روزنامه اصلاح

دولت‌های منطقه، طالبان را مشـوره‌ی غلط ندهـند

قرار گزارش ها، مقامات دولتی در فدراتیف روسیه خواهان تداوم روند مذاکرات دوحه واز سرگیری گفتگو های امریکا و طالبان شده اند. این موضوع از سوی مقامات روسیه درست در زمانی مطرح گردیده که گفته می شود یک هیئت سه نفره از دفتر سیاسی گروه طالبان در شهر دوحه ی کشور شاهی قطر تحت ریاست شیرمحمد عباس استانکزی سرگرم دیدار از مسکو و گفتگو با مقامات فدراتیف روسیه است. این هیئت هدف از این سفر ودیدار را مشوره با “دوستان منطقوی” شان گفته است.

   نماینده گان گروه طالبان زمانی به مشوره با “دوستان منطقوی” شان رو آورده که گفتگوهای صلح این گروه با هیئت مذاکره کننده ی امریکایی از سوی دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا متوقف و فیصله های به عمل آمده ملغی قرار داده شده است. رییس جمهور ایالات متحده امریکا که قرار بود با رییس جمهور غنی و نماینده گان گروه طالبان به طور جداگانه در کمپ دیوید؛ محلی که معمولا رؤسای جمهور ایالات متحده ی امریکا تعطیلات خود را در آنجا سپری می کنند، دیدار کند. حتا گفته شده بود که او توافقنامه ی تسوید شده از سوی زلمی خلیلزاد ونماینده گان دفتر سیاسی گروه طالبان را امضا کند؛ به یکباره گی روند جاری گفتگو های صلح با این گروه را متوقف وبرنامه ی دیدار وهمچنان فیصله های به عمل آمده را برای فعلا ملغی قرار داد. او دلیل این کار را حمله ی موتر بمب از سوی یکی از عمال گروه طالبان در
منطقه ی شش درک کابل دانست که در نتیجه ی آن به شمول یک سرباز امریکایی دوازده تن جان باختند. رییس جمهور ترامپ در صفحه ی تویترش خطاب به طالبان نوشت که آنان« از سر جهالت ویا هم از سر غرور می خواستند که در جریان مذاکرات امتیاز بیشتر به دست بیاورند، در حالیکه آنان اشتباه بزرگی را مرتکب شدند.»

   گروه طالبان از آن جا که امریکاییان دولت افغانستان را دور زده و مستقیما با این گروه وارد مذاکره شده وآن  گروه را اعتبار بیش از حد بخشیده و در حد یک شریک گفتگو با ایالات متحده ی امریکا بالا برد، دچار توهم زیادی شده و تصور کرده بودند که این آن ها بوده اند که بر امریکا پیروز شده و خود شان را در یک قدمی تصرف کل افغانستان و تشکیل دولت و احیای امارت خود شان می دیدند. آنان می خواستند با ازدیاد فشار نظامی و بالا بردن میزان خشونت امتیازات بیشتری را در مذاکرات مطالبه کنند. طالبان دچار این توهم شده بودند که نیازی ندارند با دولت افغانستان مذاکره کنند. بار ها اعلام کردند، به قول خود شان با اداره ی کابل مذاکره نمی کنند. طالبان فکر می کردند پس از آنکه به قول خود شان به اشغال کشور خاتمه دادند، دولت و نظم مبتنی بر قانون اساسی را سقوط داده و نظام دلخواه خود شان را سامان خواهند بخشید. به این جهت تمام توان خود را به کار بستند، خشونت ها را تشدید کردند و عملیات های انتحاری و انفجاری را چند برابر کردند.

   این در حالی بود که افکار عمومی در افغانستان و نیز آگاهان مسایل سیاسی وامنیتی روند جاری گفتگو های امریکاییان در شهر دوحه ی کشور شاهی قطر به صورتی که در پیش گرفته شده و جریان داشت را یک اشتباه بزرگ می پنداشتند. زیرا نادیده گرفتن دولت قانونی افغانستان به حیث نماینده ی مشروع مردم افغانستان ودارای حق انحصاری بر هر گفتگویی در خصوص مسایل مرتبط به سرنوشت مردم و کشور ما، اشتباه و نادرست بود. واز سوی دیگر ارتقا بخشیدن یک گروه در حد شریک گفتگو با یک دولت آنهم در سطح ایالات متحده ی امریکا و نا دیده گرفتن هویت و نوع کنشگری این گروه در زمینه ی کشتار و ویرانی و جنگ در برابر یک دولت مشروع و نظم مبتنی بر قانون اساسی، اشتباه دیگری بود که باعث شد این گروه خود را پیروز میدان و به قول خود شان قهرمان ضد اشغال تصور کنند. آنان در مذاکرات خواسته های بلند بالایی را مطرح کرده و به هیچ صورت کوتاه نیامده و بر خواسته های شان پافشاری کردند واز این طریق کوشش به خرج دادند تا هر طوری شده آن را بر مردم افغانستان تحمیل کنند.

اینک روند دوحه به بن بست مواجه شده و گفتگو های که تصور می شد به صلح امریکاییان و گروه طالبان منجر شده و راه خروج نظامیان خارجی از افغانستان را هموار و به طالبان این فرصت فراهم می شود تا به فکر راضی کردن سایر گروه های قومی و احزاب سیاسی شده و مقدمات احیای امارت شان که قصدا در مسوده توافقنامه از آن نام برده شده بود را فراهم کنند؛ عملا متوقف گردیده و روند صلح امریکا با این گروه به قول رییس جمهور امریکا ” مرده است”، و فیصله های به عمل آمده ملغی قرار داده شده است.

  ایجاب میکند تا مسئله آنگونه که است درک شود و علل شکست روند دوحه به درستی شناسایی وبه صورت ریالستیک قبول شود و کوشش به عمل نیاید که بار دیگر آن اشتباهات تکرار نگردد و راهی که غلط از آب در امده بار دیگر پیموده نشود و نه به طالبان مشوره ی غلط داده شود. زیرا ” بار کج هیچ گاه به منزل نمی رسد”.  

   دلیل مسئله هم واضح است. و آن اینکه دور زدن دولت افغانستان و پیشبرد مذاکره در غیاب نماینده ی اصلی و مشروع مردم افغانستان یک اشتباه محض بوده و پیامد آن توهم بی مورد طالبان و خود بزرگ بینی این گروه که سبب گردید تا آن ها از درک واقعیت های موجود جامعه ی افغانی عاجز آیند و تصور کنند که از این راه می توانند به اهدافی که سالها نتوانسته اند به تحقق رسانند، دسترسی پیدا کنند. امری که باعث شد  مذاکرات به شکست بیانجامد.

   دولت فدراتیف روسیه و یا هر دولت دیگری که علاقه مند کمک بر روند صلح افغانستان استند، باید از این واقعیت چشم نپوشند که افغانستان امروز دارای یک دولت مشروع و قانونی است که در هر دو سطح ملی و بین المللی از مشروعیت برخوردار است. این دولت بر بنیاد مفاد احکام قانون اساسی و نیز بر اساس اعتمادی که شهروندان کشور به آن دارند، حق انحصاری بر هر روندی دارد که در ارتباط سرنوشت کشور و مردم افعانستان قرار است روی دست گرفته شده و به اجرا گذاشته شود.

   بناً لازم است تا مقامات دولت فدراتیف روسیه که بنا بر برخی گزارش ها بر از سر گیری مذاکره میان امریکاییان و گروه طالبان تاکید دارند، با درک درست از اشتباهی که ۹ دور مذاکره ی پیش از این با آن مواجه بود به طالبان و امریکاییان مشوره ی درست بدهند و اشتباه ۹ دور
مذاکره ی پیشین در این بود که این نشست ها به صورت یکجانبه ودر
غیابت دولت افغانستان وصرفا میان هیئت امریکایی وگروه طالبان در جریان بود وبی آنکه دیدگاه دولت و مردم افغانستان لحاظ شود، میخواستند مسئله را به زعم خود شان خاتمه دهند و دولت و مردم افغانستان را در برابر یک عمل انجام شده قرار دهند. چیزی که دلیل اصلی به بن بست مواجه شدن آن می باشد.

   دولت های منطقه به ویژه دولت فدراتیف روسیه به طالبان تفهیم کنند که اگر واقعا میخواهند صلح در افغانستان به تحقق برسد و جنگ خاتمه پیدا کند، باید چند کار به
گونه ی همزمان صورت بگیرد.

۱- در قدم نخست یک آتش بس سرتاسری و دراز مدت اعلام شود. صلح با خشونت ورزی و تشدید جنگ به دست نمی آید و نه خشونت کدام مشکلی را حل کرده میتواند. آن زمان هم دیگر گذشته که یک گروه بخواهد اراده ی خود را از طریق زور بالای مردم افغانستان تحمیل کند.

۲- مذاکرات با جانب دولت افغانستان منحیث نماینده ی مشروع مردم این کشور به گونه ی مستقیم و رو در رو آغاز شود. مشکلات و معضلاتی که در این میان موجود است بی پرده در این مذاکرات مطرح و با حوصله مندی تجزیه و تحلیل شده و بهترین راه برون رفت برای آن ها جستجو و به منصه ی اجرا گذاشته شود.

۳- طالبان مجبورند تغییرات به وجود آمده در جامعه ی افغانی را بپذیرند وبه واقعیت های موجود و ملموس جامعه تن دهند. آنان باید بپذیرند که افغان ها به هیچ قیمتی از دستاورد های دو دهه ی پسین و نیز ارزش های مندرج قانون اساسی تیر نمی شوند. مردم از جمهوریت و مردمسالاری نمی گذرند و حکومت تحمیلی در هر چهره ای که باشد واز جمله امارت یک گروه را نمی پذیرند.

   گیرم که طالبان و امریکاییان توافقنامه امضا می کردند، اما از آنجایی که پای دولت افغانستان در میان نبود فیصله های شان اجرایی نمی شد و روی کاغذ می ماند. از این مهمتر مردم افغانستان در برابر آن می ایستادند و مقاومت می کردند و بحران تازه ای به راه می افتاد و مشکل به هیچ صورت حل نمی گردید.

 بحث دیگر موضوع نگرانی هایی است که فدراتیف روسیه از ناحیه ی تهدید های امنیتی خود دارد. پیش از این گفته شده است که روس ها به خاطری با طالبان رابطه ایجاد کرده است و حتا گزارش های هم به نشر رسید که دولت و سازمان استخباراتی آن کشور برخی تسهیلات آموزشی و اطلاعاتی و حتا تجهیزات جنگی برای این گروه فراهم می کند؛ که می خواهند با نفوذ احتمالی داعش از قلمرو افغانستان به آسیای میانه که آن جا را حیاط خلوت خود می پندارد مقابله کنند. در حالی که روسیه برای رفع این نگرانی میتواند از طریق همکاری حکومت افغانستان اقدام کند. دولت افغانستان که متعهد به تمام کنوانسیون های بین المللی و پابند همه ی پرنسیپ های حقوقی حاکم بر نظام بین الملل است، مرجع مطمین برای تحقق بخشیدن به اهداف امنیتی کشور های عضو سازمان ملل و ممالک دوست است. در حالیکه گروه طالبان با پیوندی که با جهادیست های بین المللی دارد، یک آدرس مطمین در این راستا نمی باشد. این گروه همینک از جدایی طلبان چیچن، اینگوش و جنبش اسلامی ازبیکستان و…، میزبانی میکند. این گروه ها از حمایت صد در صدی طالبان برخوردار اند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید