ملی امنیتی و دفاعی کشور و همچنان شرکای بین‌المللی افغانستان که نیروهای شان در پوشش ماموریت حمایت قاطع در افغانستان حضور دارند در برابر گروه های هراس افگن و نیز در زمینه‌ی پیشگیری از کنشگری هراس افگنانه‌ی مخالفان مسلح نظام واز جمله گروه طالبان به صورت دقیق برنامه ریزی و طرح پلان وپالیسی کنند وبه صورت جدی مانع گسترش دامنه‌ی خشونت ها در این کشور شوند. با آنکه شهروندان کشور به نیروهای ملی امنیتی و دفاعی کشور خود شان اطمینان کامل و باور و اعتماد وافر دارند؛ اما نسبت به برخی عملکرد ها منتقد می باشند و باور دارند که خیلی از این کنشگری ها و فعالیت های گروه های هراس افگن قابل پیشگیری است. شهروندان به این باور اند که نهادهای کشفی و استخباراتی باید بیش از این فعال بوده، تمام کنشگری این گروه ها را زیر نظر گرفته و باید پیش از اینکه آنان دست به این گونه اعمال بزنند، شناسایی و توطیه ها و دسایس شان در نطفه خنثی شود.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید