روزنامه اصلاح

روز هنر و زندگی دشوار هنرمندان کشور

    شانزدهم ماه میزان برابر با هشتم ماه اکتوبر به عنوان روز هنر در تقویم ملی کشور به ثبت رسیده است؛ تا زمینه ی را ایجاد کند برای بزرگداشت از مقام ومنزلت هنرمندان وبحث از شرایط زنده گی آنان و وبررسی وضعیت هنر در کشور از سوی مراکز اکادمیک وعلمی، رسانه ها، نهاد های هنری وصاحب نظران عرصه ی هنر وتا اینکه با به پخته گی رسیدن بحث، ظرفیت ها وپتانسیل های موجود شناسایی گردیده ومشکلات وچالش های موجود برملا گردیده حکومت وبخش خصوصی وموسسات بین المللی که در عرصه های هنری کار میکنند را قادر بسازد پلان ها وبرنامه های کاری خود را طرح وبه اجرا گذاشته وازین راه پدیده های هنری را رونق وتوسعه بخشند. در ابتدا اشاره به دو موضوع لازم است.

    یکی اینکه وقتی از هنر صحبت میکنیم بیشتر مراد ما مظاهر ونماد های هنری مانند سینما، تیاتر، موسیقی، هنر های تجسمی، شعر و داستان نویسی، خطاطی ونقاشی و…، می باشد که از آن ها گاهی به عنوان هفت شهر هنر یاد شده وسخن زده میشود.

    دوم اینکه صاحب نظران واندیشه ورزان هنر را همزاد انسان دانسته واذعان به این دارند که حتا همان انسان های بدوی هم با تکیه بر استعداد ذاتی هنر پروری وهنر آفرینی خود پدیده هایی را خلق کرده اند که ما ان ها را مصادیق هنر میدانیم. افغانستان با پیشینه ی تاریخی درازی که دارد یکی از کهن ترین مهد هنر بوده ونشانه های فراوانی از هنر ومصادیق آن در داشته های تاریخی کشور به وضوح قابل مشاهده بوده وپدیده های هنری ماندگاری را حتا در حال حاضر نیز در اختیار داریم. افغانستان معاصر نیز از نقطه ی نظر آفرینش های پدیده های هنری در میان کشور های منطقه افتخاراتی را شاهد است که افغانهای هنردوست آن را افریده وبه نام خود وکشور به ثبت رسانده است.

    اما متاسفانه در سال های پسین نسبت موجودیت جنگ ونا امنی ومشکلات وچالش های برخاسته از آن هنر وهنرمندان با سرنوشت تلخی مواجه گردیده وچهار دهه جنگ وخشونت در کنار سایر مظاهر زنده گی هنر، پدیده های هنری وهنرمندان را سخت متاثر ساخته که میتوان این مرحله را دوره فترت هنری وتوقفی در مسیر هنر وآفرینش های هنری تلقی کرد ودوره ی که سبب شد هنرمندان دشواری های فراوانی را به تجربه گرفته وجامعه ی هنری از به یک حالت ایستایی وتوقف رسیده واستعداد های هنر آفرین از زایش وافرینش باز مانده وبا تاسف که نتوانسته ایم انگونه که لازم بود درخشش وشگوفایی را شاهد باشیم.

هنر در این دوره

    با به میان آمدن برهه ی جدید تاریخی پس از سقوط امارت طالبان وایجاد نظام جدید کشور پس از بن عرصه ی هنری مانند هر عرصه ی دیگری مرحله ی جدیدی از حیات خود را به تجربه گرفت وجامعه ی هنری کشور با بهره گیری از فضای جدیدی که به میان آمد تحرکی به خود داده وتلاش های پیگیرانه ی از سوی هنرمندان ونهاد های هنری به راه افتاد تا به دوره ی فترت هنری پایان داده شده وآغاز فصل جدیدی را شاهد باشیم که بار دیگر استعداد هنر آفرین افغان ها به زایش افتاده و افرینش های جدیدی را در این دوره به تجربه بگیریم.

    سینما، تیاتر، موسیقی، هنر های تجسمی، شعر و داستان نویسی، خطاطی ونقاشی و…، کشور ما بار دیگر به حرکت در آمده ومانند دهه ها قبل وهمچون ممالک دیگر منطقه وجهان به تولید وخلق وآفرینش های آثار ارزشمند هنری پرداخته ومفاخر تازه ی را نصیب مردم وکشور ما سازند. مفاخر بزرگ وبهینی که هر یک از شهروندان کشور با آن افتخار نمایند وباعث شود تا فرهنگ ما شگوفا گردیده وسیر خود به سوی ترقی وتوسعه را بالنده طی کرده وبه اوج رفعت وشهرت برسد.

   اما متاسفانه چنین نشد وما شاهد فراز آمدن هنر در این دوره نبودیم. درست است که تحرکاتی ولو اندک وبطی وکند از سوی برخی افراد هنر پرور ودلسوز به پدیده های هنری به راه افتاد وبا توجه به قوانین جدید ومناسبات ایجاد شده بر بنیاد آن شاهد برخی پویایی وتحرک از طرف آن ها در عرصه ی تولید وآفرینش هایی بودیم اما با تاسف که خود جامعه ی هنری ما از این اندازه تحرک راضی به نظر نمی رسند وتولید و آفرینش های این دوره کوتاه را بسنده نمی دانند.

    به عنوان نمونه در عرصه ی موسیقی برخی از رسانه ها ونیز برخی از چهره ها تشبثاتی کردند وتا حدودی تولیداتی هم در این عرصه پدید آمد وتحرکی ولو بطی کند واندک آغاز یافت اما این نتوانست به یک حرکت بالنده تبدیل شود که بتواند با حرکت نهاد های هنری موسیقی در سطح منطقه وجهان برابر نموده و موسیقی ما را در حدی بالا ببرد که با آن ها برابری کند.

    در عرصه ی سینما هم چنین چیزی را شاهد بوده ایم. بخش غیر دولتی ونهاد های خصوصی نظر به بخش دولتی درخشش خوبی داشته وما در سالیان پسا طالبان شاهد افرینش هایی در این عرصه بودیم. برخی فیلم ها وسریال های تولید شده در کشور از سوی بخش غیر حکومتی توانست تا جشنواره های بین المللی راه خود را باز کرده وبرخی جوایزی را هم دریافت داشتند که در جای خود بسیار ارزشمند ومثال زدنی بوده وگواه زحمت وتلاش هنرمندان کشور وخلق افتخاراتی از سوی آنان می باشد. اما این به هیچ صورت به این معنا نیست که ما از کلیت روند تحرک وبالنده گی کشور در عرصه سینما راضی شویم وفرایند ها را بسنده دانسته وقناعت بخش ارزیابی کنیم.

    تیاتر ما هم با آنکه خوابیده نبوده وهنرمندان عرصه ی تیاتر تحرک زاینده ی را در خلق پدیده ها وآثار داشته اند ونگذاشتند که تیاتر کشور همان کور سویی را که داشته به کلی خاموش گردیده وصحنه را از دست داده ودل هنر دوستان را یکباره گی خالی نماید وما شاهد هیچ تحرکی در این عرصه نباشیم وتولیدی نداشته باشیم وهنر تیاتر برای همیشه از میان ما رخت بسته وبه تاریخ سپرده شود. با تلاش هایی که از سوی هنرمندان تیاتر صورت گرفته ثمره ی حد اقلی ان حفظ ونگهداشت افتخارات گذشته وپرورش استعدادهای نو وخلق برخی اثار ارزشمندی می باشد. اما بدون شک فعالان وآفرینشگران عرصه ی تیاتر به این راضی نه خواهند بود وبه این مقدار بسنده خواهند کرد.

    سایر عرصه ها عین سرنوشت را دارد. با انکه تلاش هایی خوبی از سوی فرزندان کشور در عرصه های مختلف هنری بوده وزحمات قابل قدری را متحمل گردیده وآثاری را خلق کرده وافرینش هایی را از سوی آنان شاهد بوده ایم؛ اما با تاسف که به هیچ صورت نمیتوان گفت که این مقدار بسنده بوده وموجبات رضایت مردم ما وبه ویژه جامعه ی هنری را فراهم کرده میتواند. افرینش های ادبی، خلق آثار خطاطی و نقاشی وتولید آثار ناب هنر های تجسمی و…، به اندازه ی که در این سالها شاهدش بودیم ارزشمند است اما به هیچ صورت کافی نمی باشد. ونه ما را در مقایسه با سایر جوامع منطقه در موقعیتی قرار میدهد که مدعی بالا بودن یک سر وگردن از انها گردیم.

عوامل چی بوده؟

    عمده ترین عامل وام المشاکل در این زمینه، مانند هر عرصه ی دیگر جنگ وخشونت ودوام نا امنی می باشد؛ که متاسفانه باعث آن شده که همه توان وتوشه ی اقتصادی وفکری وذهنی را در مبارزه با آن هزینه کرده وهمه ی همت خود را بر این متمرکز سازیم که جنگ را ببریم وعوامل نا امنی در کشور را برای همیشه نابود کرده وصلح وامن واستقرار را در کشور حاکم کنیم. این باعث شده که همه ی مسایل دیگر و از جمله پرداختن به مسایل هنری وفرهنگی در درجه بعدتر از از نگاه اهمیت قرار گرفته ویا هم باعث شده که فکر وذهن آرام که شرط اساسی خلاقیت های هنری به سان خلاقیت ها در دیگر بخش ها می باشد از میان شهروندان رخت بر بندد واهمیت به مسایلی داده شود که حیات فردی واجتماعی ما به آن بسته گی دارد وبدون آن ما نخواهند توانستیم که زنده بمانیم.

   ازین که بگذریم امکانات مالی، هزینه های فکری وذهنی وزمینه های علمی واکادمیک مورد نیاز تحرک در عرصه های هنری به اندازه ی در اختیار جامعه ی هنری ما قرار نداشته که با اتکا به آن بتوانند یک تلاش سازمان یافته، نیرومند، با کیفیت ومعیارمندی را بیاغازند که به افرینش به سان دیگر جوامع هنری پیرامون ما در کشور های همسایه ومنطقه ودر نهایت جهان منجر گردیده وآثاری خلق وآفریده شود که با اثار آنان برابری کرده وتوان رقابت را حفظ کند ودر میادین مسابقات بین المللی مقام وجوایز را به دست اورده و در سطح ملی وداخلی نیاز مردم ما به آثار هنری را بر آورده کرده ومرفوع بسازد ورسانه های ما را از تولیدات دیگران بی نیاز سازد. تلویزیون ها، سینما ها ورسانه های کیبلی و…، ما هنوز متکی به فرآورده های هنری دیگر کشور ها بوده وآثار وتولیدات ان ها به نمایش میگذارند که سبب انتقاد هایی هم گردیده وتعدادی از صاحب نظران واندیشه ورزان ومنتقدان کار رسانه ی دغدغه ی خود از ترویج فرهنگ وارزش های دیگران که گاهی با فرهنگ وارزش های ملی ما منافات هم به هم میرسانند پنهان نکرده وبر رسانه های داخلی بابت آن خرده بگیرند وبا صدای بلند اعتراض کنند که داریم ارزش های فرهنگی دینی وتاریخی خود را با نشر این فراورده ها زیر پا میکنیم. جامعه ی هنری ما نتوانسته بدیل این آثار وفراورده ها را تولید کرده ورسانه های کشور را ازین رهگذر بی نیاز از خارج وکشور های دیگر سازند.

راه حل

    نیازی به این نیست که تاکید کنیم برای برون رفت از هر معضلی که هم اکنون گریبان ما را گرفته و برای نجات از وضعیتی که بر ما وملت ما حاکم است وبرای حرکت به سوی تغییر سرنوشتی که در این چندین دهه بر ما حکومت کرده و…، نیازمندیم جنگ را از میان برداریم. خشونت را پایان دهیم. پدیده ی نا امنی را به پایانش برسانیم. اما چگونه وبا چه ذریعه ی ؟ مشکل است که بتوان نسخه ی داد که واقعا کارساز باشد ونه ممکن است که یک شبه چنین اتفاقی بیافتد ویا در ظرفیت زمانی ماه وحتا سال چنین معجزه ی روی دهد که ما شاهد جنگ وخشونت ونا امنی نباشیم.

    اما به نظر میرسد این نمیتواند بهانه ی برای تنبلی ما باشد.

خیلی از جوامعی را سراغ داریم که در عین آن که جنگ را به پیش برده اند وهزینه های کمر شکنی را برای پیشبرد جنگ به مصرف رسانیده ونیروی بشری زیادی را در راستای بردن جنگ بسیج کرده اما نهادهای علمی واکادمیک ونهادی هنری وفرهنگی آن ها نخوابیده بلکه با انگیزه وتحرک وبا به خرج دادن ابتکار وبا به دست گرفتن اختیار عرصه های مربوط به هنر وفرهنگ خلاقیت هایی را به خرج داده اند که توانسته اند از نقطه ی نظر فکری وارزشی بر فرهنگ جنگ وخشونت غلبه کرده و از نقطه نظر ذهنی وباور های اعتقادی شهروندان خود را قانع ساخته اند که دست از جنگ بکشند ویا هم به دفاع از ارزش های شان به جبهات جنگ بشتابند واز ارزش های خاصی که مورد حمایت دولت های شان بوده به دفاع برخیزند.

    به نظر میرسد ما هم میتوانیم چنین انگیزه ی را خلق کنیم نهاد های علمی واکادمیک ونهاد های مدیریتی عرصه های هنری وفرهنگی ما به گونه ی برنامه ریزی کنند که بتوانند با بهره گیری از ظرفیت های موجود وبه خصوص شرایط مناسب قانونی وروحیه ی مساعد همکاری نهاد های حکومتی وبا اتکا بر نیروی بشری جوان بالنده وشگوفا وبا برنامه ریزی دقیق وعملی وکارآ بستری را به وجود بیاوریم که فعالیت های هنری و تلاش های فرهنگی در ان رونق بیش از پیش یافته وما شاهد شگوفایی وبالنده گی در این عرصه باشیم. 

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید