روزنامه اصلاح

روز جهانی کارگر و معضل بیکاری در افغانستان

روز بین المللی کار در حالی فرا رسید که کشورهای جهان گرفتار بلای مهلکی به نام ویروس کرونا استند که بیش از هر قشر وطبقه ای دیگر، کارگران از آن متضرر شده است. شیوع ویروس کرونا باعث گردیده که میلیون ها تن کارگر مشاغل خود را از دست داده و برای مدت نا معلومی بیکار شوند وعایدات خود شانرا از دست بدهند. واین یعنی که فقر گسترده تر شده و مشکلات وچالش های اقتصادی بیشتر گردیده وتعداد بیشتری از شهروندان جهان به صف فقرا بپیوندند.

ودر افغانستان نیز شیوع کرونا باعث آن شده که میلیون ها تن از کارگران خانه نشین شوند و کار خود را از دست بدهند. اتحادیه ی کارکنان و کارگران در آستانه ی فرا رسیدن روز بین المللی کارگر اعلام کرد که شیوع ویروس کرونا سبب گردیده که دو میلیون تن از گارگران کارهای خود را از دست داده وبیکار شوند. با بیکار شدن این میزان کارگر خانواده های زیادی اند که عایدات خود را از دست داده وبه مشکل ناداری و بی چیزی گرفتار شوند.

افغانستان پیش از این نیز با مشکل اشتغال رو به رو بود ونرخ بیکاری در افغانستان از گذشته هم طور سرسام آوری بلند بود. گرچه آمار دقیقی از میزان بیکاران در افغانستان هیچگاهی به نشر نه رسیده واما قرار اظهار نظر هایی که از سوی برخی نهاد های حامی کارگران به عمل آمده، میزان بیکاران در افغانستان به میلیون ها تن بالغ می شده است. آمار افراد بیکار دو میلیون، چهار میلیون، هشت میلیون ویازده میلیون تن تخمین گردیده است. که از نظر فیصدی تا چهل فی صد افرادی در سن و توانایی کار کردن را شامل می شده است. اما وزارت کار وامور اجتماعی پیش از این میزان افراد بیکار را دومیلیون تن اعلام کرده بوده است.

عمده ترین دلایل بیکاری در افغانستان دوام جنگ و خشونت وعوامل نا امن کننده، بی ثباتی سیاسی و اخیرا شیوع ویروس کرونا وخطرات برخاسته از آن و اعمال مقررات محدودیت گشت وگذار غیر ضروری و ممنوعیت اجتماعات به هدف پیشگیری از گسترش آن در مقیاس کشوری بوده است. در این نوشته هر یک از این عوامل را بررسی میکنیم.

نا امنی و اثرات ناگوار آن بر کار و اشتغال؛

گرچه افغانستان از سال های دور در آتش نا امنی می سوخته است و حتا در پس از ۲۰۰۱ که در سال های اخیر یک فصل طلایی در روند حیات ملی ما گفته می شود کشور ما به گونه ی مزمن در گرداب بد امنی ودور باطل خونریزی وخشونت دست وپنجه نرم می کرده است؛ واما پس از سال ۲۰۱۴ با پایان یافتن ماموریت و خروج بخش اصلی نیرو های خارجی از افغانستان وانتقال مسئوولیت های امنیتی به نیروهای ملی امنیتی ودفاعی کشور چرخه ی خشونت ها به اوج خود رسید و دشمنان افغانستان با تاثر از این خیال خام خود که میتوانند در نبود قوای خارجی بر دولت ومردم افغانستان پیروز شده واز راه نظامی غایله را به نفع خود خاتمه وقدرت را در افغانستان به دست گرفته و بار دیگر به قدرت برگردند؛ بر فشار های نظامی افزودند و خشونت وخونریزی را به چندین پیمانه بیشتر کردند. دوام چرخه ی دور باطل خشونت ها باعث شد تا:

یک؛ نه تنها سرمایه گذاران بیرونی، که حتا سرمایه گذاران خود افغانستان کشور را ترک کرده و به بیرون کردن سرمایه های خود از افغانستان به کشور های دیگر اقدام کنند وبه کار در افغانستان پایان دهند. این باعث شد که کار اکثریت پروژه های بزرگ متوقف واز اثر آن فرصت های شغلی مرتبط با ان ها از بین رفته واشتغال وکار محدود شود.

دو؛ با خروج نظامیان خارجی، اکثر موسسات خارجی که برای آنان ارایه ی خدمات میکردند به شمول شرکت های پیمانکار خارجی نیز افغانستان را ترک کردند وآن تعداد کارگران افغان که در این موسسات شاغل بودند بیکار شدند.

سه؛ با کاهش وحتا ختم سرمایه گذاری در سکتور های مختلف واز جمله صنایع استخراجی، صنعت حمل و نقل وصنعت ساختمان سازی و…، فرصت های شغلی مرتبط با آن ها نیز از بین رفت وافراد زیادی بیکار شدند وافراد زیاد دیگری که در آرزوی یافتن کار در این یکی از این سکتور ها بودند هیچگاهی صاحب شغل نه شدند.

بی ثباتی سیاسی وپبامد های آن  بر بازار کار؛

افغانستان پس از ۲۰۱۴ پا به مرحله ای گذاشت که کمتر کسی به دوام اوضاع به گونه ی نزدیک به یک و نیم دهه ی پیش از آن باورمند بود وهمزمان با خروج هزاران سرباز خارجی وترک افغانستان از سوی نهادهای مربوط به کشور های دیگر که در یک ونیم دهه در عرصه های مختلف در افغانستان شاغل بودند؛ در کمال ناباوری به ظرفیت ها و توانمندی ها اداره ی اوضاع به خود افغان ها سپرده شد. واین همزمان گردیده بود با پایان اعتبار قانونی دولت پیشین وبرگزاری انتخابات و حتا کاهش چشمگیر کمک های بین المللی و این باعث شد که ثبات سیاسی در کشور با یک چالش بزرگی مواجه شود وبا جنجالی شدن پروسه ی انتخابات در آن زمان ریایت جمهوری برخی سخن از فروپاشی سیاسی در کشور را مطرح ونسبت به آن ابراز نگرانی می کردند.

گرچه با درایتی که به خرج داده شد چنین اتفاقی هرگز نیافتاد و دولت جدید زیر عنوان حکومت وحدت ملی شکل گرفت و حیات ملی ما در تحت اداره ی نظام جدید ادامه یافت وتا حد زیادی از فروریزی سیاسی که نسبت بدان ابراز نگرانی می شد جلوگیری به عمل آمد واما ثبات سیاسی پایدار آنگونه که نیاز بود وانتظار می رفت تامین نگردید وجنجال ها وکشمکش ها میان جناح های تشکیل دهنده زیر سایه ی حکومت وحدت ملی که بار ها از سوی مقام های عالیرتبه ی نظام از آن به عنوان یک تجربه ی ناکام قلمداد گردید؛ به نحوی ادامه یافت و پیوسته اثرات ناگواری را بر ثبات سیاسی در کشور به وجود می آورد.

تا اینکه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال پار این کشمکش ها به اوج خود رسید واین روز ها سایه ی سنگین خود را نه تنها بر ثبات که بر کلیت اوضاع  واز جمله روابط بیرونی و امنبت کشور پهن کرده است. و به همین اندازه اثرات ناگواری بالای عرصه ی اقتصادی به خصوص سرمایه گذاری و بازار کار کشور انداخته است. ثبات شکننده ی سیاسی در سال های گذشته ونیز در زمان حاضر یکی از عوامل مهم کاهش میزان سرمایه گذاری و در نتیجه کاستن از رونق کار وبار ونیز از میان رفتن فرصت های شغلی وافزایش میزان بیکاری می باشد. در نتیجه ی کاهش سرمایه گذاری بیکاری در کشور به اوج خود رسیده ومیلیون ها تن کار وبار خود را از دست داده و گرفتار فقر وناداری شده است.

چند روز پیش از یک نهاد بین المللی تحقیقاتی در گزارشی افغانستان را یکی از سه کشوری دانست که گرفتار بحران غذایی است وقرار این گزارش یازده میلیون وسه صد هزار تن از شهروندان افغانستان مصئونیت غذایی نه داشته و به غذای کافی دسترسی نه دارند. طبق یک گزارش دیگر هفت میلیون کودک در افغانستان از گرسنه گی وعدم دسترسی به غذای کافی رنج می برند.

در حال حاضر خطر گسترش شیوع ویروس کرونا در کشور اوضاع کار و بار را خرابتر کرده و اثرات مخرب وناگواری را بر زنده گی کارگران به خصوص کارگران برجای گذاشته است. آنگونه که در آغاز این نوشته به نقل از اتحادیه ی ملی کارگران آوردیم پس از وضعیت کرونایی شدن کشور جدیدا دو میلیون تن از کارگران که بیشترین تعداد آنان را کارگران روزمزد و فروشنده گان ودست فروشان تشکیل میدهد شغل خود را از دست داده و بیکار گردیده اند.

چه باید بشود؟

این همه می طلبد که در این خصوص و برای برون رفت از این معضل بزرگ اجتماعی به صورت دقیق برنامه ریزی شود و خیلی ضرور است تا یک اقدام اساسی صورت بگیرد. و اما اینکه چه گونه؟ این به نهاد های مسئوول در دولت افغانستان بر می گردد تا در این راستا یک فکر اساسی بکنند. آنچه را که دولت افغانستان اعلام کرده ودر پیام اخیر رییس جمهور نیز از آن تذکر رفته وگفته شده است که برای از بین بردن معضل بیکاری دولت برنامه هایی در دست اجرا دارد، باید هر چه زود تر که ممکن باشد جامه ی عمل به خود باید بپوشد و برنامه های رییس جمهور در این زمینه عملی شود وبا موثریت تطبیق گردد.

زیاد مهم است که قناعت و رضایت سرمایه گذاران داخلی وخارجی فراهم گردد وهمه ی تدابیر مورد نیاز چه در زمینه های تقنین وپالیسی ویا در مورد تضمین های امنیتی ویا هم در مورد در نظر گرفتن مشوق ها برای سرمایه گذارانی که حاضر به سرمایه گذاری بالای پروژه های بزرگ وزیربنایی کشور گردند، سنجیده شده وبه منصه ی اجرا گذاشته شود تازمینه ی کار واشتغال فراهم آمده وفرصت های شغلی پیدا شود.

وزارت ها واداشته شوند تا کار تطبیق  پروژه های توسعوی خود را هر چه زودتر آغاز کنند تا در نتیجه فرصت های اشتغال و کار برای شهروندان به وجود بیاید وخانواده ها از این مدرک صاحب عاید و درآمد شوند و از فقر وناداری بیرون شوند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید