روزنامه اصلاح

  روز جهانی عصای سفید و مشکلات نابینایان افغانستان

   پانزدهم اکتوبر که برابر است با بیست وسوم ماه میزان، در تقویم بین المللی به عنوان روز جهانی عصای سفید به ثبت رسیده است. ازین روز سالانه در کشور های مختلف به نیکی بزرگداشت به عمل می اید وبا استفاده از این فرصت بحث های مفصلی در سطح رسانه ها ونهاد های ذیربط ودر محافل ومجالسی که به گرامیداشت ازین روز برگزار میگردد به راه انداخته شده وراجع به وضعیت زنده گی ومشکلات موجود در فرایند های مربوط به حیات نابینایان ارزیابی وبررسی همه جانبه به عمل آمده وبرای یافتن راه حل مشکلات تصامیم اتخاذ میگردد.

    افغانستان در حالی ازین روز بزرگداشت مینماید که بنا بر ارقام منتشر شده نزدیک به نیم میلیون تن از شهروندان کشور گرفتار نوعی مشکل بینایی می باشند. واین تعداد از شهروندان متاسفانه مشکلات وچالش هایی بی شماری را تجربه میکنند ومعمولا زنده گی دشواری را دارند. ما در این نوشته ی کوتاه برخی از مشکلات نابینایان را به بحث میکشیم.

دیدگاه منفی

    اکثریت نزدیک به اتفاق افراد جامعه نسبت به نابینایان بلکه در مجموع نسبت به افراد دارای معلولیت دید مثبتی ندارند. از نظر این تعداد از افراد جامعه نابینایان بلکه تمام افراد دارای معلولیت به هیچ یک از افرادی که دارای معلولیت  نمی باشند برابری کرده نمیتوانند ودر حقیقت آنان انسان های درجه دوم بوده ومطابق برخی باور های سنتی مورد خشم وغضب خداوند قرار داشته ونسبت برخی عواملی از لطف وعنایت خدا که سلامتی وتندرستی می باشد محروم پنداشته میشوند.

    وازین جهت که معلولیت باعث ایجاد برخی محدودیت هایی نزد افراد دارای معلولیت واز جمله نابینایان شده وسبب میشود که انان نتوانند مانند افرادی که معلولیتی ندارند در زمینه های مختلف مربوط به زنده گی حصه گرفته وکار ها ووظایف محوله را به درستی انجام دهند؛ جامعه آنان را شهروندان اثر گذار بر فرایند های مربوط به زنده گی ندانسته وشهروندان درجه دوم بدانند وحد اقل نسبت به انان به عنوان انسان های قابل ترحم ومستحق لطف وعنایت بنگرند. انسان هایی که لازم است دیگران به انان ببخشایند ودر حق شان لطف وعنایتی روا دارند.

    خانواده هایی که یکی از اعضای شان نابینا باشد خود شان را در پیشگاه جامعه ودیده گان سایر افراد و نحله های اجتماع کم وبه نحوی ملامت احساس کرده واز آفتابی شدن وحضور عضو نابینای شان در میان جامعه احساس جلوگیری میکنند ومانع آن میشود که این عضو خانواده در محافل و مجالس رسمی ونشست های مربوط به زنده گی جمعی حضور بهم رسانیده وشرکت کند.

به کار گیری القاب زشت  

     یکی دیگر از این مشکلات استفاده القاب وصفات زشت در برابر نابینایان است. بیشترینه افراد جامعه القاب مانند «کور»، «قیچ» و…، را نسبت به این بخش از شهروندان کشور به کار میبرند وبه نحوی این القاب را در مورد آنان استفاده میکنند که بار تحقیر وتوهین را با خود حمل کرده وسبب این میشود که شهروندان نابینا خود را از دیگران کمتر احساس کرده ورنج ببرند.

   این تنها مشکل نابینایان نمی باشد، بلکه این مشکلی است که در مجموع افراد دارای معلولیت از آن در رنجند وافراد واشخاص القاب زشت وزننده ی را به کار میگیرند وبا انها افراد دارای معلولیت را مخاطب قرار میدهند که هر یک از این افراد با شنیدن آن القاب شدیدا رنج میبرند. استفاده ازین نوع القاب والفاظ در برابر هر یک از افراد دارای معلولیت باعث آن میشود که آنان خود را نسبت به دیگران کم تحقیر شده وناتوان وانسان های مغضوب وشکسته حس کنند ونسبت به وضعیت حاکم بر زنده گی وهم نسبت به سرنوشت شان شدیدا دچار تاسف شوند.

محرومیت از آموزش

    معلولیت نابینایی باعث آن شده که تعداد اندکی از نابینایان از نعمت تعلیم واموزش برخوردار باشند و در حال حاضر در چند ولایت محدود به شمول پایتخت مکاتبی که به صورت ویژه خدمات تعلیمی واموزشی را برای نابنیایان ارایه کند وجود دارد. وتعداد اندکی از نابینایان را تحت پوشش اموزشی اورده وزمینه ی اموزش وتعلیم انان را فراهم اورده است. امار های غیر رسمی وجود دارد که حکایت از این دارد که یکصد هزار تن از افراد دارای معلولیت نابینایی در شرایط ودر سن اموزش اند ودر صورتی که امکانات موجود باشد میتوانند آموزش ببینند واستعداد خود را شگوفان بسازند. اما ان تعداد افرادی که در حال حاضر زمینه ی اموزش وتعلیم دارند از چند هزار تن تجاوز نمی کند. ان تعداد از این افراد که وارد سیستم تحصیلات علی شده ومیتوانند که تحصیلات خود را ادامه داده واموزش های مسلکی ببینند خیلی اندک است ودر حکم هیچ است واصلا نمیتوان ان را به محاسبه اورد. به این معنا که از تعداد بیشتر از چهار صد هزار تن محصلی که در حال حاضر در داخل سیستم تحصیلات عالی مصروف فراگیری تحصیلات عالی محصلان نابینا به سختی از یکصد تن تجاوز میکند.

امتناع از استخدام؛

    بر اساس قانون حقوق وامتیازات معلولان، قانون استخدام وتعیینات کارکنان  خدمات ملکی وهم بر اساس پرنسیپ های موجود در برنامه ی عمل دولت افغانستان در مورد افراد دارای معلولیت هریک از ادارات خدمات ملکی کشور باید در سه فیصد از بست های خدمات ملکی افراد دارای معلولیت را استخدام نمایند. اما در عمل یک چنین چیزی هیچگاهی اتفاق نیافتاده ودر حال حاضر مطابق این هدایات قانونی و پرنسیپ های موجود عمل نمی شود. وادارات ملکی کشور از استخدام افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیت نابینایی سرباز میزنند. واین سبب میشود آن عده از نابینایانی که دارای تحصیلات عالی ویا تجارب واندوخته های مسلکی علمی می باشند نسبت معلولیتی که دارند از راه یافتن به این فرصت های شغلی محروم میگردند.

مشکل ازدواج؛

    افراد دارای معلولیت به ویژه نابینایان نه تنها نمیتوانند به گونه ی دلخواه ازدواج وتشکیل خانواده دهند بلکه در زمینه ی تشکیل خانواده وازدواج نیز با مشکلات ودشواری های زیادی مواجه اند. کمتر خانواده هایی حاضر میشوند رضایت دهند که یکی از اعضای خانواده ی شان با یک فرد نا بینا عروسی کنند وبا وی تشکیل خانواده دهد. این به سه دلیل می باشد. یکی اینکه به زعم خانواده ها که در حقیقت بر گرفته از باور عمومی اجتماعی می باشد، نابینا یک انسان کامل نمی باشد. دو اینکه بیشترینه اشخاص نابینا ظاهر آراسته نمی داشته باشد. وسوم اینکه شخص نابینا توان اندکی برای کار واحراز مشاغل پر در امد داشته نمی تواند عاید خوبی برای خود وخانواده رقم بزنند.

مشکل بهره‌وری از حقوق مدنی؛

    اگر روی مشارکت در انتخابات واستفاده از حق رأی به عنوان یک حق مدنی وشهروندی انگشت بمانیم نهاد های انتخاباتی کشور نتوانسته زمینه ی مطمئنی را برای مشارکت نابینایان کشور در انتخابات فراهم و بستری را ایجاد کند که نابینایان بتوانند با بهره گیری از آن در انتخابات شرکت کند واز حق رأی خود برای انتخاب نماینده ی مردم در شورای ملی استفاده نمایند. تعداد اندکی از نابینایان با خط بریل که یگانه راه خواندن ونوشتن است آشنایی دارند وآنعده از نابینایان که با خط بریل شناسایی داشته باشند دراسناد واوراق انتخاباتی وبه ویژه در برگه ی رأی دهی ازین خط استفاده نشده تا نابینایان با استفاده از آن نامزد مورد نظر خود را شناسایی کرده وبه آن رأی دهند.

    عین این اشکال در زمینه های دیگر موجود است ودر اسناد واورق رسمی در ادارات وعرصه های دیگر مانند اسناد سفر، اسناد بانک ها، بانکنوت واسناد مربوط به ارایه خدمات مانند اسناد مربوط به آب وبرق و…، نیز از خط بریل استفاده نشده وحتا انعده از نابینایانی که با آن بلدیت هم داشته باشند نمی توانند آن ها را بخوانند واز محتوای آنها با خبر شده ومشکل خود را حل وفصل کنند.

    این ها وجز اینها مشکلاتی اند که نابینایان با آن ها درگیرند وبا پیامد ها وعواقب شان دست وپنجه نرم میکنند. عواقب وپیامد هایی که باعث شده زنده گی نابینایان دشواری ها وسختی های زیادی را در خود دیده وآرامش و رفاه را از زنده گی انان سلب نماید. دولت افغانستان هم که در فکر رفع مشکلات وچالش های شهروندان وتامین عدالت وایجاد زمینه ی بهره وری همه گان از حقوق شهروندی بوده ومساعی زیادی را به کار گرفت تا بتواند این مشکلات را از بین برده ونابینایان را از پیامد ها وعواقب ناشی از آن ها ایمن سازند. در زمینه تهیه ی قوانین مورد نیاز وهم تهیه برنامه ی عمل برای تحقق اهداف مورد نظر در زمینه ایجاد رفاه وآسایش برای شهروندان دارای معلولیت دستاورد های هم داشته است اما متاسفانه در عرصه ی عملی نسبت مشکلاتی توفیق اندکی داشته است. ودر عمل نتوانسته مشکلاتی را که در فوق از آن ها نام گرفتیم مرفوع بسازد. ونتوانسته کار موثری را در سطح گسترده برای نابینایان کشور انجام دهد. 

    ایجاب میکند مطالعه ی گسترده ی در این زمینه انجام شود مشکلات وچالش ها وراه های حل وطرق رسیده گی به انها ومقابله با عواقب وپیامد های ناشی از آنها به گونه ی که بتواند باعث ایجاد رفاه واسایش شهروندان نابینای کشور گردیده وزمینه ی مشارکت شان را در همه ی فرایند های ملی در زمینه های چون سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ وپروسه های مختلف حیات ملی مهیا وفراهم سازد.

    ما نیازمندیم باور ها وفرهنگ رفتاری خود در برابر افراد دارای معلولیت واز جمله نابینایان اصلاح نموده وتغییر بدهیم تا سبب استخفاف، تحقیر وتوهین آنان را فراهم نیاورده وزمینه ی یک زنده گی شرافتمندانه را برای آنان فراهم اوریم. افراد دارای معلولیت انسان اند وشهروندان دارای حقوق شهروندی این مملکت وبرابر با هر انسان دیگری. افراد دارای معلولیت واز جمله نابینایان حق این را دارند که مانند هر شهروند دیگری از حقوق وامتیازات موجود در کشور بهره مند گردیده ودر فرایند های مختلف مربوط به حیات ملی کشور ما مشارکت داشته باشند.  

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید